Today's word: لوقا ۶:۳۹ تا آخر | Bible Study: اعداد ۱۶:۳۶ تا آخرمزمور ۱۲۴مزمور ۸۷

فکر می‌کنم جورج اُرْوِل، نویسندۀ بزرگ انگلیسی بود که به شوخی گفته که وقتی دیگر به ۵۰ سالگی می‌رسید، صورت‌تان آنطور می‌شود که حق‌تان است! شاید به شکلی متولد شده باشید که برای دنیا، زیبا و جذاب به نظر برسید، اما در آخر، هر مقدار ورزش و جراحی‌های زیبایی هم نمی‌تواند مانع از این شود که شخصیت واقعی‌تان در بیرون دیده شود. آنچه که کارها و سخنان ما را شکل می‌بخشد، حتی قیافۀ ما را در نظر دیگران، اتفاقاتی است که در درون ما رخ می‌دهد.

در اینجا عیسی همین حقیقت را بیان می‌دارد: هر درختی از میوه‌اش شناخته می‌شود. انجیر را از بوتۀ خار نمی‌توان چید. شخص نیکو از چیزهای نیکویی که در دلش ذخیره شده، چیزهای نیکو بیرون می‌آوَرَد.

از اینرو، همانطور که از مَثل معروف عیسی دربارۀ دو نوع خانه برداشت می‌کنیم، شاگردی یعنی توجه به پـِی و فونداسیون خانه‌مان. ارزشها، طرز تفکر، و تمایلاتی که شالودۀ زندگی ما را تشکیل می‌دهند، کدامها هستند، و چگونه می‌توانیم یقین حاصل کنیم که آنها با ارزشهای انجیل همسو هستند؟ چنانچه همسو باشند، دیگر نیازی نداریم که سخت بکوشیم تا نیکو باشیم؛ نیکوبودن بطور طبیعی از ما سر خواهد زد، چرا که در زمین نیکو کاشته شده‌ایم و میوۀ نیکو می‌آوریم. همچنین قادر خواهیم شد تخته‌ها و الوارهای ریاکاری و فریب را بروشنی در چشم خودمان ببینیم، و تمایلی نداشته باشیم انگشت اتهام بسوی پَرِ کاه در چشم دیگران دراز کنیم.

Today's Prayer

ای مسیحِ قیام‌کرده،
تو در کنار دریاچه، دعوتت را از شاگردانت تجدید کردی:
پس کلیسایت را مدد فرما تا از احکامت اطاعت کند،
و ملت‌ها را بسوی آتش محبتت هدایت فرما،
بسوی جلال خدای پدر.

Bible Study

لوقا ۶:۳۹ تا آخر

و این مَثَل را نیز برایشان آورد: «آیا کور می‌تواند عصاکش کور دیگر شود؟ آیا هر دو در چاه نخواهند افتاد؟ شاگرد، برتر از استاد خود نیست، امّا هر که تعلیم و تربیتش به کمال رسد، همچون استاد خود خواهد شد. «چرا پَرِ‌کاهی را در چشم برادرت می‌بینی، امّا از چوبی که در چشم خود داری غافلی؟ چگونه می‌توانی به برادرت بگویی: ”برادر، بگذار پَرِ‌کاه را از چشمت به در آورم“، ولی چوب را در چشم خود نمی‌بینی؟ ای ریاکار، نخست چوب را از چشم خود به در آر، آنگاه بهتر خواهی دید تا پَرِ‌کاه را از چشم برادرت بیرون کنی. «هیچ درخت نیکو، میوۀ بد به‌بار نمی‌آوَرَد و هیچ درخت بد، میوۀ نیکو نمی‌دهد. هر درختی را از میوه‌اش می‌توان شناخت. نه از بوتۀ خار می‌توان انجیر چید، و نه از بوتۀ تمشک، انگور! شخصِ نیک از خزانۀ نیکوی دل خود نیکویی برمی‌آورد، و شخصِ بد از خزانۀ بدِ دل خود، بدی. زیرا زبان از آنچه دل از آن لبریز است، سخن می‌گوید. «چگونه است که مرا ’سرورم، سرورم‘ می‌خوانید، امّا به آنچه می‌گویم عمل نمی‌کنید؟ آن که نزد من می‌آید و سخنانم را می‌شنود و به آن عمل می‌کند، به شما می‌نمایانم به چه کس می‌مانَد. او کسی را مانَد که برای بنای خانه‌ای، زمین را گود کَند و پیِ خانه را بر صخره نهاد. چون سیل آمد و سیلاب بر آن خانه هجوم برد، نتوانست آن را بجنباند، زیرا محکم ساخته شده بود. امّا آن که سخنانم را می‌شنود ولی به آن عمل نمی‌کند، کسی را مانَد که خانه‌ای بدون پی، بر زمین ساخت. چون سیلاب بر آن خانه هجوم بُرد، در دم فرو ریخت و ویرانی عظیم بر جای نهاد.»'

اعداد ۱۶:۳۶ تا آخر

آنگاه خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: «به اِلعازار پسر هارونِ کاهن بگو آتشدانها را از میان شعله‌ها برگیرد، زیرا آنها مقدس شده‌اند، و آتشِ آنها را دورتر بپاشد. و در خصوص آتشدانهای این مردمان که به بهای جان خویش گناه ورزیدند، از آنها ورقه‌های چکش‌کاری شده برای پوشش مذبح تهیه شود، زیرا چونکه آنها را به حضور خداوند تقدیم کرده‌اند، آتشدانها مقدس گشته‌اند. بدین‌سان، نشانه‌ای برای بنی‌اسرائیل خواهند بود!» پس اِلعازارِ کاهن آتشدانهای برنجینی را که سوخته‌شدگان به کار برده بودند، برگرفت، و با چکش‌کاریِ آنها پوششی برای مذبح تهیه شد، تا بنی‌اسرائیل را یادآور باشد از اینکه هیچ شخص غریب که از نسل هارون نباشد نباید برای سوزاندن بخور به حضور خداوند نزدیک آید، مبادا همچون قورَح و همراهانش گردد. اِلعازار این را مطابق آنچه خداوند به واسطۀ موسی به وی فرموده بود، انجام داد. اما فردای آن روز، تمامی جماعت بنی‌اسرائیل بر ضد موسی و هارون همهمه کرده، گفتند: «شما قوم خداوند را کشتید.» هنگامی که جماعت بر ضد موسی و هارون گرد آمده بودند، به سوی خیمۀ ملاقات نگریستند، و اینک ابر آن را پوشانید و جلال خداوند ظاهر شد. آنگاه موسی و هارون جلو خیمۀ ملاقات آمدند «از میان این جماعت دور شوید تا در دم ایشان را هلاک کنم.» و آنها به روی در‌افتادند. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: موسی به هارون گفت: «آتشدانِ خود را برگیر و از آتش مذبح بر آن بگذار و بخور بر آن قرار ده و به‌سرعت نزد جماعت ببر و برایشان کفّاره کن، زیرا غضب از حضور خداوند برآمده و بلا آغاز شده است.» پس هارون چنانکه موسی گفته بود آن را برگرفت و به میان جماعت دوید. و هان بلا در میان قوم آغاز شده بود، پس بخور سوزانید و برای قوم کفّاره کرد. او میان مردگان و زندگان ایستاد، و بلا بازداشته شد. سوای آنان که در ماجرای قورَح مردند، چهارده هزار و هفتصد تن نیز از بلا جان سپردند. پس هارون نزد موسی به در خیمۀ ملاقات بازگشت، و بلا بازداشته شد.'

مزمور ۱۲۴

اگر خداوند با ما نمی‌بود - بگذار اسرائیل بگوید - اگر خداوند با ما نمی‌بود، آنگاه که آدمیان بر ما حمله آوردند، و هنگامی که خشمشان بر ما افروخته شد، ما را زنده فرو می‌بلعیدند. آنگاه سیل ما را در کام می‌کشید، و آبها از سَرِ ما می‌گذشت؛ آری، آبهای خروشان ما را غرق می‌کرد! متبارک باد خداوند که ما را طعمۀ دندانهای ایشان نساخت. همچون پرنده‌ای جان ما از دام صیاد رهایی یافت! دام پاره شد و ما رَستیم. یاری ما در نام خداوند است که آسمان و زمین را آفرید!'

مزمور ۸۷

شهری که او بنیان نهاده بر کوه مقدس واقع است؛ خداوند دروازه‌های صَهیون را دوست می‌دارد، بیش از همۀ مسکنهای یعقوب. ای شهر خدا، سخنان پرجلال درباره‌ات گفته می‌شود. سِلاه رَهَب و بابِل را در شمارِ شناسندگانم ذکر خواهم کرد، فلسطین را نیز، و صور را، همراه با کوش؛ خواهند گفت: «این در آنجا زاده شده است!» و دربارۀ صَهیون گفته خواهد شد که «این و آن در او زاده شده‌اند»، زیرا آن متعال، خودْ او را استوار خواهد ساخت! آنگاه که خداوند قومها را ثبت می‌کند چنین خواهد نگاشت: «این در آنجا زاده شده است.» سِلاه سرایندگان و رقص‌کنندگان به یکسان می‌سرایند که: «همۀ چشمه‌های من در توست!»'

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *