این در اصل پیام امید برای تبعیدیان به بابل و نیز همۀ کسانی بود که از خانههاشان رانده شده بودند. خدا وعده میدهد که بازماندگان اسرائیل به سرزمین مادریشان بازخواهند گشت، آنان از دورترین نقاط زمین جمع شده، فدیه داده خواهند شد و از دست دشمنانشان رهانیده خواهند شد. احسان خداوند را خواهند دید و از آن شاد خواهند شد.
هنگامی که امپراتوری بابل مغلوب شد، بسیاری از تبعیدیان بازگشتند، اما بنیاسرائیل در حقیقت به خدا روی نیاوردند و تاریخ طولانی شکستها و توبههای مکرر آنان محکوم به تکرار بود. در این ایام کریسمس، همچنان که بهسوی عید ظهور میرویم، به این میاندیشیم که چگونه این نبوت باستانی در عیسی بر تمام جهان گشوده شد و به مفهومی درونی و روحانی از نو تفسیر شد.
تمام بشریت در کشوری دور در تبعید است، دور از خانۀ حقیقیاش در خدا. از چهار گوشۀ جهان، خدا مردم را نزد خود جمع خواهد کرد. آنان به بهایی بازخریده خواهند شد، به بهای حیات عیسی، حیات خدا در هیئت انسان- آنان از چنگال تمام نیروهایی که بشریت را اسیر کردهاند، از چنگال نفرت، حرص و غرور بازخریده خواهند شد. آنان با دانشی که خدا به ایشان عطا خواهد کرد، شاد خواهند شد. آنان شادمان خواهند شد زیرا به اورشلیم آسمانی وارد خواهند شد، شهر صلح و سعادت در خدا. ما نیز آنجا خواهیم بود.