رؤیای این شهر که کتاب ‌مقدس با آن به پایان می‌رسد، آن باغ عدنی نیست که در آغاز کتاب‌ مقدس است، اما آنها از نقاط مشترک بسیاری برخوردارند. عدن، باغی است فردوس‌گونه که در آن نخستین مرد و زن دستور یافتند «تا از آن نگهداری نمایند» (پیدایش ۲:‏۱۵). پیش از آنکه همه چیز خراب شود، طبیعت و فرهنگ بشری، هر دو در حضور خدا به یکدیگر تعلق داشتند. در اورشلیم جدید طبیعت و فرهنگ بشری در حد کمال به یکدیگر پیوند خواهند خورد: به این ترتیب که درخت حیات، با میوه‌ها و برگ‌هایش که «برای شفای قوم‌ها خواهد بود» و نهری که از وسط شهر می‌گذرد، با ورود «فرّ و شکوه قوم‌ها» به آنجا، تکمیل خواهد شد. نیازی به معبد نخواهد بود؛ زیرا همگان از دسترسی مستقیم به حضور خدا بهره‌مند خواهند شد. این رؤیای بی‌نظیر در مورد آفرینشی که نو می‌گردد، از «تبعید» می‌آید (مکاشفه ۱:‏۹). در دنیای امروز، مرزها و سرحدات بیش از پیش به روی پناهجویان و پناهندگان و دیگرانی که مجبور به ترک وطن می‌گردند، بسته می‌شوند. اما کتاب‌ مقدس اظهار می‌دارد که آنانی که کنار گذاشته می‌شوند، ممکن است دقیقاً همان کسانی باشند که قادرند رؤیایی از دنیایی نوین و بهتر ارائه دهند و ما را یاری دهند تا آن را بنا کنیم. «دورۀ ظهور» فرصتی است برای طرح این سؤال که چه می‌توانیم انجام دهیم تا به رؤیا یا چشم‌اندازی برای این دنیای نوین شکل ببخشیم. اینکه آنانی که می‌توانند ما را یاری رسانند تا آن را بنا کنیم، چه کسانی هستند؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *