امروزه اگر کسی، با اعتقادات رایج، این آیات را بدون کمک معلمی بخواند، قطعاً با نکات بسیاری برخورد خواهد کرد که برایش گیجکننده یا حتی اهانتآمیز خواهد بود. پطرس وقتی به مسیحیان تعلیم داد که اقتدار و مرجعیت همهٔ مقامات حکومتی را بپذیرند، چه مقصودی در ذهن داشت؟ یا همچنین وقتی به بردهها گفت که مطیع اربابها و صاحبان خود باشند و دستورات آنان را بپذیرند، حتی اگر رفتارشان خشونتآمیز باشد؟
برای آنانی که برای مسیح در محیطهایی فاقد درک متقابل و متخاصم زندگی میکنند، کمکی است که این نکته را بهعنوان یک خط مشی عملی درک کنند. برای مسیحیانی که در اقلیتهایی آسیبپذیر در میان جوامعی زندگی میکنند که در ایمان و ارزشهایی ایشان سهیم نیستند، این میتواند یک استراتژی یا خط مشی باشد برای بشارت. «کردارتان در میان بیایمانان… پسندیده باشد.» وقتی همچون غریبان، در رژیمهای اجتماعیای زندگی میکنید که به شما اجازهٔ اظهار نظر یا امکان برقراری ارتباط نمیدهند، عاقلانهترین راه ممکن است این باشد که بهگونهای زندگی کنید که سبب شود ایمانتان را تحسین کنند و موجب کنجکاوی و حتی جذب نظارهگران گردد. پطرس به منظور رفاه و الهام بخشیدن به چنین کسانی به ایشان یادآوری میکند که خودِ عیسی همراهشان است، همان عیسی که تسلیم رنج و بدرفتاری شد، بیآنکه تلاقی کند یا بدی را با بدی پاسخ گوید. واقعیت این است که در دنیای امروز، جوامعی از مسیحیان هست که درست به همین شکل زندگی میکنند.
چنانچه هرگز لازم نشده در چنین شرایطی وفاداری نشان دهیم، در این صورت شاید خوب باشد لحظهای مکث کرده، همین امروز برای آنانی دعا کنیم که از چنین زندگی دشواری، تجربهای گرانبها دارند.