Today's word: اول پطرس ۲:‏۱-‏۱۰ | Bible Study: مزمور ۳۰مزمور ۷۷تثنیه ۱۸:‏۹ تا آخر

در سواحل شمالی کورن‌وُل (استانی در جنوب غربی انگلستان/م.)، معدنی در صخره‌های پرشیب کنار دریا حفر شده که اکنون متروکه است. در وسط کف معدن، یک ستون بلند سنگی به‌تنهایی برپا است و به شکل کوبیده‌شده دیده می‌شود. در نظر چشمان کارشناسانهٔ معدنچیان و معماران، این ستون معیوب بود. ایشان قادر نبودند از آن استفاده کنند و به همین دلیل، آن را دور زده، به سراغ رگه‌های خالص‌تر رفتند. در آنجا ستون‌های کوتاه و بلند مشابهی وجود داشت، اما هیچ‌یک به بزرگی آن نبودند.
عیسی بیرون از اورشلیم، بر فراز تپه‌ای صخره‌ای به صلیب کشیده شد که در آن سنگی هست که به همان شکل، از سوی معماران رد شده بود- صخره‌ای که به شیوه‌ای طنزآمیز شبیه به جمجمهٔ سر بود. شواهد و قرائن حکایت از این دارند که مسیحیان عید قیام را در آنجا جشن می‌گرفتند. شاید پطرس در این آیات، این سنگ را در ذهن داشت.

پطرس می‌گوید که نزد عیسی برویم و زندگی خود را بر او بنا کنیم. مخاطبین اولیهٔ پطرس با طعم زندگی در حاشیهٔ جامعه‌ آشنا بودند، جامعه‌ای که معیارهای خاص خود را برای چیزهای مهم و ارزشمند داشت. ایشان می‌دانستند که وقتی خدانشناسان ایشان را مورد تمسخر قرار داده، بی‌اهمیت تلقی می‌کنند، چه احساسی به وجود می‌آید. پطرس می‌فرماید که عیسی نیز همهٔ این‌ها را چشیده بود. اما چه کسی باور می‌کرد آن سنگ که رد شده، همچون سنگ بنیادین خودِ زندگی پدیدار گشته است.

استفاده از مصالحی که از نظر متخصصان معیوب و نامناسب است نه تنها احمقانه، بلکه قطعاً خطرناک نیز می‌باشد. اما این دقیقاً همان کاری است که خدا می‌تواند برای ما انجام دهد. از این‌رو، پطرس با استفاده از تصویر معبد، ما را فرا می‌خواند تا زندگی خود را بر مسیح بنا کنیم. همچون سنگ‌های زنده.

Today's Prayer

ای خدای قادر مطلق،
ای تو که از طریق پسر یگانه‌ات، عیسای مسیح،
بر مرگ غلبه کردی و دروازهٔ حیات جاویدان را به روی ما گشودی:
عنایت فرما که در اثر فیضت که پیشاپیش ما حرکت می‌کند،
آرزوهایی نیک در ذهن ما قرار ده،
تا از طریق کمک‌های همیشگی‌ات،
آنها را به‌خوبی به اجرا درآوریم؛
به‌واسطهٔ عیسای مسیح، خداوندگارِ قیام‌کردهٔ ما،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

اول پطرس ۲:‏۱-‏۱۰

پس هر نوع کینه، و هر گونه مکر و ریا و حسد، و هر قِسم بدگویی را از خود برانید و همچون نوزادگان، مشتاق شیر خالصِ روحانی باشید تا به مدد آن برای نجات نمو کنید، اگر براستی چشیده‌اید که خداوند مهربان است. با نزدیک شدن به او، یعنی به آن سنگ زنده که آدمیان رد کرده‌اند امّا نزد خدا برگزیده و گرانبهاست، شما نیز چون سنگهای زنده به صورت عمارتی روحانی بنا می‌شوید تا کاهنانی مقدّس باشید و به واسطۀ عیسی مسیح، قربانیهای روحانی مقبول خدا را تقدیم کنید. زیرا در کتب مقدّس آمده است که:‏ «اینک در صَهیون سنگی می‌نهم، سنگ زاویۀ برگزیده و گرانبها؛ آن که بر او توکّل کند سرافکنده نگردد.» این سنگ برای شما که ایمان آورده‌اید، گرانبهاست؛ امّا آنان را که ایمان نیاورده‌اند، «سنگی که معماران رد کردند مهمترین سنگ بنا شده است،» و نیز، «سنگی که سبب لغزش شود، و صخره‌ای که موجب سقوط گردد.» اینان می‌لغزند چون کلام را فرمان نمی‌برند، که این بر ایشان مقدّر گشته است. امّا شما ملتی برگزیده و مملکتی از کاهنان و امّتی مقدّس و قومی که ملک خاص خداست هستید، تا فضایل او را اعلام کنید که شما را از تاریکی به نور حیرت‌انگیز خود فرا خوانده است. پیش از این قومی نبودید، امّا اکنون قوم خدایید؛ زمانی از رحمت محروم بودید، امّا اکنون رحمت یافته‌اید.

مزمور ۳۰

خداوندا، تو را تمجید می‌کنم، زیرا که مرا بالا کشیدی، و نگذاشتی دشمنانم بر من شادی کنند. ای یهوه خدای من، نزد تو فریاد کمک برآوردم و مرا شفا بخشیدی. خداوندا، تو جان مرا از هاویه برآوردی؛ و مرا از میان آنان که به گودال فرو می‌روند، زنده ساختی. ای سرسپردگان خداوند، او را بسرایید؛ نام قدوس او را بستایید! زیرا خشم او دمی بیش نمی‌پاید، اما لطفش همۀ عمر را در بر می‌گیرد؛ شبی ممکن است سراسر به گریه بگذرد، ولی صبحگاهان شادمانی رخ می‌نماید. و اما من، در آسودگی خود گفتم: «هرگز جنبش نخواهم خورد.» خداوندا، آنگاه که لطف تو شامل حالم بود، کوهِ مرا در قوّت استوار گردانیدی؛ اما چون روی از من نهان کردی، هراسان گشتم. خداوندا، تو را می‌خوانم؛ نزد تو، ای خداوندگار، فریاد التماس بلند می‌کنم: «در مرگ من چه سودی است، و در فرو رفتنم به گودال چه فایده؟ آیا خاک تو را خواهد ستود؟ آیا از امانت تو خبر خواهد داد؟ خداوندا، بشنو و مرا فیض عطا فرما؛ خداوندا، یاور من باش.» تو شیون مرا به رقص بدل کردی؛ پلاس را از تنم به در آوردی و مرا به شادی پوشانیدی، تا همۀ وجودم تو را بسراید و خاموش نماند. ای یهوه خدای من، تو را جاودانه شکر خواهم گزارد.

مزمور ۷۷

آواز من به سوی خداست، و فریاد برمی‌آورم؛ آواز من به سوی خداست، و او به من گوش فرا خواهد داد! در روز تنگی خویش خداوندگار را می‌جویم؛ شبانگاه دست من دراز شده، بازکشیده نمی‌شود، و جانم از تسلی پذیرفتن ابا می‌کند. خدا را یاد می‌کنم و می‌نالم؛ تأمل می‌کنم و روحم بیهوش می‌شود. سِلاه چشمانم را باز نگاه می‌داری؛ چنان پریشانم که سخن نمی‌توانم گفت. به ایام گذشته می‌اندیشم، به سالهای روزگاران پیشین. شبانگاه سرود خویش را به یاد می‌آورم؛ در دل می‌اندیشم و روح من تفتیش می‌کند: «آیا خداوندگار تا به ابد طرد خواهد نمود؟ و دیگر هرگز نظر لطف نخواهد افکند؟ آیا محبت او برای همیشه پایان پذیرفته، و وعدۀ او برای همۀ نسلها باطل گردیده است؟ آیا خدا فیض خود را از یاد برده، و در خشم خویش، رحمت خود را بازداشته است؟» سِلاه آنگاه گفتم: «این ضعف من است.» زِهی سالهای دست راست آن متعال! کارهای خداوند را یاد خواهم کرد؛ آری، عجایب تو را که از قدیم است، به یاد خواهم آورد. در تمامی کارهای تو تأمل خواهم کرد و به اعمال تو خواهم اندیشید. خدایا، طریق تو در قدوسیت است. کیست خدای بزرگ همچون خدای ما؟ تو خدایی هستی که کارهای عجیب می‌کنی؛ تو قدرت خویش را در میان قومها معروف گردانیده‌ای. به بازوی خود قوم خویش را رهانیدی، فرزندان یعقوب و یوسف را. سِلاه خدایا، آبها تو را دیدند؛ آبها تو را دیدند و به تلاطم درآمدند؛ و ژرفناها به لرزه افتادند. ابرها آب ریختند و آسمانها غرّش کردند؛ و تیرهای تو به هر سو روان شدند! صدای رعدِ تو در گردباد بود، و آذرخشِ تو جهان را روشن ساخت؛ زمین لرزید و به جنبش درآمد. مسیر تو از میان دریا بود، و راهت از میان آبهای عظیم، ولی جای پایت دیده نمی‌شد. تو قوم خویش را چون گله رهبری کردی، به دست موسی و هارون.

تثنیه ۱۸:‏۹ تا آخر

«چون به سرزمینی که یهوه خدایتان به شما می‌دهد، درآیید، نباید آداب و رسوم کراهت‌آور اقوام آنجا را بیاموزید. در میان شما کسی یافت نشود که پسر یا دختر خود را بر آتش قربانی کند، و نه فالگیر یا غیبگو، و نه افسونگر یا جادوگر یا ساحِر، و نه مشورت‌کننده با ارواح، یا رَمال و یا کسی که با مردگان گفتگو کند. زیرا هر که این کارها را می‌کند، خداوند از او کراهت دارد، و به سبب همین اعمال قبیح است که یهوه خدایتان این اقوام را از برابر شما بیرون می‌رانَد. زیرا این اقوام که شما سرزمینشان را تصرف خواهید کرد، به سخنِ غیبگویان و فالگیران گوش فرا می‌دهند. اما در خصوص شما، یهوه خدایتان اجازه نمی‌دهد چنین کنید. «یهوه خدایتان، از میان شما، پیامبری همانند من، از برادرانتان، برای شما بر خواهد انگیخت؛ به اوست که باید گوش فرا دهید، چنانکه در حوریب، در روز گرد‌هم‌آیی از یهوه خدای خود درخواست کرده، گفتید: ”صدای یهوه خدای خود را دیگر نشنویم و این آتش عظیم را نبینیم، مبادا بمیریم.“ پس خداوند به من گفت: ”آنچه می‌گویند نیکوست. نبی‌ای برای ایشان از میان برادرانشان همچون تو بر خواهم انگیخت و کلام خود را در دهان وی خواهم نهاد، تا هرآنچه به او فرمان می‌دهم به ایشان بازگوید. هر که سخنان مرا که او به نام من خواهد گفت نشنود، من خود از او بازخواست خواهم کرد. اما اگر نبی‌ای خودسرانه به نام من سخنی بگوید که من به گفتنش فرمان نداده‌ام، یا به نام خدایانِ غیر سخن گوید، آن نبی باید کشته شود.“ ممکن است با خود بگویید: ”سخنی را که خداوند نگفته است چگونه تشخیص دهیم؟“ هنگامی که نبی‌ای به نام خداوند سخن می‌گوید، اگر کلام او به انجام نرسد و واقع نشود، کلام او از طرفِ خداوند نبوده، بلکه نبی خودسرانه آن را گفته است. پس از او مترسید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *