Today's word: ملاکی ۳:‏۱-‏۶ | Bible Study: مزمور ۵۰مزمور ۱۴۹لوقا ۳:‏۱-‏۱۷

ولادت یحیای تعمیددهندههشت روز پس از ولادت این طفل، خویشاوندانش برای مراسم نامگذاری گرد آمدند. پدرش، زکریا، قادر به سخن گفتن نبود. پس برایش لوحی آوردند تا نام نوزاد را بر آن بنویسد. او نیز نوشت: «نام او یحیی است!» (لوقا ۱:‏۶۳). آنگاه زکریا از روح‌القدس پر شد و با بانگی بلند، سرودی در ستایش خدا سرایید و گفت: «متبارک باد خداوند، خدای اسرائیل!» (لوقا ۱:‏۶۸).
طبق روایت لوقا، زکریا در طول نـُه ماه خاموش بود و بر پیام فرشته تأمل می‌کرد. در آن حال که الیزابت کودکی را در بطن خود می‌پروراند، زکریا نبوتی را در ذهن خود پرورش می‌داد، نبوتی که تاریخچهٔ نجات در کتب مقدس را در هم می‌تنید و مژدهٔ محبت خدا را گرامی می‌داشت.

آیاتی که در قرائت امروز از نظر گذراندیم، پایه و اساس این نبوت است، همان آیات کلیدی در تأملات خاموش زکریا. خودِ نام «ملاکی» به معنی «پیام‌آور من» است. این آیات به‌روشنی ایدهٔ یک طلایه‌دار یا پیشرو را مطرح می‌سازد: یعنی ایدهٔ کسی که خواهد آمد تا راه خداوند را آماده کند.

این پیام‌آور حامل رحمتی جدی خواهد بود. تصاویر مربوط به «آتشِ پالایشگران» و «صابونِ گازُران»، جزو ساده‌ترین و بهترین تصاویر در کتب انبیا هستند. این پالایش و پاک‌کردن که بسیار نیرومند خواهد بود، برای هدف خاصی صورت خواهد گرفت: آماده ساختن قوم خدا برای پذیرش کسی که خواهد آمد. در کانون این پالایش، «رحمت خدای ما» قرار دارد (لوقا ۱:‏۷۸). با ولادت این طفل، روزی نو بر می‌دمید.

Today's Prayer

ای خدای قادر مطلق،
ای که به‌واسطهٔ مشیّت تو، خدمتگزارت، یحیی، به شکلی شگفت‌انگیز ولادت یافت،
و فرستاده شد تا از طریق اعلان توبه، راه پسرت و نجات‌دهندهٔ ما را آماده سازد:
ما را هدایت فرما تا طبق موعظه و نیز الگوی او، توبه کنیم،
و پیوسته حقیقت را بگوییم و شرارت را با شهامت سرزنش کنیم،
و با بردباری، در راه حقیقت و راست‌گویی رنج بکشیم؛
به‌واسطهٔ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

ملاکی ۳:‏۱-‏۶

خداوند لشکرها می‌فرماید: «هان من پیام‌آور خود را می‌فرستم، و او راه را پیش روی من آماده خواهد کرد. و خداوندگاری که طالب اویید به ناگاه به معبد خویش در خواهد آمد؛ و آن پیام‌آورِ عهد که در او وجد می‌کنید، هان او می‌آید! اما کیست که روز آمدنش را تحمل تواند کرد؟ و کیست که به هنگام ظهورش توانَد ایستاد؟ زیرا او همچون آتشِ پالایِشگران و مانند صابونِ گازُران خواهد بود. او همچون پالایِشگر و تصفیه‌کنندۀ نقره خواهد نشست و فرزندان لاوی را پاک ساخته، آنها را چون طلا و نقره تصفیه خواهد کرد، و آنان در پارسایی، هدایا برای خداوند خواهند آورد. آنگاه هدایای یهودا و اورشلیم همچون ایام گذشته و سالیان پیشین، خداوند را خشنود خواهد ساخت. «خداوند لشکرها می‌فرماید: آنگاه من برای داوری، نزدیک شما خواهم آمد، و بر ضد جادوگران و زناکاران و آنان که قسم دروغ می‌خورند و بر کارگر در پرداخت مزدش و بر بیوه‌زنان و یتیمان ستم روا می‌دارند و دست رد بر سینۀ غریبان می‌زنند و از من نمی‌ترسند، به‌زودی شهادت خواهم داد. «من که خداوند هستم، تغییر نمی‌کنم؛ از همین روست که شما، ای فرزندان یعقوب، هلاک نشده‌‌اید.

مزمور ۵۰

یهوه، خدای خدایان، سخن می‌گوید و زمین را از محل طلوع آفتاب تا محل غروبش فرا می‌خواند. از صَهیون، که کمال زیبایی است، خدا تجلی می‌کند. خدای ما می‌آید و خاموش نخواهد ماند؛ آتش پیش رویش فرو می‌بلعد، و تند‌باد گرداگردش می‌خروشد. آسمان را در بالا فرا می‌خواند، و زمین را، تا بر قوم خود داوری کند: «سرسپردگان مرا نزد من گرد آورید آنان را که با من به قربانی عهد بسته‌اند.» آسمانها دادگری او را اعلام می‌کنند، زیرا خدا، خودْ داور است. سِلاه «ای قوم من بشنوید تا سخن گویم، و ای اسرائیل، تا بر ضد تو شهادت دهم. من خدا هستم، خدای تو. به سبب قربانیهایت نیست که توبیخَت می‌کنم، قربانیهای تمام‌سوز تو همواره در نظر من است. گوساله‌ای از خانۀ تو نمی‌گیرم و نه بزی از آغلت، زیرا تمامی حیوانات جنگل از آن منَند، و چارپایانی نیز که بر هزاران کوهند. همۀ پرندگان کوهستانها را می‌شناسم، و هر جُنبندۀ صحرا از آن من است. اگر گرسنه بودم، تو را خبر نمی‌دادم، چه، جهان و هرآنچه در آن است، از آن من است. آیا من گوشت گاوان را می‌خورم یا خون بُزان را می‌نوشم؟ قربانیهای تشکر به خدا تقدیم کن، و نذرهای خویش را به آن متعال ادا نما، و در روز تنگی مرا بخوان؛ من تو را بیرون خواهم کشید، و تو مرا جلال خواهی داد.» اما به شریر، خدا چنین می‌فرماید: «تو را چه که فرایض مرا بیان کنی و عهد مرا بر زبان رانی؟ چراکه از تأدیب من بیزاری و کلام مرا پشت گوش می‌اندازی. چون دزد را می‌بینی، به او روی خوش نشان می‌دهی، و با زناکاران هم‌پیاله می‌شوی. دهان خویش به بدی می‌گشایی و زبانت را به فریب عادت داده‌ای. به سخن گفتن بر ضد برادرت می‌نشینی، و بر فرزند مادرت افترا می‌زنی. این کارها را کردی و من خاموشی گزیدم؛ پس پنداشتی که من نیز چون توام. اما حال تو را توبیخ خواهم کرد و تقصیراتت را در برابر دیدگانت خواهم گسترد. «ای فراموش‌کنندگان خدا، این را دریافت کنید، مبادا شما را بدرم و رهاننده‌ای نباشد. آن که قربانیهای تشکر تقدیم می‌کند، مرا حرمت می‌دارد؛ آن که راه خویش می‌پاید، نجات خدا را به او نشان خواهم داد.»

مزمور ۱۴۹

هللویاه! خداوند را سرودی تازه بسرایید، و ستایش او را در جماعت سرسپردگان. اسرائیل در صانع خود شادی کند، و فرزندان صَهیون از شاه خود به وجد آیند. رقص‌کنان نام او را بستایند، و با دف و بربط برایش بنوازند! زیرا خداوند از قوم خویش خشنود است، او ستمدیدگان را به نجات می‌آراید. سرسپردگان در این افتخار شادی کنند، و بر بسترهای خود شادمانه بسرایند. ستایش خدا در دهانشان باشد، و شمشیر دو دم در دستانشان. تا از قومها انتقام کشند، و ملتها را به مجازات رسانند؛ تا شاهانشان را به زنجیرها ببندند، و بزرگانشان را به پابندهای آهنین؛ تا داوری مکتوب را در حقشان به اجرا بگذارند. این افتخار است برای همۀ سرسپردگان او. هللویاه!

لوقا ۳:‏۱-‏۱۷

در پانزدهمین سالِ فرمانروایی تیبِریوسِ قیصر، هنگامی که پُنتیوس پیلاتُس والی یهودیه بود، هیرودیس حاکم جلیل، برادرش فیلیپُس حاکم ایتوریه و تْراخونیتیس، لیسانیوس حاکم آبیلینی، و حَنّا و قیافا کاهنان اعظم بودند، کلام خدا در بیابان بر یحیی، پسر زکریا، نازل شد. پس یحیی به سرتاسر نواحی اردن می‌رفت و به مردم موعظه می‌کرد که برای آمرزش گناهان خود توبه کنند و تعمید گیرند. در این باره در کتاب سخنان اِشعیای نبی آمده است که: «ندای آن که در بیابان فریاد برمی‌آورد، ”راه خداوند را آماده کنید! طریقهای او را هموار سازید! همۀ دره‌ها پر و همۀ کوهها و تپه‌ها پست خواهند شد؛ راههای کج، راست و مسیرهای ناهموار، هموار خواهند گشت. آنگاه تمامی بشر نجات خدا را خواهند دید.“‌» یحیی خطاب به جماعتی که برای تعمید گرفتن نزد او می‌آمدند، می‌گفت: «ای افعی‌زادگان، چه کسی به شما هشدار داد تا از غضبی که در پیش است بگریزید؟ پس ثمرات شایستۀ توبه بیاورید و با خود مگویید که: ”پدر ما ابراهیم است.“ زیرا به شما می‌گویم، خدا قادر است از این سنگها فرزندان برای ابراهیم پدید آورد. هم‌اکنون تیشه بر ریشۀ درختان نهاده شده است. هر درختی که میوۀ خوب ندهد، بریده و در آتش افکنده خواهد شد.» خَراجگیران نیز آمدند تا تعمید گیرند. آنها از او پرسیدند: «استاد، ما چه کنیم؟» پاسخ داد: «آن که دو جامه دارد، یکی را به آن که ندارد بدهد، و آن که خوراک دارد نیز چنین کند.» سربازان نیز از او پرسیدند: «ما چه کنیم؟» گفت: «به‌زور از کسی پول نگیرید و بر هیچ‌کس افترا مزنید و به مزد خویش قانع باشید.» جماعت از او پرسیدند: «پس چه کنیم؟» مردم مشتاقانه در انتظار بودند و با خود می‌اندیشیدند که آیا ممکن است یحیی همان مسیح باشد؟ پاسخ یحیی به همۀ آنان این بود: «من شما را با آب تعمید می‌دهم، امّا کسی تواناتر از من خواهد آمد که من حتی شایسته نیستم بند کفشهایش را بگشایم. او شما را با روح‌القدس و آتش تعمید خواهد داد. او کج‌بیل خود را در دست دارد تا خرمنگاه خویش را پاک کند و گندم را در انبار خویش ذخیره نماید، امّا کاه را در آتشی خاموشی‌ناپذیر خواهد سوزانید.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *