جامعه اغلب مانع ایجاد میکند. در قرائت امروز، با موانع بسیاری مواجه میشویم: مانع میان یهودیان و غیریهودیان (به همین دلیل است که آن نظامی رومی شخصاً نزد عیسی نیامد)؛ مانع میان سپاه اشغالگر رومی و ساکنان فلسطین اشغالشده (حتی با اینکه آن نظامی کنیسهٔ کفرناحوم را بنا کرده بود، اما ورود به خانهٔ یک یهودی موجب نجس شدن آن میشد)؛ و مانع میان قدوسیتی که در عیسی آشکار شده بود و طبیعت گناهآلود این نظامی. بانگ آن نظامی که گفت «شایسته نیستم»، در آیین نیایش سنتی ما منعکس شده و بهکار رفته است.
نکتهٔ تکاندهنده این است که این نظام بر پایهٔ شایستگی بنا میکرد، حال آنکه مشایخ یهود با تأکید بر محبت و اعمال نیک او، میکوشیدند چنین مانعی را از سر راه بردارند. معمولاً آسانتر است که نیکوییها را در دیگران تشخیص دهیم و در همان حال، توجهی بیش از حد به طبیعت گناهکار خود داشته باشیم.
این ملاقات زمینهای را برای کلیسا بعد از رستاخیز فراهم میسازد که طی آن، یک نظامی دیگر به نام کُرنیلیوس، به آغوش کلیسا پذیرفته شد (اعمال، فصل ۱۰) و کلیسا دریافت که رسالتش این است که تمام بشر را دربَر گیرد. دعوت کلیسا این است که نه فقط موانع بیرونی را فرو بپاشد، بلکه موانع «درونی» را نیز. دعوت مسیحیان به تقدّس، با دعوت به برخورداری از صحّت و سلامت شخصیت و کاملیت آن همراه است. این امر زمانی تحقق مییابد که بخشهای آسیبدیدهٔ وجود خود را بپذیریم و تصدیقشان کنیم، و خود را آنگونه ببینیم که مسیح میبیند. طبیعت آسیبدیدهٔ ما، هم برای خودمان قابل رؤیت است و هم برای مسیح. اما با تمام اینها، او راغب است زیر سقف ما بیاید.