اشعیا به‌تندی از ارتداد قوم اسرائیل انتقاد می‌کند. «جملگی خدانشناس و شریرند.» این یکی از یأس‌آورترین و اندوه‌بارترین بخش‌های کتاب‌مقدس است. حتی یک آدم اَمین نیز یافت نمی‌شد. به‌همین سبب است که دست خدا برای داوری و مکافات علیه قومش دراز شده بود. این عبارت چهار بار تکرار شده است: «… خشم او هنوز برگردانیده نشده و دست او همچنان دراز است.».
دست انسان اگر به صورت مچِ گره‌شده یا به شکل یک سلام نظامی هراس‌انگیز یا با گرفتن اسلحه نمایان شود، می‌تواند تهدیدکننده باشد. اما همان دست می‌تواند کودکی آشفته را آرام سازد. دو نفر که عاشق یکدیگرند یا پیمان ازدواج می‌بندند، دست در دست هم می‌نهند. دست می‌تواند عامل شفا باشد، چه از طریق آیینی مقدس و چه در اتاق عمل جراحی. لذا چندان تعجب‌آور نیست که تصویرپردازی دربارۀ دست خدا چنین تأثیر نیرومندی بر ذهن انسان می‌گذارد.

اما ممکن نیست ایمانداران این آیات را بخوانند و به یاد شکل دیگری از «دراز شدن دست» نیفتند- دست‌های عیسی که به صلیب میخکوب شده بود. دست‌های او دراز شده بود، اما نه برای محکوم ساختن، بلکه به نشانۀ شفقت و دلسوزی. همچنین همین دست‌های عیسی جذامیان را لمس می‌کرد و کودکان را در آغوش می‌کشید. همین دست بود که بر بیماران، بر ناشنوایان و بر مفلوجان نهاده می‌شد. نمی‌توانیم ببینیم که «دست او همچنان دراز است»، بدون اینکه کار آشتی‌بخش دست‌های عیسای مسیح در جهان خود را تشخیص دهیم. دعایی که معمولاً نادرست به قدیسه ترزای اهل آویلا نسبت داده شده، می‌گوید که مسیح در حال حاضر بر روی زمین، هیچ دستی ندارد جز دست‌های ما. امروز دست خود را به سوی چه کسی دراز خواهیم کرد؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *