Today's word: نحمیا ۹:‏۱-‏۲۳ | Bible Study: مزمور ۸۸مزمور ۹۵رومیان ۱۶:‏۱-‏۱۶

آنچه به شخصیت ایمانداران شکل می‌بخشد، خاطراتی است بر پایهٔ تاریخ و نیز تجربیات جمعی و انفرادی ایشان. قوم پس از برگزاری جشن آلاچیق‌ها، وارد دُوری تازه از روزه‌داری شدند و خود را از آنانی که از تبار اسرائیلی نبوده و در خاطرات کهن ایشان سهمی نداشتند، جدا ساختند. دعای عزرا خلاصه‌ای بود از تمام ماجراهای کتاب‌مقدس، از زمان آفرینش «تا امروز». اینها همگی ماجراهایی بودند شکوهمند و نیز هولناک حاوی وعده‌ها، گزینش‌ها، فتوحات و پیمان‌شکنی‌ها. قوم خدا پیوسته کوتاهی می‌کردند، اما خدا وفادار باقی مانده بود و ایشان را احیا می‌ساخت و مورد تفقد قرار می‌داد.
این دعا گرچه بازگوکنندهٔ تاریخ اسرائیل است، اما الگویی برجا می‌گذارد که مسیحیان نیز باید آن را تشخیص دهند. همان‌طور که «شکرگزاری عام» (در «کتاب دعای کلیسای انگلیکن»/م.) بیان می‌دارد، ما خدا را برای «آفریدن ما، حفاظت از ما، و همهٔ مواهب این زندگی» سپاس می‌گوییم. در ضمن اینکه بر قصورات و پیمان‌شکنی‌های خود تأمل می‌کنیم، خدا را «برای رستگاری دنیا به‌واسطهٔ خداوندگارمان، عیسای مسیح» شکر می‌کنیم. ایمانی تر‌و‌تازه و پرشور، صرفاً به‌دنبال چیزی نو و متفاوت نیست، بلکه خود را از درون احیا می‌سازد، آن هنگام که آنچه را که خدا برای ما انجام داده است را به‌یاد می‌آوریم و اجازه می‌دهیم این خاطره‌ها به انتظارات روزمرهٔ ما شکل ببخشد.

این چرخهٔ تکرارشونده از خاطرات و امید، کار روح‌القدس در درون ماست، هم او که ما را تعلیم داده، تبدیل به قومی می‌سازد که ثمرهٔ تقدّس، مهربانی و نیکویی را به بار می‌آورند. امروز خدا را سپاس بگوییم «از بابت ابزار فیض و به‌خاطر امیدِ پرجلال».

Today's Prayer

خدایا، ای محافظ جمیع آنان که به تو توکل می‌کنند،
که بدون تو، نه چیزی قدرتمند است، و نه چیزی مقدس:
رحمت خود را بر ما فزونی بخش،
تا با تکیه به تو که فرمانروا و هادی ما هستی،
چنان از میان امور دنیایی و گذرا عبور کنیم،
که امور جاویدان و باقی را از کف ندهیم؛
این را به ما ارزانی بدار، ای پدر آسمانی،
به‌خاطر عیسای مسیح، خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

نحمیا ۹:‏۱-‏۲۳

در روز بیست و چهارم همان ماه، بنی‌اسرائیل روزه‌دار و پلاس در بر و خاک بر سر گرد آمدند. آنگاه کسانی که اصل و نسَبشان اسرائیلی بود خویشتن را از تمامی بیگانگان جدا کرده، بر پا ایستادند و به گناهان خود و به تقصیرات پدرانشان اعتراف کردند. آنان در جای خود ایستاده، یک چهارمِ روز از کتاب تورات یهوه خدای خود خواندند و یک چهارم دیگر به گناهانشان اعتراف کردند و یهوه خدای خویش را پرستش نمودند. یِشوعَ و بانی و قَدمیئیل و شِبَنیا و بونّی و شِرِبیا و بانی و کِنانی بر منبر لاویان ایستادند و نزد یهوه خدای خویش فریاد برآوردند. آنگاه لاویان، یعنی یِشوعَ و قَدمیئیل و بانی و حَشَبنیا و شِرِبیا و هودیا و شِبَنیا و فِتَحیا گفتند: «برخیزید و یهوه خدایتان را که از ازل تا ابد هست، متبارک بخوانید. «متبارک باد نام پر جلال تو که برتر از هر برکت و ستایش است. تویی تنها خداوند. تویی که فلک و فلک‌الافلاک را با تمامی لشکرشان، و زمین را با هرآنچه بر آن است، و دریاها را با هرآنچه در آنهاست، ساخته‌ای. تویی که به همۀ آنها حیات می‌بخشی، و لشکریان آسمان پرستِشَت می‌کنند. تویی یهوه خدا که اَبرام را برگزیده، از اورِ کَلدانیان بیرون آوردی و او را ابراهیم نامیدی. تو دل او را به حضور خود امین یافته، با وی عهد بستی که زمین کنعانیان و حیتّیان و اَموریان و فِرِزّیان و یِبوسیان و جِرجاشیان را به او ارزانی داشته، به نسل او بدهی. و تو به وعدۀ خویش وفا کردی، چراکه عادلی. «تو مصیبت پدران ما را در مصر دیدی و فریادشان را نزد دریای سرخ شنیدی. تو آیات و معجزات بر ضد فرعون و همۀ خادمانش و تمامی مردم سرزمینش به ظهور آوردی، زیرا می‌دانستی با پدران ما متکبرانه عمل نمودند. تو برای خود آوازه‌ای به هم رساندی که تا به امروز پا برجاست. دریا را پیش روی ایشان شکافتی به گونه‌ای که از میان آن بر خشکی عبور کردند، و تعقیب‌کنندگانِ ایشان را همچون سنگی در میان آبهای زورآور، به ژرفاها درافکندی. آنان را در روز با ستون ابر، و در شب با ستون آتش، رهبری کردی تا راهی را که می‌بایست بروند، بر آنها روشن سازی. بر کوه سینا فرود آمده، از آسمان با ایشان سخن گفتی و قوانین درست، شرایعِ بر حق، و فرایض و فرمانهای نیکو بدیشان دادی، و شَبّاتِ مقدس خویش را به آنان شناسانیدی، و به دست خادمت موسی فرامین و فرایض و شرایع بدیشان امر فرمودی. برای رفع گرسنگی، از آسمان بدیشان نان دادی، و برای رفع تشنگی، از صخره برایشان آب بیرون آوردی، و بدیشان گفتی به زمینی که سوگند خوردی تا بدیشان ببخشی، داخل شده، آن را به تصرف آورند. «لیکن آنان، یعنی پدران ما، متکبرانه رفتار کردند و گردن خویش سخت ساخته، از فرمانهای تو اطاعت نکردند. از گوش فرا دادن ابا نمودند و کارهای عجیبی را که در میانشان به عمل آوردی، به یاد نیاوردند، بلکه گردن خویش را سخت ساختند و رهبری برگماشتند تا به بندگی خویش در مصر بازگردند. اما تو خدایی آمرزنده، فیاض و رحیم، و دیرخشم و آکنده از محبتی؛ از این رو ایشان را ترک نگفتی. حتی آن هنگام که برای خود گوسالۀ ریخته‌شده ساختند، و گفتند: ”این است خدای تو که تو را از مصر بیرون آورد،“ و یا مرتکب اعمال قبیح شدند، تو به سبب رحمت عظیم خود، ایشان را در بیابان وانگذاشتی. ستون ابر در روز از فراز ایشان دور نشد بلکه ایشان را در مسیرشان رهبری نمود، و نه ستون آتش در شب، تا راهی را که می‌بایست بروند، بر آنها روشن سازد. و روح نیکوی خود را برای تعلیم ایشان عطا فرمودی. و مَنّای خود را از دهانشان بازنداشتی، و برای رفع تشنگی، بدیشان آب دادی. چهل سال در بیابان برای ایشان تدارک دیدی، که به چیزی محتاج نشدند؛ جامه‌هایشان مندرس نشد و پاهایشان وَرَم نکرد. «تو ممالک و قومها را بدیشان بخشیدی و هر گوشه از زمین را میانشان تقسیم کردی. ایشان سرزمین سیحون، پادشاه حِشبون، و سرزمین عوج، پادشاه باشان را متصرف شدند. تو فرزندان ایشان را همچون ستارگان آسمان بی‌شمار گردانیدی و آنان را به سرزمینی درآوردی که به پدرانشان گفتی بدان داخل شده، آن را متصرف گردند.

مزمور ۸۸

ای یهوه، خدای نجات من، روز و شب نزد تو فریاد برمی‌آورم! دعایم به حضور تو برسد! گوش خود را به فریادم مایل گردان! زیرا جان من از بلایا آکنده شده است، و حیاتم به هاویه نزدیک گشته. در شمار فرو روندگانِ به هاویه شمرده شده‌ام؛ همچون مردی هستم که او را توانی نیست. در میان مردگان رها گشته‌ام، همچون کشتگانی که در گور آرمیده‌اند؛ که دیگر به یادشان نمی‌آوری و از دست تو بریده شده‌اند. مرا در عمیق‌ترین حفره نهاده‌ای، در تاریکیها، در ژرفناها! خشم تو بر من سنگین شده است؛ با همۀ امواجت مرا مبتلا ساخته‌ای. سِلاه همدمانِ مرا از من گرفته‌ای و از من بیزارشان کرده‌ای! محبوس گشته‌ام و مرا راه گریزی نیست؛ دیدگانم از اندوه تار شده است. خداوندا، هر روزه تو را می‌خوانم، و دستان خود را به سویت دراز می‌کنم. آیا شگفتیهای خود را به مردگان می‌نمایانی؟ آیا رَفتگان برمی‌خیزند تا تو را بستایند؟ سِلاه آیا از محبتت در گور سخن خواهد رفت، یا از وفاداریت در دیار هلاکت؟ آیا شگفتیهایت در تاریکی شناخته می‌شود، و کارهای عادلانه‌ات در دیار فراموشی؟ اما من نزد تو ای خداوند، فریاد کمک برمی‌آورم؛ بامدادان دعای خود را به پیشگاهت تقدیم می‌کنم. خداوندا، چرا جان مرا ترک می‌کنی و روی خود را از من می‌پوشانی؟ از جوانی، مبتلا و نزدیک به مرگ بوده‌ام؛ از تو به هراس افتاده و درمانده‌ام. خشم تو از سر من گذشته، و کارهای خوفناک تو هلاکم کرده است. همۀ روز چون آب مرا احاطه کرده، و از هر سو مرا محاصره نموده است. یاران و دوستانم را از من دور کرده‌ای؛ تنها همدمم تاریکی است.

مزمور ۹۵

بیایید خداوند را شادمانه بسراییم، و برای صخرۀ نجات خویش فریاد بلند سر دهیم! به پیشگاهش با شکرگزاری نزدیک شویم و به فریاد بلند برایش سرود بخوانیم. زیرا یهوه، خدای بزرگ است، پادشاه بزرگ بر همۀ خدایان! نشیبهای زمین در دست اوست، و فرازهای کوهها از آن او. بیایید تا پرستش و سَجده کنیم، و در پیشگاه آفرینندۀ خویش، خداوند، زانو زنیم. دریا از آنِ اوست، او آن را بساخت، و دستانش خشکی را شکل داد. زیرا او خدای ماست، و ما قومِ چراگاه، و گلۀ دست اوییم. امروز، اگر صدای او را می‌شنوید، دلهای خود را سخت مسازید، چنانکه در مِریبَه کردید، در روز مَسَّه، در بیابان. آنجا پدران شما مرا آزمایش و امتحان کردند، با اینکه کارهای مرا دیده بودند. چهل سال از آن نسل بیزار بودم، و گفتم: «قومِ گمراه دل هستند و راههای مرا نمی‌شناسند.» پس در خشم خود سوگند خوردم که به آسایش من هرگز راه نخواهند یافت.

رومیان ۱۶:‏۱-‏۱۶

خواهرمان فیبی را به شما معرفی می‌کنم. او از خادمان کلیسای شهر کِنخْریه است. او را در خداوند، آن‌گونه که شایستۀ مقدسین است، بپذیرید و از هیچ کمکی که از شما بخواهد دریغ مورزید، زیرا او به بسیاری، از جمله خود من، کمک فراوان کرده است. به پْریسکیلا و آکیلا، همکاران من در مسیحْ عیسی، سلام برسانید. آنان جان خود را به‌خاطر من به خطر انداختند، و نه تنها من، بلکه همۀ کلیساهای غیریهودیان از آنان سپاسگزارند. همچنین به کلیسایی که در خانۀ آنها بر پا می‌شود، درود برسانید. به دوست عزیزم اِپینِتوس سلام برسانید، که نوبر کسانی است که در آسیا به مسیح گرویدند. مریم را که برای شما زحمت بسیار کشید، سلام گویید. به خویشاوندان من، آندْرونیکوس و یونیاس که با من در زندان بودند، سلام برسانید. آنان در میان رسولان، از چهره‌های برجسته‌اند که پیش از من در مسیح بوده‌اند. به آمپْلیاتوس که او را در خداوند دوست می‌دارم، سلام برسانید. به همکارمان در مسیح، اوربانوس، و دوست عزیزم، اِستاخیس، سلام دهید. به آپِلیس که امتحان خود را در مسیح پس داده، سلام برسانید. به افراد خاندان آریستوبولُس سلام گویید. به خویش من هیرودیون و نیز به آن اعضای خاندان نارکیسوس که در خداوند هستند، سلام برسانید. به تْریفینا و تْریفوسا، بانوانی که سختکوشانه در خداوند کار می‌کنند، و نیز به دوست عزیزم پِرسیس، بانوی دیگری که در خداوند بسیار تلاش می‌کند، سلام دهید. به روفُس که در خداوند برگزیده است، و به مادر او که در حق من نیز مادری کرده، سلام برسانید. به آسینکْریتوس، فْلِگون، هِرماس، پاتْروباس و هِرمِس و برادران دیگری که با ایشان هستند، سلام گویید. به فیلولوگوس، یولیا، نیریاس و خواهرش، و به اولیمپاس و همۀ مقدسینی که همراه ایشانند، سلام برسانید. یکدیگر را با بوسه‌ای مقدّس سلام گویید. همۀ کلیساهای مسیح به شما درود می‌فرستند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *