برای برخی، لحن آشکار نظامی در این آیات پایانی نامه، ممکن است ناراحتکننده یا آزاردهنده باشد. اما نباید فراموش کنیم که این اشارات از محیطی ناشی میشوند که در آن، قدرت نظامی همواره حاضر و محسوس بود. در ضمن، پولس مانند اکثر بخشهای این نامهاش، مخاطبین خود را ترغیب میکند تا دائماً بنگرند و ببینند و در ذهن خود مجسم کنند که وقتی مسیح را دربَر میکنیم و میپوشیم، زندگی چگونه خواهد بود.
همچنین پولس در چارچوبی سخن میگفت که در آن، حس نیرومندی از نبرد علیه شرارت وجود داشت، و من از خود میپرسم که نکند ما آن دیگر از نظر دور داشتهایم که این نبرد چگونه است. اگر موقعیتهایی را تجربه کرده باشیم که در آن حضور شرّ کاملاً محسوس بوده است، ناگزیر خواهیم بود که خود را با آنچه که «اسلحه» خوانده شده، مجهز سازیم، حتی اگر اسلحهٔ نور باشد. داستان زندگی ایمانی ما آکنده است از چنین تصاویری، و از اینرو نباید نسبت به پوشیدن قدرت این ایمان بیمیل باشیم.
این بخش پایانی تمامیت زندگی مسیحی را بهوضوح در چارچوب پیکار میان خیر و شرّ قرار میدهد. این امر برای پولس بسیار اساسی است، تا آن حد که نادیده گرفتن آن به معنی ردکردن کل پیام اوست، پیامی که اینچنین پرشور و دقیق بیان شده است.
اکنون که به انتهای این نامه رسیدهایم، ممکن است بار دیگر در اثر شور و حرارت کلمات آن تکان خورده باشید. شکی نیست که چارچوب زمانی آن با روزگار ما فاصلهٔ بسیار دارد، اما چالشهای آن امروز نیز حیّ و حاضر است. پس ممکن است بپرسیم که چه چیزی امروزه برای ما تغییر کرده است؟