کلمۀ «باقیمانده» یا «بازمانده» وقتی برای اشاره به مابقی مواد بهکار میرود (مثلاً پارچه)، حکایت از یک کل دارد که بخش عمدهاش به فروش رفته و مقدار کمی از آن باقی مانده است. این بازمانده یا مابقی به قیمت ارزون فروخته میشود. مردم نیز معمولاً نظر مساعدی به این مابقی یا بازمانده ندارند، اما وقتی خدا شمار کوچکی از قوم خود را میبیند که وفادار باقی ماندهاند، حال آنکه سایرین خود را تسلیم لذتها و شرارتهای دنیا ساختهاند، برکات خود و جایگاهی نو به ایشان عطا میفرماید. اما هیچکس نمیتواند برای خود مدعی جایگاه «باقیمانده» گردد. این کار، کفرآلود و تکبر آمیز خواهد بود. این خداست که تصمیم میگیرد چه کسانی باقیماندگان راستین را تشکیل دهند.
لذا عجیب و غریب است که برخی از مذهبیون بر آن میشوند تا خود را «باقیماندگان» بدانند و حتی از این عنوان استفاده کنند. «باقیماندگان» نام نشریهای است متعلق به کاتولیکهای سنتگرا که پنجاه سال پیش تاسیس شد تا با آنچه که پیروانش تعلیم بدعتکارانۀ اکثریت کاتولیکها بعد از شورای واتیکان دوم قلمداد میکردند، به مخالفت برخیزند. «انجمن باقیماندگان اسرائیل» نیز اعلان میکند که تنها نژاد آریایی است که تمام جزئیات نبوتهای کتابمقدس را تحقق خواهد بخشید.
ما باید این هشدار را جدی بگیریم. شاید کمی تسلیبخش باشد که خود را بخشی از اقلیت پارسا و درستکار به شمار آوریم. بسیار آسان است که تصور کنیم ما همان وفاداران هستیم، در آن حال که دیگران منحرف شدهاند. باقیماندۀ وفادار موضوعی است تکرارشونده در کتابمقدس. اما غرور روحانی در اعلان این که ما جزو همین باقیماندگان هستیم، خطری است جدی! خدا کسانی را مورد لطف خود قرار نمیدهد که گرفتار تکبر و غرور روحانی هستند. آیا اطمینان داریم که در مقابل این وسوسه مقاومت کردهایم؟