سیاستمداران اورشلیم بدون توسل به خدا عمل کردهاند و اکنون خدا اعلام میکند که در آستانۀ تحقق بخشیدن به بدترین کابوس آنها است. خودِ خدا، دشمنی خواهد بود که از آن وحشت دارند. این بخش از کلام سبکی رویاگونه دارد و نبی از ترسها و رویاهایی میگوید که جامعهاش را فرا میگیرد، ترسهایی که دستاورد نخبگان و خُبرگان محبوب زمانۀ اوست. حتی اعمال مذهبی نیز ظاهری و تکراری شدهاند.
امروز، فکر خدایی خشمگین و انتقامگیرنده آنقدر ما را نگران کرده است که با خطرِ طریقی تازه از بتپرستی کهن روبهروییم که چیزی نیست جز ساختن تصویری از خدا بر اساس تصوراتمان. ما تحمل فکر کردن به داوری یا تنبیه اصلاحگرانه را که کتابمقدس بسیار از آن سخن میگوید، نداریم. اکنون و بهویژه در ایام ظهور، باید بیشتر آماده باشیم تا دریابیم که چقدر با خدای زنده بیگانهایم. فیض خدا، اصلاحگر و پاککننده است. او از انحراف ما خشنود نمیشود و همواره مشتاق کمال و شفاست، اما گاهی زخمهای ما پیش از شفا یافتن باید عمیقتر شوند. وقتی زندگی ما دچار انحراف میشود، با خدا بیگانه میشویم، نباید ناامید شویم؛ بلکه باید این امید را با قدرت حفظ کنیم که آن بیگانه در واقع نزدیکترین و عزیزترین دوست ماست.
Bible Study
اشعیا ۲۹:۱-۱۴
وای بر اَریئیل، وای بر اَریئیل! شهری که داوود در آن خیمه زد! سال بر سال بیفزایید، و عیدها را در وقتشان برگزار کنید! اما من اَریئیل را در فشار خواهم نهاد، و ماتم و سوگواری خواهد بود، و او برایم مانند آتشگاه مذبح خواهد بود. من دور تا دور بر ضد تو اردو خواهم زد، به برجها محاصرهات خواهم کرد، و مَنجِنیقها علیه تو بر پا خواهم داشت. پست شده، از دل زمین سخن خواهی گفت، و کلامت از قعر خاک بهسختی شنیده خواهد شد. صدایت همچون آواز ارواح از زمین بر خواهد آمد، و آوازت از میان غبار نجوا خواهد کرد. اما انبوه دشمنانت همچون ذراتِ غبار خواهند شد، و خیل ستمکیشان همچون کاهی که رانده شود؛ بهناگاه و در یک آن، خداوند لشکرها به سراغ تو خواهد آمد، با تُندر و زمینلرزه و غرّش مَهیب، با تندباد و توفان و آتش فرو بلعنده. انبوه قومهایی که بر ضد اَریئیل به جنگ برخاستهاند، جملۀ آنان که با او و با قلعۀ وی جنگیده، او را در فشار نهادهاند، مانند خواب خواهند بود، و همچون رؤیای شب. مانند شخص گرسنه که در خواب، خویشتن را در حال خوردن میبیند، اما چون بیدار میشود شکمش هنوز خالی است، و همچون شخص تشنه که در خواب، خویشتن را در حال نوشیدن میبیند، اما چون بیدار میشود، بیحال است و کماکان تشنه، انبوه تمامی قومهایی که با کوه صَهیون میجنگند چنین خواهند بود. حیرت کنید و متحیر باشید! کور شوید و نابینا باشید! مست شوید، اما نه از شراب! افتان و خیزان باشید، اما نه از مُسکِرات! زیرا خداوند بر شما خوابی سنگین نازل کرده است. او چشمان شما انبیا را بسته است؛ او سرهای شما رؤیابینندگان را پوشانیده است. تمام این رؤیا برای شما جز کلمات طوماری ممهور نیست. اگر آن را به کسی دهند که خواندن میداند و بگویند: «این را بخوان،» پاسخ خواهد داد: «نمیتوانم، زیرا که مُهر و موم شده است.» یا اگر به کسی داده شود که خواندن نمیداند، و به او بگویند: «این را بخوان،» پاسخ خواهد داد: «خواندن نمیدانم.» خداوندگار میگوید: «این قوم به دهان خود به من نزدیک میآیند و به لبهای خویش مرا حرمت مینهند، اما دلشان از من دور است؛ ترس آنان از من حُکم آموختۀ بشر است و بس. '
مزمورهای ۲۵، ۲۶
خداوندا، جان خود را به سوی تو برمیافرازم؛ ای خدای من، بر تو توکل میدارم؛ مگذار سرافکنده شوم، و دشمنانم بر من فخر کنند. آری، کسی که برای تو انتظار بکشد هرگز سرافکنده نخواهد شد؛ کسانی سرافکنده خواهند شد که بیسبب خیانت میورزند. خداوندا، راههای خویش را بر من بنما، و طریقهای خود را به من بیاموز! مرا در راستی خود سالک گردان و مرا بیاموز، زیرا که تو خدای نجات من هستی؛ همۀ روز، منتظر تو هستم! خداوندا، رحمت و محبت خود را به یاد آر، زیرا که آنها از ازل بوده است. گناهان جوانیام را به یاد میاور، و نه نافرمانیهایم را! بر حسب محبت خود مرا یاد کن، بهخاطر نیکویی خود، ای خداوند. خداوند نیکو و راست است؛ از این رو، راه را بر گمراهان مینماید. او فروتنان را در طریق عدالت سالک میگرداند، و راه خویش را به افتادگان میآموزد. همۀ راههای خداوند محبت و وفا است، برای آنان که عهد و شهادات او را نگاه میدارند. خداوندا، بهخاطر نام خود تقصیر مرا بیامرز، زیرا که بزرگ است! کیست آن که از خداوند بترسد؟ خداوند راه برگزیدۀ خویش را بر او خواهد نمود. جان او در نیکویی به سر خواهد برد، و نسل او وارث زمین خواهند شد. محرم اسرار خداوند، ترسندگان اویند؛ او عهد خویش را بدیشان مینماید. چشمان من همواره بر خداوند است، زیرا اوست که پاهای مرا از دام میرهاند. به من روی کن و مرا فیض ببخشا، زیرا که بیکس و ستمدیدهام. تنگیهای دل من بسیار گشته؛ مرا از مشقتهایم برهان. ستمدیدگی و رنج مرا ببین، و همۀ گناهانم را بیامرز. بر دشمنانم بنگر که چه بسیار گشتهاند و چه خشونتگرانه بر من کینه میورزند. جانم را حفظ کن و مرا رهایی ده! مگذار سرافکنده شوم، زیرا که در تو پناه جُستهام! باشد که صداقت و درستی، مرا پاس دارند، زیرا که منتظر تو هستم! خدایا، اسرائیل را از همۀ تنگیهایش فدیه کن.'
'خداوندا، حکم بر برائتم ده، زیرا که من در صداقت خویش گام برداشتهام، و بیتزلزل بر خداوند توکل کردهام. خداوندا، مرا امتحان کن و بیازما، دل و اندیشهام را از بوتۀ آزمایش بگذران؛ زیرا محبت تو را همواره پیش چشم خود دارم، و پیوسته در سایۀ وفاداری تو گام میزنم. با مردان باطل همنشین نمیگردم، و با ریاکاران همراه نمیشوم؛ از جماعت بدکاران بیزارم و با شریران همنشینی نمیکنم. دستهایم را در بیگناهی میشویم، و مذبح تو را، خداوندا، طواف میکنم؛ تا آواز شکرگزاری را بشنوانم، و همۀ شگفتیهای تو را بازگویم. خداوندا، محل خانۀ تو را دوست میدارم، و جایگاه سکونت جلالت را. جان مرا با گناهکاران برمگیر، و نه حیات مرا با مردمان خونریز؛ که در دستانشان ترفندهای شریرانه است، و دست راستشان آکنده از رشوه. و اما من در صداقت خویش گام برمیدارم؛ فدیهام کن و فیضم ببخشا. پایم در جای هموار ایستاده است؛ در جماعت بزرگ خداوند را متبارک میخوانم.'
متی ۱۳:۲۴-۴۳
عیسی مَثَل دیگری نیز برایشان آورد: «پادشاهی آسمان همانند مردی است که در مزرعۀ خود بذرِ خوب پاشید. امّا هنگامی که مردمان در خواب بودند، دشمن وی آمد و در میان گندم، علفِ هرز کاشت و رفت. چون گندم سبز شد و خوشه آورد، علف هرز نیز ظاهر شد. غلامان صاحبخانه نزد او رفتند و گفتند: ”آقا، مگر تو بذر خوب در مزرعهات نکاشتی؟ پس علف هرز از کجا آمد؟“ در جواب گفت: ”این کارِ دشمن است.“ غلامان از او پرسیدند: ”آیا میخواهی برویم و آنها را جمع کنیم؟“ گفت: ”نه! اگر بخواهید علفهای هرز را جمع کنید، ممکن است گندم را نیز با آنها از ریشه برکنید. بگذارید هر دو تا فصل درو با هم نمو کنند. در آن زمان به دروگران خواهم گفت که نخست علفهای هرز را جمع کرده دسته کنند تا سوزانده شود، سپس گندمها را گرد آورده، به انبار من بیاورند.“» عیسی برای آنها مَثَلی دیگر آورد: «پادشاهی آسمان همچون دانۀ خردلی است که کسی آن را گرفت و در مزرعهاش کاشت. با اینکه دانۀ خردل از همۀ دانهها کوچکتر است، امّا چون میروید بزرگتر از همۀ گیاهان باغ شده، به درختی بدل میشود، چندان که پرندگان آسمان آمده، در شاخههایش آشیانه میسازند.» سپس برایشان مَثَلی دیگر آورده، گفت: «پادشاهی آسمان همچون خمیرمایهای است که زنی برگرفت و با سه کیسۀ بزرگ آرد مخلوط کرد تا تمام خمیر وَرآمد.» عیسی همۀ این مطالب را با مَثَلها برای جماعت بیان کرد و بدون مَثَل به آنها هیچ نگفت. این واقع شد تا کلام نبی به انجام رسد که گفته بود: «دهان خود را به مَثَلها خواهم گشود، و آنچه را از آغاز جهان مخفی مانده است، بیان خواهم کرد.» سپس عیسی جمعیت را ترک گفت و به داخل خانه رفت. آنگاه شاگردانش نزد او آمدند و گفتند: «مَثَل علفهای هرز مزرعه را برای ما شرح بده.» او در پاسخ گفت: «شخصی که بذر خوب در مزرعه میکارد، پسر انسان است. مزرعه، این جهان است؛ و بذر خوب، فرزندان پادشاهی آسمانند. علفهای هرز، فرزندان آن شَریرند؛ '