Today's word: مکاشفه ۲۱:‏۲۲ تا ۲۲:‏۵ | Bible Study: مزمور ۲۵مزمور ۲۶اشعیا ۴۴:‏۹-‏۲۳

رؤیای این شهر که کتاب ‌مقدس با آن به پایان می‌رسد، آن باغ عدنی نیست که در آغاز کتاب‌ مقدس است، اما آنها از نقاط مشترک بسیاری برخوردارند. عدن، باغی است فردوس‌گونه که در آن نخستین مرد و زن دستور یافتند «تا از آن نگهداری نمایند» (پیدایش ۲:‏۱۵). پیش از آنکه همه چیز خراب شود، طبیعت و فرهنگ بشری، هر دو در حضور خدا به یکدیگر تعلق داشتند. در اورشلیم جدید طبیعت و فرهنگ بشری در حد کمال به یکدیگر پیوند خواهند خورد: به این ترتیب که درخت حیات، با میوه‌ها و برگ‌هایش که «برای شفای قوم‌ها خواهد بود» و نهری که از وسط شهر می‌گذرد، با ورود «فرّ و شکوه قوم‌ها» به آنجا، تکمیل خواهد شد. نیازی به معبد نخواهد بود؛ زیرا همگان از دسترسی مستقیم به حضور خدا بهره‌مند خواهند شد. این رؤیای بی‌نظیر در مورد آفرینشی که نو می‌گردد، از «تبعید» می‌آید (مکاشفه ۱:‏۹). در دنیای امروز، مرزها و سرحدات بیش از پیش به روی پناهجویان و پناهندگان و دیگرانی که مجبور به ترک وطن می‌گردند، بسته می‌شوند. اما کتاب‌ مقدس اظهار می‌دارد که آنانی که کنار گذاشته می‌شوند، ممکن است دقیقاً همان کسانی باشند که قادرند رؤیایی از دنیایی نوین و بهتر ارائه دهند و ما را یاری دهند تا آن را بنا کنیم. «دورۀ ظهور» فرصتی است برای طرح این سؤال که چه می‌توانیم انجام دهیم تا به رؤیا یا چشم‌اندازی برای این دنیای نوین شکل ببخشیم. اینکه آنانی که می‌توانند ما را یاری رسانند تا آن را بنا کنیم، چه کسانی هستند؟

Today's Prayer

ای خدای قادر مطلق،
ما را فیض عطا فرما تا اعمال ظلمت را از خود بزداییم،
و سلاح نور را بر تن کنیم،
هم‌اکنون در این زندگی فانی،
که در آن، پسرت، عیسای مسیح در نهایت فروتنی نزد ما آمد؛
تا بدین طریق، در روز آخر،
که در آن، او بار دیگر، در کبریای شکوهمند خود خواهد آمد
تا زندگان و مردگان را داوری کند،
بتوانیم برای حیات فناناپذیر برخیزیم؛
به‌واسطۀ او که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

مکاشفه ۲۱:‏۲۲ تا ۲۲:‏۵

امّا هیچ چیزِ ناپاک و هیچ‌کس که مرتکب اعمال قبیح و فریبکاری شود، به هیچ روی وارد آن نخواهد شد، فقط کسانی که نامشان در دفترِ حیاتِ بره نوشته شده است، بدان راه خواهند داشت. فرّ و شکوه قومها به آنجا آورده خواهد شد. دروازه‌های آن هرگز در روز بسته نخواهد شد، زیرا در آنجا شب وجود نخواهد داشت. و قومها در نور آن سلوک خواهند کرد و پادشاهان زمین، جاه و جلال خود را به آنجا خواهند آورد. و شهر نیازی به خورشید و ماه ندارد که بر آن بتابند زیرا جلال خدا آن را روشن می‌کند و بره چراغ آن است. معبدی در شهر ندیدم، زیرا خداوندْ خدای قادر مطلق و بَره، معبد آن هستند.
آنگاه نهر آب حیات را به من نشان داد که همچون بلورْ شفاف بود و از تخت خدا و بره جاری می‌شد و از وسط میدان شهر می‌گذشت. در دو طرف نهر، درخت حیات بود که دوازده بارْ میوه می‌داد، یعنی هر ماه یک بار. و برگهای آن برای شفای قومها بود. و دیگر هیچ لعنتی وجود نخواهد داشت. تخت خدا و تخت بره در آن شهر خواهد بود و خادمانش او را خواهند پرستید. و دیگر شب وجود نخواهد داشت و آنها به نور چراغ یا خورشید نیازمند نخواهند بود، زیرا خداوندْ خدا به آنها روشنایی خواهد بخشید. و آنها تا ابد سلطنت خواهند کرد. آنها روی او را خواهند دید و نام او بر پیشانی آنها خواهد بود.

مزمور ۲۵

خداوندا، جان خود را به سوی تو برمی‌افرازم؛ ای خدای من، بر تو توکل می‌دارم؛ مگذار سرافکنده شوم، و دشمنانم بر من فخر کنند. آری، کسی که برای تو انتظار بکشد هرگز سرافکنده نخواهد شد؛ کسانی سرافکنده خواهند شد که بی‌سبب خیانت می‌ورزند. خداوندا، راههای خویش را بر من بنما، و طریقهای خود را به من بیاموز! مرا در راستی خود سالک گردان و مرا بیاموز، زیرا که تو خدای نجات من هستی؛ همۀ روز، منتظر تو هستم! خداوندا، رحمت و محبت خود را به یاد آر، زیرا که آنها از ازل بوده است. گناهان جوانی‌ام را به یاد میاور،‌ و نه نافرمانیهایم را! بر حسب محبت خود مرا یاد کن، به‌خاطر نیکویی خود، ای خداوند. خداوند نیکو و راست است؛ از این رو، راه را بر گمراهان می‌نماید. خداوندا، به‌خاطر نام خود تقصیر مرا بیامرز، زیرا که بزرگ است! همۀ راههای خداوند محبت و وفا است، برای آنان که عهد و شهادات او را نگاه می‌دارند. او فروتنان را در طریق عدالت سالک می‌گرداند، و راه خویش را به افتادگان می‌آموزد. کیست آن که از خداوند بترسد؟ خداوند راه برگزیدۀ خویش را بر او خواهد نمود. جان او در نیکویی به سر خواهد برد، و نسل او وارث زمین خواهند شد. محرم اسرار خداوند، ترسندگان اویند؛ او عهد خویش را بدیشان می‌نماید. چشمان من همواره بر خداوند است، زیرا اوست که پاهای مرا از دام می‌رهاند. به من روی کن و مرا فیض ببخشا، زیرا که بی‌کس و ستمدیده‌ام. تنگیهای دل من بسیار گشته؛ مرا از مشقتهایم برهان. ستمدیدگی و رنج مرا ببین، و همۀ گناهانم را بیامرز. بر دشمنانم بنگر که چه بسیار گشته‌اند و چه خشونتگرانه بر من کینه می‌ورزند. جانم را حفظ کن و مرا رهایی ده! مگذار سرافکنده شوم، زیرا که در تو پناه جُسته‌ام! باشد که صداقت و درستی، مرا پاس دارند، زیرا که منتظر تو هستم! خدایا، اسرائیل را از همۀ تنگیهایش فدیه کن.

مزمور ۲۶

خداوندا، حکم بر برائتم ده، زیرا که من در صداقت خویش گام برداشته‌ام، و بی‌تزلزل بر خداوند توکل کرده‌ام. خداوندا، مرا امتحان کن و بیازما، دل و اندیشه‌ام را از بوتۀ آزمایش بگذران؛ زیرا محبت تو را همواره پیش چشم خود دارم، و پیوسته در سایۀ وفاداری تو گام می‌زنم. با مردان باطل همنشین نمی‌گردم، و با ریاکاران همراه نمی‌شوم؛ از جماعت بدکاران بیزارم و با شریران همنشینی نمی‌کنم. دستهایم را در بی‌گناهی می‌شویم، و مذبح تو را، خداوندا، طواف می‌کنم؛ تا آواز شکرگزاری را بشنوانم، و همۀ شگفتیهای تو را بازگویم. خداوندا، محل خانۀ تو را دوست می‌دارم، و جایگاه سکونت جلالت را. جان مرا با گناهکاران برمگیر، و نه حیات مرا با مردمان خون‌ریز؛ که در دستانشان ترفندهای شریرانه است، و دست راستشان آکنده از رشوه. و اما من در صداقت خویش گام برمی‌دارم؛ فدیه‌ام کن و فیضم ببخشا. پایم در جای هموار ایستاده است؛ در جماعت بزرگ خداوند را متبارک می‌خوانم.

اشعیا ۴۴:‏۹-‏۲۳

آنان که تمثال تراشیده می‌سازند جملگی هیچند، و آنچه بدان رغبت دارند فایده‌ای نمی‌رساند. شاهدان ایشان نمی‌بینند و نمی‌دانند، پس شرمسار خواهند شد. کیست آن که خدایی بسازد یا تمثالی بریزد، که منفعتی بدو نمی‌رساند؟ پس او و امثال او شرمسار خواهند شد. سازندگان بتها انسانی بیش نیستند، پس همگی گرد آمده، بایستند؛ ایشان هراسان خواهند شد، و با هم سرافکنده خواهند گردید. آهنگر با تیشه بر زغالها کار می‌کند. او با چکش به بتی شکل می‌دهد و به نیروی بازوی خویش آن را می‌سازد. او گرسنه شده، نای از کف می‌دهد و آب ننوشیده، به حال ضعف می‌افتد! نجّار با ریسمان چوب را اندازه می‌گیرد و با قلم نشانه‌گذاری می‌کند. با رنده آن را صاف می‌کند و با پرگار بر آن نشانه می‌گذارد. آن را به شباهت انسان و با زیبایی بشری می‌سازد تا در خانه‌ای بگذارد. او سروهای آزاد می‌بُرد، و یا درخت چنار یا بلوطی برای خود اختیار می‌کند، و می‌گذارد تا در جنگل نمو کند؛ و یا درخت کاجی می‌نشاند و باران آن را نمو می‌دهد. آنگاه برای شخص به جهت سوخت به کار می‌آید. قدری از آن را برگرفته، خود را با آن گرم می‌کند و آتش افروخته، نان می‌پزد. سپس از آن خدایی می‌سازد و آن را می‌پرستد، و تمثالی تراشیده، در برابرش سَجده می‌کند! باری، از آن هیزم نیمی را در آتش می‌سوزاند؛ بر آن خوراک خود را طبخ می‌کند، و گوشت کباب کرده، می‌خورد و سیر می‌شود. نیز خود را گرم می‌کند و می‌گوید: «وه چه گرم شدم! گرمای آتش را حس می‌کنم!» و از آنچه باقی مانَد، خدایی یعنی تمثالی تراشیده برای خود می‌سازد و در برابرش سَجده کرده، آن را می‌پرستد و به آن دعا کرده، می‌گوید: «ای که خدای من هستی، مرا برهان!» ایشان را هیچ درک و فهمی نیست؛ زیرا چشمانشان را بسته است تا نبینند، و دلهایشان را نیز تا نفهمند. هیچ‌یک لختی تأمل نمی‌کند و هیچ‌یک را این درک و فهم نیست که بگوید: «نیمی از آن را در آتش سوزاندم، و بر زغالهایش نان پختم، و بر آن گوشت کباب کرده خوردم؛ آیا از باقی آن چیزی مکروه بسازم و در برابر چوبی سَجده کنم؟» او خاکستر می‌خورَد و دلی فریب‌خورده او را گمراه می‌سازد. خود را نتواند رهانید، و با خود نتواند گفت که: «آیا دروغی به دست راست خویش ندارم؟» ای یعقوب و ای اسرائیل، اینها را به یاد آور، این را که تو خادم من هستی؛ من تو را سرشته‌ام و تو خدمتگزار من هستی؛ ای اسرائیل، تو را فراموش نخواهم کرد. نافرمانیهایت را مانند ابر رُفتَم، و گناهانت را مانند مِه محو ساختم. نزد من بازگرد، زیرا که تو را فدیه داده‌ام. ای آسمانها بانگ شادی سر دهید، زیرا که خداوند چنین کرده است؛ ای ژرفاهای زمین فریاد برآورید! ای کوهها، و ای جنگلها و تمامی درختانش، بسرائید! زیرا که خداوند یعقوب را فدیه داده است، و در اسرائیل جلال خود را نمایان خواهد ساخت.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *