Today's word: نحمیا ۷:‏۷۳ب تا آخر فصل ۸ | Bible Study: مزمور ۹۰مزمور ۹۲رومیان ۱۵:‏۲۲ تا آخر

اکنون عزرا و نحمیا در کنار یکدیگر دیده می‌شوند. آن کاتب وفادار و آن اصلاح‌گر سیاسی، در این گردهم‌آیی عظیم، به‌طور مشترک از منبری استفاده کردند تا کتاب تورات را خوانده، آن را توضیح دهند و جشن آلاچیق‌ها را افتتاح کنند. کل این بخش از روایت کتاب نحمیا، منعکس‌کنندهٔ مرحلهٔ انتقالی مهمی در تاریخ اسرائیل می‌باشد، یعنی تجمع مجدد جماعت در اورشلیمی که بازسازی شده، و ملاقات ایشان با خدا از طریق قرائت تورات و پذیرش آن.
واکنش اولیه به قرائت تورات، حاکی از احساس عمیقی از شکست و ناکارآمدی بود. اما نحمیا و عزرا گفتند که این یک روز مقدس است، روز جشن و شادمانی. خدا از قوم خود تفقد به‌عمل آورده بود و ایشان به منظور تصدیق توجه او به ایشان از همان روزگار خروج از مصر تا آن روز، می‌بایست با اقامت در سرپناه‌هایی موقت، این جشن را برگزار می‌کردند، و از این طریق، اعتماد خود را به محافظت الهی و توجه او به تأمین نیازهای ایشان، به شکل یک نقش‌آفرینی نشان می‌دادند.

در انجیل یوحنا، در انتهای جشن آلاچیق‌ها بود که عیسی تشنگان را دعوت کرد تا نزد او بیایند و بنوشند و عطیهٔ روح‌القدس را به آنانی که به او ایمان می‌آورند، وعده داد (یوحنا ۷:‏۳۷-‏۳۹). مسیحیان، از طریق مسیح، وارث وعده‌های خدا به اسرائیل می‌گردند. با وجود گناهان و کوتاهی‌های ما، خدا زندگی ما را احیا می‌کند، و به‌واسطهٔ تأمین نیازهای ما به بقا، تداوم و شکوفایی، محبت خود را آشکار می‌فرماید. امروز در دعاهای ما، باید جایی برای شادی و قدرشناسی برای همهٔ نیکویی‌های خدا وجود داشته باشد.

Today's Prayer

ای پدر پر از فیض و رحمت،
تو به‌واسطهٔ اطاعت عیسی،
رستگاری را به دنیای سرکش و طغیانگر ما آوردی:
ما را با ارادهٔ خودت همسو ساز،
تا ببینیم که همه چیز در او به حالت اول خود بر می‌گردد،
در او که نجات‌دهندهٔ ما، عیسای مسیح است.

Bible Study

نحمیا ۷:‏۷۳ب تا آخر فصل ۸

پس کاهنان و لاویان و نگهبانان دروازه و سرایندگان و برخی از مردم و خادمان معبد و تمامی اسرائیل در شهرهایشان سکونت گزیدند. چون ماه هفتم فرا رسید، بنی‌اسرائیل در شهرهایشان قرار گزیده بودند.
آنگاه تمامی قوم همچون یک تن در میدانِ مقابل دروازۀ آب گرد آمدند. آنان به عِزرای کاتب گفتند که کتاب شریعت موسی را که خداوند به اسرائیل امر فرموده بود، بیاورد. پس در نخستین روز از ماه هفتم، عِزرای کاهن تورات را به حضور جماعتی از مردان و زنان و همۀ کسانی که می‌توانستند آنچه را می‌شنوند درک کنند، بیاورْد. او از سپیده‌دم تا نیمروز، در حالی که روی به سوی میدانِ مقابل دروازۀ آب داشت، آن را در حضور مردان و زنان و تمامی کسانی که می‌توانستند درک کنند، قرائت کرد. و تمامی قوم به کتاب تورات گوش فرا دادند. عِزرای کاتب بر منبر چوبینی که برای همین کار ساخته شده بود، بایستاد. کنار او، بر جانب راستش مَتّیتیا، شِمَع، عَنایا، اوریا، حِلقیا و مَعَسیا، و بر جانب چپش فِدایاه، میشائیل، مَلکیا، حاشوم، حَشبَدّانَه، زکریا و مِشُلّام ایستاده بودند. آنگاه عِزرا کتاب را در برابر چشمان تمامی قوم گشود، زیرا بالاتر از همۀ مردم بود. و چون آن را گشود، همۀ مردم ایستادند. عِزرا، یهوه خدای عظیم را متبارک خواند و تمامی مردم با دستهایی برافراشته، در پاسخ گفتند: «آمین! آمین!» سپس خم شدند و روی بر زمین نهاده، خداوند را پرستش کردند. در همان حال که قوم بر جای خود ایستاده بودند، یِشوعَ، بانی، شِرِبیا، یامین، عَقّوب، شَبِتای، هودیا، مَعَسیا، قِلیطا، عَزَریا، یوزاباد، حانان و فِلایا، که از لاویان بودند، مردم را در درک تورات یاری می‌دادند. آنان از کتاب، یعنی از تورات خدا، می‌خواندند و آن را توضیح داده، مفهومش را بیان می‌کردند تا مردم آنچه را که قرائت می‌شد، دریابند. نِحِمیا، که فرماندار بود، و عِزرای کاهن و کاتب، و لاویانی که قوم را در درک تورات یاری می‌دادند، به تمامی مردم گفتند: «امروز برای یهوه خدای شما روزی مقدس است، پس ماتم و زاری مکنید.» زیرا تمامی قوم به هنگام شنیدن کلمات تورات، می‌گریستند. آنگاه نِحِمیا بدیشان گفت: «بروید و خوراکهای لذیذ بخورید و شربتها بنوشید و سهم‌ها برای آنان که چیزی مهیا نکرده‌اند بفرستید، چراکه امروز برای خداوندگار ما مقدس است. اندوهگین مباشید، زیرا شادی خداوند، قوّت شماست.» لاویان همۀ مردم را آرام کرده، می‌گفتند: «خاموش باشید، زیرا امروز روزی مقدس است؛ اندوهگین مباشید.» پس تمامی قوم رفتند تا بخورند و بیاشامند و سهم‌ها بفرستند و شادی عظیم کنند، زیرا کلامی را که بدیشان بیان شده بود درک کردند. در روز دوّم، سران خاندانهای تمامی قوم همراه با کاهنان و لاویان نزد عِزرای کاتب گرد آمدند تا کلمات تورات را فرا گیرند. آنان به این نوشته در تورات برخوردند که خداوند به واسطۀ موسی فرمان داده بود که بنی‌اسرائیل باید در عیدِ ماه هفتم، در آلاچیقها ساکن شوند، و اینکه باید در همۀ شهرهای خویش و در اورشلیم اعلان کنند و ندا در داده، بگویند: «به تپه‌ها بیرون رفته، شاخه‌های زیتون و شاخه‌های زیتون وحشی و شاخه‌های آس و شاخه‌های نخل و شاخه‌های درختان پربرگ با خود بیاورید و با آنها، بنا بر آنچه نوشته شده است، آلاچیق بسازید.» پس مردم بیرون رفته، آنها را آوردند و هر یک بر بامِ خانۀ خویش و در حیاط خود و در صحنهای خانۀ خدا و در میدانِ کنار دروازۀ آب و میدان کنارِ دروازۀ اِفرایِم، برای خویشتن آلاچیقها ساختند. تمامی جماعتی که از اسارت بازگشته بودند، آلاچیقها ساخته، در آنها ساکن شدند، زیرا از روزگار یوشَع پسر نون تا آن روز، بنی‌اسرائیل چنین نکرده بودند. پس شادی بس عظیمی رخ نمود. عِزرا هر روزه، از روز نخست تا روز آخر، از کتاب تورات خدا قرائت می‌کرد. آنان عید را هفت روز برگزار کردند، و در روز هشتم، بر حسب قوانین، گردهم‌آییِ مخصوص بر پا شد.

مزمور ۹۰

خداوندگارا، مسکن ما تو بوده‌ای، نسل اندر نسل. پیش از آنکه کوهها زاده شوند، یا تو زمین و جهان را به وجود آوری، از ازل تا به ابد تو خدایی. انسان را به خاک بازمی‌گردانی و می‌گویی: «ای بنی آدم، بازگردید!» زیرا هزار سال در نظر تو همچون روزی است که گذشت یا چون پاسی از شب. ایشان را همچون سیلاب می‌روبی؛ همچون خوابند، همچون علفی که بامدادان تازه می‌شود: بامدادان می‌شکفد و می‌روید و شامگاهان پژمرده و خشک می‌شود. زیرا به خشم تو پایان می‌پذیریم، و به غضبت پریشان می‌گردیم. تقصیرهایمان را فرا رویت نهاده‌ای، و گناهان پنهانمان را در پرتو حضورت. زیرا روزهایمان به تمامی در خشمت کاهیده می‌شود، و سالهایمان را چون آهی به سر می‌رسانیم؛ روزهای عمر ما هفتاد سال است و اگر قوی باشیم، هشتاد سال. اما مایۀ فخری در آنها جز محنت و اندوه نیست؛ زیرا به‌سرعت می‌گذرند و پرواز می‌کنیم. کیست که از قدرت خشم تو آگاه باشد؟ زیرا خشم تو به عظمت ترسی است که باید از تو داشت. پس ما را بیاموز تا روزهای خود را بشماریم، تا دلی خردمند حاصل کنیم. خداوندا، برگرد! تا چند؟ بر بندگانت شفقت فرما. صبحگاهان ما را از محبت خود سیر کن تا تمامی عمرمان شادمانه بسراییم و شادی کنیم. شادمانمان گردان در عوض روزهایی که مبتلایمان ساختی، و سالهایی که بلا دیدیم. اعمال تو بر بندگانت نمایان شود و کبریایی تو بر فرزندان ایشان. لطف خداوندگارْ خدای ما بر ما باد! عمل دستهای ما را برایمان استوار گردان؛ آری، عمل دستهای ما را استوار گردان.

مزمور ۹۲

چه نیکوست خداوند را ستودن، و در وصف نام تو، ای متعال، سراییدن؛ بامدادان محبت تو را اعلام کردن، و شامگاهان وفاداری تو را، با نوای بربطِ ده‌تار و نغمۀ چنگ. زیرا که تو ای خداوند، مرا به کارهایت شادمان ساخته‌ای؛ پس در وصف اعمال دستهای تو شادمانه می‌سرایم. اعمال تو ای خداوند چه عظیم است، و اندیشه‌هایت چه ژرف! مرد وحشی نمی‌داند و نادان این را درنمی‌یابد که هرچند شریران چون علف برویند و بدکاران جملگی بشکفند، برای این است که تا به ابد هلاک گردند؛ اما تو ای خداوند، تا به ابد متعال هستی! زیرا که دشمنانت، ای خداوند، آری دشمنانت، به‌یقین نابود خواهند شد، و بدکاران جملگی پراکنده خواهند گشت. اما تو شاخ مرا همچون شاخ گاو وحشی برافراشته‌ای، و روغن تازه بر من فرو ریخته‌ای. پارسا چون درخت خرما خواهد شکفت، و همچون سرو آزاد لبنان نمو خواهد کرد؛ دیدگانم شکست دشمنانم را دیده است، و گوشهایم خبر سقوط مخالفانِ شریرم را شنیده است. آنان که در خانۀ خداوند غرس شده‌اند، در صحنهای خدای ما خواهند شکفت. در پیری نیز میوه خواهند آورد و تر و تازه و سبز خواهند بود، تا اعلام کنند که خداوند راست است؛ او صخرۀ من است و در او ذره‌ای بی‌انصافی نیست.

رومیان ۱۵:‏۲۲ تا آخر

به همین سبب، بارها از آمدن نزد شما بازداشته شده‌ام. امّا اکنون که در این مناطق، دیگر جایی برای کار من باقی نمانده، و از آنجا که سا‌لهاست مشتاق آمدن نزد شما هستم، امید دارم سر راهم به اسپانیا، به دیدار شما بیایم تا پس از آنکه چندی از مصاحبت شما بهره‌مند شدم، مرا در سفر به آنجا یاری دهید. در حال حاضر آهنگِ اورشلیم دارم تا مقدسین را در آنجا خدمت کنم، زیرا کلیساهای مقدونیه و اَخائیه را پسند آمد که برای تنگدستانِ مقدسینِ اورشلیم کمک مالی بفرستند. آنها خود به انجام این کار رغبت داشتند؛ و در واقع مدیون آنها نیز بودند، زیرا اگر غیریهودیان در برکات روحانی یهودیان شریک شدند، آنها نیز به نوبۀ خود این دِین را به یهودیان دارند که با دارایی مادی خود، ایشان را خدمت کنند. بنابراین، چون این کار را به انجام رسانم و مطمئن شوم که آنان این ثمره را دریافت کرده‌اند، با گذر از نزد شما، رهسپار اسپانیا خواهم شد. می‌دانم که وقتی نزد شما بیایم، با برکت کامل مسیح خواهم آمد. ای برادران، به‌خاطر خداوند ما عیسی مسیح و محبت روح، از شما استدعا دارم که برای من به درگاه خدا دعا کنید، و با این کار در مجاهدۀ من شریک باشید. دعا کنید از گزند بی‌ایمانانِ یهودیه جان سالم به در برم و خدمتم در اورشلیم نزد مقدسینِ آنجا پذیرفته آید. آنگاه به خواست خدا می‌توانم با شادی نزد شما بیایم تا در کنار شما تجدید‌قوا کنم. خدای صلح و سلامت همراه همگی شما باشد. آمین.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *