آنچه در اینجا می‌بینیم، واژگونه‌شدن دنیاست! برکتی را می‌بینیم بر آنان که از اموری در رنج و مشقت هستند که بطور منطقی، باید از آنها بپرهیزیم- از فقر، گرسنگی، اندوه، افترا و بی‌آبرویی- و بعد، یک «وای» مرتبط به این امور، بر آنان که عملاً به اهدافی دست یافته‌اند که از همۀ ما انتظار می‌رود برای رسیدن به آنها تلاش و کوشش کنیم- یعنی ثروت، احساس رضایت، سعادت، و شهرت. با این نکته چه باید بکنیم؟

فقیر یا گرسنه بودن فی نفسه فرخنده و مبارک نیست؛ اگر بود، عیسی از ما نمی‌خواست از فقیران دستگیری کنیم و گرسنگان را خوراک دهیم. همینطور ضرورتی ندارد که گریان باشیم. با این حال، به شکلی متناقض‌نما، عیسی از ما می‌خواهد دید خود را عمیق‌تر سازیم، به زیر پوششی نگاه کنیم که بر روی اندوه‌ها و محرومیت‌های زمان حال قرار دارد، نگاهی بیفکنیم بر آن دگرگونی، معکوس‌شدن و جلال پنهانی که قرار است آشکار شود. در این آیات، همه چیز به حرکت از «زمان حال» بسوی «آینده» گره خورده، همه چیز بر حول محور امید می‌چرخد: «اکنون» شما گریانید، اما «در آینده» خواهید خندید؛ «اکنون» محرومیت می‌کشید، اما پادشاهی و ملکوت از آن شماست. باید به خود جرأت دهیم که به آنسوی پوشش زمان حال نگاه کنیم، و نیز جرأت به خرج دهیم تا پوششی را کنار بزنیم که روی توفیق‌های کاذب، خوشی‌ها و خشنودی‌های موقت، و به دست آوردن دنیا به بهای از دست دادن روح خود، قرار دارد. به‌تازگی در مورد شعری در خصوص «خوشا به حال‌ها» تأمل می‌کردم، همانهایی که عیسی بر زبان راند، نه برای محکوم‌ساختن، بلکه به منظور برانگیختن ما و ایجاد تغییر، به منظور کنارزدن پوشش و پردۀ زمان، تا آن حد که به ما کمک کند تا ببینیم که:

«… حسرت پوشش خشنودی است،
و اندوه، پوشش سعادت آتی.
ما به زیر پوشش آزار و جفا می‌نگریم
به خوشبختی وافرِ پادشاهی آینده.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *