خدا از آشوریان استفاده کرد تا قوم خدانشناس اسرائیل را کیفر دهد. پادشاه آشور بر این باور بود که قوت و حکمت خودش بوده که او را چنین قدرتمند ساخته است. او به حکمت و فهم خود میبالید. بههنگام اشاره به پیروزیهای خود نیز ادعا میکرد که «به قوت دست خود و به حکمت خویش چنین کردم.». خدای اسرائیل چنین کفری را بر نمیتابید. لذا مرضی رمقگیر دامنگیر جنگاوران دلیر او خواهد شد. نابودی اسرائیل سرانجام، آشور را نیز از میان خواهد برد.
تکبر و نخوت قدرتمندان که در کانون توجه این آیات قرار دارد، از این دنیا محو نشده است. آنانی که در جنگها پیروز میشوند، ممکن است فریفتۀ قابلیتها و قدرت و رهبری خود گردند. چنین تکبّر و تفرعُنی میتواند نتیجهای معکوس به بار بیاورد.
اما هشداری را که در این آیات هست، نباید فقط متوجه قدرتمندان دانست، قدرتمند بهلحاظ سیاسی یا اقتصادی. بسیاری از ما ممکن است بهخاطر موفقیتهای کوچک خود، بیش از حد دچار غرور شویم. خطری که وجود دارد، اینست که افتخار را به خدا (یا هر کس دیگری) ندهیم، افتخار استعدادهایی که به ما اِعطا شده یا امتیازات و برتریهایی که دریافت کردهایم. ممکن است بسیار بیشتر از آنچه تصور میکنیم، شبیه به پادشاه آشور باشیم. آنانی که همیشه افتخارها را به دیگران میدهند، کسانی هستند که «فاقد» غرور و تکبرند، کسانی که هم بسیار فروتن هستند و هم بسیار جذاب و اینها هستند که طبق فرمایش عیسی در «موعظۀ بالای کوه»، عاقبت وارث زمین خواهند شد.