Today's word: اول پطرس ۱:‏۱-‏۱۲ | Bible Study: مزمور ۱۴۵مزمور۷۱تثنیه ۱۶:‏۱-‏۲۰

این نامه (یا رساله) خطاب به «غریبان» نوشته شده است. این لغت برای افادهٔ معانی گوناگون به‌کار می‌رود: «افراد مقیم»، «مهاجران»، «پناهجویان» یا «بیگانگان مقیم در کشوری دیگر». به‌نظر می‌رسد که مسیحیان اولیه این عنوان را برای خود برگزیده بودند. شخص غریب یا پراکنده به کسی اطلاق می‌شود که از خانه و کاشانهٔ خود دور است و محل اقامت کنونی‌‌اش به او تعلق ندارد. این نامه ظاهراً شبیه به یک بخشنامه است که خطاب به مسیحیانی نوشته شده که در منطقه‌ای گسترده پراکنده بوده‌اند، منطقه‌ای که شامل ترکیهٔ امروزی و نواحی‌ای فراسوی آن بود. هیچ اطلاع دیگری در مورد ایشان نداریم، جز ایمانی که همه در آن شریک بودند.
امروزه، ایمانداران چنانچه در جلسهٔ یکشنبه، «غریب» خطاب شوند، بسیار متعجب خواهند شد. اما هنگامی که مسیحیان اولیه به عهد قدیم مراجعه می‌کردند تا بر دعوت و هویت خود تأمل کنند، توجه‌شان به دورهٔ سرگردانی قوم اسرائیل در بیابان و غریب بودن ایشان جلب می‌شد. این مسیحیان به این بخش از عهدقدیم بیش از هر بخش دیگری مراجعه می‌کردند.

از این‌رو، یکی از نام‌هایی که کلیسا برای خود برگزیده بود، منعکس‌کنندهٔ زندگی‌ای است که از طریق تجربهٔ تحمیلی یا اختیاری بر پایهٔ جابه‌جایی‌ها، آسیب‌پذیری در اثر غریب بودن، فقدان قدرت دنیایی، و تغییرات سرگردان‌کننده، شکل گرفته بود. و در بطن این، دعوتی را می‌دیدند که در سرزمینی زندگی کنند که با خانه و کاشانه‌شان فاصله‌ای بسیار داشت، و به امید رسیدن به آن به‌سر می‌بردند. این دعوتی بود برای آنکه سرود خداوند را در سرزمینی بیگانه بسرایند (ر.ک. مزمور ۱۳۷).

شاگرد بودن در مسیحیت همواره دعوتی است به نوعی از بی‌خانمانی. ما باید در هر جا که قرار می‌گیریم، رشد کنیم.

Today's Prayer

ای خدای قادر مطلق،
ای تو که از طریق پسر یگانه‌ات، عیسای مسیح،
بر مرگ غلبه کردی و دروازهٔ حیات جاویدان را به روی ما گشودی:
عنایت فرما که در اثر فیضت که پیشاپیش ما حرکت می‌کند،
آرزوهایی نیک در ذهن ما قرار ده،
تا از طریق کمک‌های همیشگی‌ات،
آنها را به‌خوبی به اجرا درآوریم؛
به‌واسطهٔ عیسای مسیح، خداوندگارِ قیام‌کردهٔ ما،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

اول پطرس ۱:‏۱-‏۱۲

از پطرس، رسول عیسی مسیح، به غریبانِ پراکنده در پونتوس و غَلاطیه و کاپادوکیه و آسیا و بیطینیه؛ به آنان که بنا بر پیشدانی خدای پدر، به واسطۀ عمل تقدیس‌کنندۀ روح، و برای اطاعت از عیسی مسیح و پاشیده شدن خونش بر ایشان، برگزیده شده‌اند:‏ فیض و سلامتی به‌فزونی بر شما باد. متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که از رحمت عظیم خود، ما را به واسطۀ رستاخیز عیسی مسیح از مردگان، تولّدی تازه بخشید، برای امیدی زنده و میراثی فسادناپذیر و بی‌آلایش و ناپژمردنی که برای شما در آسمان نگاه داشته شده است؛ و شما نیز به قدرت خدا و به واسطۀ ایمان، محفوظ هستید برای نجاتی که از هم‌اکنون آماده شده است تا در زمان آخر به ظهور رسد؛ و در این بسیار شادمانید، هرچند اکنون زمانی کوتاه بنا به ضرورت در آزمایشهای گوناگون غمگین شده‌اید، تا اصالت ایمانتان در بوتۀ آزمایش به ثبوت رسد و به هنگام ظهور عیسی مسیح به تمجید و تجلیل و اکرام بینجامد، همان ایمان که بس گرانبهاتر از طلاست که هرچند فانی است، به وسیلۀ آتش آزموده می‌شود. شما گرچه او را ندیده‌اید، دوستش می‌دارید؛ و گرچه اکنون او را نمی‌بینید، به وی ایمان دارید و از شادمانی وصف‌ناپذیر و پرجلال آکنده‌اید، زیرا غایت ایمان خویش یعنی نجات جانهایتان را می‌یابید. دربارۀ همین نجات، پیامبران به‌دقّت کَند و کاو می‌کردند، پیامبرانی که از فیض مقرر برای شما سخن می‌گفتند. آنان می‌کوشیدند دریابند هنگامی که روحِ مسیح در ایشان، از پیش بر رنجهای مسیح و جلالِ پس از آن شهادت می‌داد، به چه شخص و کدامین زمان اشاره داشت. بر ایشان آشکار شد که نه خویشتن بلکه شما را خدمت می‌کردند، آنگاه که از اموری سخن می‌گفتند که اکنون درباره‌اش از مبشّران انجیل می‌شنوید، از آنان که به واسطۀ روح‌القدس که از آسمان فرستاده شده، شما را بشارت می‌دهند. حتی فرشتگان نیز مشتاق نظر کردن در این امورند.

مزمور ۱۴۵

ای خدای من، ای پادشاه، تو را متعال خواهم خواند، و نامت را متبارک خواهم گفت، تا ابدالآباد. تو را هر روزه متبارک خواهم خواند، و نامت را ستایش خواهم کرد، تا ابدالآباد. خداوند بزرگ است و شایان ستایش بسیار؛ عظمت او را کاوش نتوان کرد. نسلی به نسل دیگر وصف اعمال تو را خواهند گفت، و دلاوریهای تو را بیان خواهند کرد. من در شوکتِ پرجلالِ کبریایی تو تأمل خواهم کرد، و در کارهای شگفت‌انگیز تو. آنان از قدرت اعمال مَهیب تو سخن خواهند گفت، و من عظمت تو را بیان خواهم کرد. آنان آوازۀ نیکویی بی‌حد تو را منتشر خواهند کرد، و در وصف عدالت تو شادمانه خواهند سرایید. خداوند فیّاض و رحیم است، دیرخشم و آکنده از محبت. خداوند برای همگان نیکوست، و رحمت او بر تمامی کارهای دست اوست. خداوندا، همۀ کارهای دست تو سپاست خواهند گفت، و سرسپردگانت تو را متبارک خواهند خواند. از جلالِ پادشاهی تو سخن خواهند گفت، و دلاوری تو را بیان خواهند کرد، تا بنی‌آدم را از دلاوریهای تو آگاه سازند، و از شوکت پرجلال پادشاهی تو. پادشاهی تو پادشاهی‌جاودان است، و سلطنت تو نسل اندر نسل. [خداوند امین است نسبت به همۀ وعده‌های خود، و پر از محبت، نسبت به همۀ کارهای دست خویش.] خداوند دست همۀ کسانی را که در حال افتادن هستند، می‌گیرد، و همۀ خم‌شدگان را بر پا می‌دارد. چشمان همگان به انتظار توست، و تو روزیِ‌شان را در وقتش می‌رسانی. دست خود را می‌گشایی، و آرزوی هر موجود زنده را برمی‌آوری. خداوند عادل است در همۀ راههای خود، و پر از محبت، در همۀ کارهای خویش. خداوند نزدیک است به همۀ آنان که او را می‌خوانند؛ به آنان که او را صادقانه می‌خوانند. او آرزوی ترسندگان خود را برمی‌آورد؛ و فریاد کمکشان را شنیده، نجاتشان می‌بخشد. خداوند همۀ دوستداران خود را نگاه می‌دارد، اما شریران را به تمامی هلاک خواهد کرد. دهان من در ستایش خداوند سخن خواهد گفت. باشد که تمامی آفریدگان نام قدوس او را متبارک خوانند، تا ابدالآباد!

مزمور۷۱

در تو ای خداوند پناه جُسته‌ام؛ هرگز مگذار سرافکنده شوم! به عدالت خویش مرا برهان و خلاصی‌ام ده. گوش خود را به من مایل گردان و نجاتم بخش! مرا صخرۀ پناه باش، که پیوسته بدان روی آورم. تو به نجات من حکم فرموده‌ای، زیرا که صخره و قلعۀ من تویی. ای خدای من، مرا از دست شریران خلاصی ده، و از چنگ مردمان ظالم و بی‌رحم برهان! زیرا تو، ای خداوندگار، امید من هستی، و تو ای خداوند، اعتماد من، از روزگار جوانی. از بدو تولد، تکیه‌گاهم تو بوده‌ای؛ از شکم مادر، تو مرا به دنیا آوردی. ستایش من پیوسته معطوف به توست! بسیاری را آیتی گشته‌ام، زیرا تو پناهگاه مستحکم منی. دهان من از ستایش تو آکنده است، و از وصف کبریایی تو، تمامی روز. به وقت پیری دورَم میفکن، و چون قوّتم زایل شود، ترکم مکن! زیرا دشمنان بر ضد من سخن می‌گویند، و آنان که در کمین جان مَنَند با هم مشورت می‌کنند. می‌گویند: «خدا ترکش کرده است؛ پس تعقیبش کنید و گرفتارش سازید، زیرا رهاننده‌ای نیست!» خدایا، از من دور مباش! ای خدای من به یاری‌ام بشتاب! مُدعیانِ جانم سرافکنده و نابود گردند، و آنان که در پی زیان منند به رسوایی و بی‌آبرویی ملبس گردند! و اما من، پیوسته امیدوار خواهم بود، و تو را هر چه بیشتر خواهم ستود. دهانم از عدالت تو خبر خواهد داد، و از نجات تو، تمامی روز، هرچند شمار آنها از دانش من فراتر است. با اعمال پرقدرت خداوندگارْ یهوه خواهم آمد و عدالتِ تو را و بس اعلام خواهم کرد! خدایا، تو مرا از روزگار جوانی تعلیم داده‌ای، و من تا هم‌اکنون شگفتیهای تو را اعلام می‌دارم. پس خدایا تا به وقت پیری و سپیدمویی نیز ترکم مکن، تا آنگاه که نسل بعد را از بازوی تو خبر دهم، و آیندگان را از توانایی تو. عدالت تو، خدایا، تا به عرشِ برین می‌رسد، ای که کارهای عظیم کرده‌ای! خدایا، کیست مانند تو؟ تو که مرا از تنگیها و بلاهای بسیار گذراندی، دیگر بار، جانم را احیا خواهی کرد؛ آری، دیگر بار مرا از اعماق زمین بر خواهی آورد. بزرگی مرا افزون خواهی کرد و بار دیگر تسلی‌ام خواهی داد. من هم تو را به آوای چنگ خواهم ستود، به سبب امانت تو، ای خدای من! با نوای بربط در ستایش تو خواهم سرایید، ای قدوس اسرائیل! آنگاه که در ستایش تو بسرایم، لبهایم بانگ شادی سر خواهد داد، جان من نیز، که آن را فدیه داده‌ای. زبانم نیز تمامی روز، ذکر عدالت تو را خواهد گفت؛ زیرا آنان که در پی زیان من بودند، سرافکنده و شرمسار گردیده‌اند!

تثنیه ۱۶:‏۱-‏۲۰

«ماه اَبیب را نگاه دارید و پِسَخ را برای یهوه خدایتان به جای آورید، زیرا در ماه اَبیب یهوه خدایتان شما را شبانه از مصر بیرون آورد. پس پِسَخ را از گله یا رمه برای یهوه خدایتان ذبح کنید، در مکانی که خداوند برمی‌گزیند تا نام خود را در آن ساکن سازد. با آن، هیچ چیز خمیرمایه‌دار مخورید. هفت روز نانِ بی‌خمیرمایه یعنی نانِ مشقت با آن بخورید تا در همۀ ایام عمرتان روز خروج خود از سرزمین مصر را به یاد آورید، زیرا به‌شتاب از سرزمین مصر بیرون آمدید. پس تا هفت روز در هیچ کجا از حدود شما خمیرمایه دیده نشود، و از گوشت قربانی نیز که شامگاهِ روز اوّل ذبح می‌کنید چیزی تا صبح باقی نماند. پِسَخ را در هر شهری از شهرهایی که یهوه خدایتان به شما می‌دهد، ذبح نمی‌توانید کرد. بلکه در آن مکان که یهوه خدایتان برمی‌گزیند تا نام خود را در آن ساکن سازد، آنجا پِسَخ را در شامگاه به هنگام غروب آفتاب، یعنی زمانی که از مصر خارج شدید، ذبح کنید. و آن را در همان مکان که یهوه خدایتان برمی‌گزیند، بپزید و بخورید، و بامدادان برخاسته، به خیمه‌های خود بازگردید. شش روز نانِ بی‌خمیرمایه بخورید، و روز هفتم گردهم‌آییِ مخصوص برای یهوه خدایتان باشد؛ در آن هیچ کار مکنید. آنگاه عید هفته‌ها را با تقدیم قربانی اختیاری دستان خود، برای یهوه خدایتان برگزار کنید. هدیۀ شما متناسب با برکتی باشد که یهوه خدایتان به شما داده است. «هفت هفته برای خود بشمارید. شمردن هفت هفته را از آغاز فرود آوردن داس بر زَرع خود شروع کنید. و در حضور یهوه خدایتان شادی کنید، در آن مکان که یهوه خدایتان برمی‌گزینَد تا نام خود را در آن ساکن سازد، شما و پسران و دختران و غلامان و کنیزانتان، و نیز لاویانی که در شهرهای شمایند و غریبان و یتیمان و بیوه‌زنانی که در میان شمایند. به یاد داشته باشید که در مصر غلام بودید، پس این فرایض را به‌دقّت به جای آورید. «عید آلاچیقها را پس از گردآوریِ محصول از خرمن و از چَرخُشت خود، هفت روز برگزار کنید. در عید خود شادی نمایید، شما و پسران و دختران و غلامان و کنیزانتان، و نیز لاویان و غریبان و یتیمان و بیوه‌زنانی که در شهر شمایند. هفت روز در آن مکان که خداوند برمی‌گزیند، این عید را برای یهوه خدایتان جشن بگیرید، زیرا یهوه خدایتان شما را در همۀ محصول و در همۀ دسترنجتان برکت خواهد داد، و بسیار شادمان خواهید شد. «سالی سه بار همۀ ذکوران شما به حضور یهوه خدایتان در آن مکان که او برمی‌گزیند حاضر شوند، یعنی برای عید نانِ بی‌خمیرمایه و عید هفته‌ها و عید آلاچیقها. و کسی به حضور خداوند دستِ خالی حاضر نشود، بلکه هر کس به قدر توان خویش، متناسب با برکتی که یهوه خدایتان به وی بخشیده است، بدهد. «در تمامی شهرهایی که یهوه خدایتان به شما می‌دهد، بر حسب قبایلتان، داوران و صاحبمنصبان برای خود تعیین کنید تا قوم را عادلانه داوری کنند. داوری را منحرف مسازید، جانبداری مکنید و رشوه مگیرید، زیرا رشوه چشمان حکیمان را کور می‌کند و سخنان عادلان را کج می‌سازد. تنها و تنها عدالت را پیروی کنید، تا زنده بمانید و سرزمینی را که یهوه خدایتان به شما می‌دهد مالک شوید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *