دشوار بتوان نبوتهایی را که در کتاب زکریا در کنار هم قرار گرفتهاند، در یک ترتیب تاریخی مشخص قرار داد، جزئیاتشان نیز مبهم است. همچنین آسان نیست که بهدقت تعیین کنیم این نبوتها چگونه میتوانند با روایتهایی که در کتابهای عزرا و نحمیا ذکر شدهاند، سازگار شوند. اما آنچه روشن بهنظر میرسد، این است که جلوس داریوش بر تخت سلطنت پارس، امکانات جدیدی را به روی تبعیدیانِ بازگشته از بابل گشود. پیام نبی متمرکز است بر احیای روحانی و تجدید حیات ملی قوم یهود. رؤیای اسبسواری که زمین را گشتزنی میکرد، ممکن است از تجربهٔ نبی بر اساس مشاهدهٔ شبهنظامیان اسبسوار پارسی نشأت گرفته باشد که سرحدات امپراطوری داریوش را نگهبانی میکردند.این پادشاه جدید به طغیانها و ناامنیها پایان داده بود، همچنین سوارانِ تا به دندان مسلح را فرستاده بود تا آرامش و امنیت را به مردمان اعلان کنند. این الگویی شد برای آن فرشتهٔ شفاعتکننده تا از خدا احیای اورشلیم را بعد از آن دورهٔ هفتادسالهٔ تبعید که نبوت شده بود، تقاضا کند. خداوند در پاسخ به درخواست فرشته، پیامی تسلیبخش و اطمیناندهنده فرستاد.
در اینجا باید توجه داشته باشیم که عدالت خدا همواره به منظور تجدید حیات و بازگشت به وضعیت نخستین است. تأدیب و حتی مجازات در مشیت خدا نقش مهمی ایفا میکند، اما هدف همیشه این است که ما را بهسوی خودش برگردانَد، صرفِنظر از اینکه چه کرده باشیم. در چنین مفهومی، رنجهای قوم خدا را بهحق میتوان همچون آیین مقدس توبه و مصالحه تلقی کرد؛ زیرا شفا و امیدی نو بههمراه میآوَرَد.