Today's word: اول قرنتیان ۱۱:‏۱۷ تا آخر | Bible Study: مزمور ۶۱مزمور ۶۵هوشع ۶:‏۷ تا ۷:‏۲

در این آیات، پولس کلماتی را به یاد می‌آورد و بازگو می‌کند که عیسی زمانی که «شام آخر» را با یارانش صرف می‌کرد، به‌ کار برده بود. گرچه این مراسم تنها چند سال پیش از آن برگزار شده بود که پولس نامه‌اش را به کلیسای شهر قرنتس می‌نوشت، اما زمانه خیلی تغییر کرده بود. کلیسایی که پولس نامه‌اش را خطاب به آن می‌نویسد، دچار تفرقه و جدایی شده بود. در آن روزگار رسم بر این بود که «شام خداوند» در جریان یک ضیافت برگزار شود. ما امروزه آن را به‌عنوان یک «آیین مقدس» برگزار می‌کنیم و ضیافت را از یاد برده‌ایم، اما به نظر می‌رسد که اعضای این جماعت قدیمی مسیحی، در طول ضیافت خوش می‌گذراندند و «آیین مقدس» را از یاد می‌بردند. این ضیافت احتمالاً در خانۀ یکی از اعضای کلیسا برگزار می‌شد. بر اساس مطالعات باستان‌شناسی، می‌دانیم که در آن زمان اتاق پذیرایی خانه‌ها آنقدر بزرگ نبود که برای بیش از ده نفر جا داشته باشد. از این‌رو، وقتی تعداد مهمانان بیشتر بود، لازم می‌شد که تعدادی از آنها در «آتریوم» بنشینند، یعنی کریدور یا دالان‌هایی جادار در خانه‌های بزرگ که شاید ظرفیت پنجاه نفر را داشت. ظاهراً اعضای این کلیسا درِ خانۀ خود را برای سایر اعضا می‌گشودند، اما می‌کوشیدند اول دوستان نزدیک خود را در اتاق مهمانی جای دهند و بقیه می‌بایست در آتریوم «بلولند». کلیسا درست در نقطه‌ای دچار تفرقه شده بود که می‌بایست محل تجلی اتحاد و وحدت باشد. ما هر سال، در پنج‌شنبۀ پیش از جمعةالصلیب، و در هر یکشنبۀ قیام، به یاد می‌آوریم که در آن نانِ پاره‌شده، با بدن عیسی ملاقات می‌کنیم. ما، یعنی کلیسا، وقتی در این شراکت می‌جوییم، بدن مسیح نیز می‌گردیم. بدین‌سان کلیسا می‌تواند «پاره شود»، اما هرگز نباید تجزیه و تقسیم گردد.

Today's Prayer

ای خدا که آفریدگار ما هستی،
و در ابتدا، فرمان دادی که نور از میان تاریکی بدرخشد:
تقاضا می‌کنیم که نور انجیل پرجلال مسیح،
ظلمت نادانی و بی‌ایمانی را کنار بزند،
و در دل تمامی قومت بدرخشد،
و معرفت و شناخت جلالت را،
در چهرۀ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما آشکار سازد،
هم‌او که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

اول قرنتیان ۱۱:‏۱۷ تا آخر

امّا در آنچه اینک به شما حکم می‌کنم، به هیچ روی تحسینتان نمی‌کنم، زیرا وقتی شما گرد ‌هم می‌آیید، به جای فایده باعث ضرر است. نخست اینکه می‌شنوم آنگاه که به عنوان کلیسا جمع می‌شوید، در میان شما جداییها روی می‌دهد، و این را تا اندازه‌ای باور می‌کنم. شکی نیست که تفرقه‌ها نیز باید در میان شما باشد تا بدین‌گونه آنانی که اصالتشان به ثبوت می‌رسد، در میان شما شناخته شوند. زمانی که شما در یک جا گرد ‌هم می‌آیید، براستی برای خوردن شام خداوند نیست. زیرا هنگام صرف غذا، هر یک از شما بی‌آنکه منتظر دیگران باشد شام خودش را می‌خورد، به گونه‌ای که یکی گرسنه می‌ماند، در حالی که دیگری مست می‌شود. آیا خانه‌ها برای خوردن و نوشیدن ندارید؟ یا اینکه کلیسای خدا را خوار می‌شمارید و اشخاص بی‌چیز را شرمسار می‌سازید؟ به شما چه بگویم؟ آیا برای این کار تحسینتان کنم؟ به هیچ روی تحسینتان نخواهم کرد. زیرا من از خداوند یافتم آنچه را به شما نیز سپردم، که عیسای خداوند در شبی که او را تسلیم دشمن کردند، نان را گرفت و شکر نموده، پاره کرد و فرمود: «این است بدن من برای شما. این را به یاد من به جای آورید.» زیرا هر گاه این نان را بخورید و از این جام بنوشید، مرگ خداوند را اعلام می‌کنید تا زمانی که بازآید. به همین‌سان، پس از شام، جام را گرفت و فرمود: «این جام، عهد جدید است در خون من. هر بار که از آن می‌نوشید، به یاد من چنین کنید.» پس هر که به شیوه‌ای ناشایسته نان را بخورد و از جام خداوند بنوشد، مجرم نسبت به بدن و خون خداوند خواهد بود. امّا هر کس پیش از آنکه از نان بخورد و از جام بنوشد، خود را بیازماید. زیرا هر که بدون تشخیصِ بدن بخورد و بنوشد، در واقع محکومیت خود را خورده و نوشیده است. از همین روست که بسیاری از شما ضعیف و بیمارند و شماری هم خفته‌اند. امّا اگر بر خود حکم می‌کردیم، بر ما حکم نمی‌شد. پس ای برادران من، چون برای خوردن گرد ‌هم می‌آیید، منتظر یکدیگر باشید. پس آنگاه که خداوند بر ما حکم می‌کند، تأدیب می‌شویم تا با دنیا محکوم نگردیم. اگر کسی گرسنه است، در خانۀ خود غذا بخورد تا گرد ‌هم آمدن شما به محکومیت نینجامد. در خصوص سایر چیزها نیز چون نزدتان آمدم، دستورات لازم را خواهم داد.

مزمور ۶۱

خدایا، فریاد مرا بشنو و به دعایم گوش فرا ده! از کرانهای زمین تو را می‌خوانم، هنگامی که دلم لرزان است. مرا به صخره‌ای که بلندتر از من است هدایت فرما. زیرا که تو پناهگاه من بوده‌ای، و برج نیرومند در برابر دشمن. بگذار تا به ابد در خیمۀ تو قرار یابم و زیر سایۀ بالهایت پناه گیرم. سِلاه زیرا تو، خدایا، نذرهایم را شنیده‌ای، و میراث ترسندگانِ نامت را به من ارزانی داشته‌ای. بر ایام عمر پادشاه بیفزا و بر سالهای او، تا نسلهای بسیار! تا ابد در حضور خدا بر تخت شاهی نشیند، محبت و وفاداری خود را به مراقبت او برگمار! پس نام تو را پیوسته خواهم سرایید، و نذرهای خود را هر روزه ادا خواهم کرد.

مزمور ۶۵

خدایا ستایش در صَهیون در انتظار توست و نذرها به تو ادا خواهد شد. ای که دعا می‌شنوی نزد تو تمامی بشر خواهند آمد. آنگاه که اعمال شرارت‌آمیز بر ما چیره می‌شود تو نافرمانیهای ما را کفاره می‌کنی. خوشا به حال آنان که تو برمی‌گزینی و نزدیک می‌آوری تا در صحنهای تو ساکن شوند. از نیکویی خانۀ تو سیر خواهیم شد و از قدوسیت معبد تو. با کارهای شگفت در عدالت نجاتبخش خویش ما را اجابت می‌فرمایی، ای خدای نجات ما، که اعتماد همۀ کرانهای زمین و دوردست‌ترین دریاها بر توست. ای که به نیروی خویش کوهها را برقرار ساختی و خویشتن را به قدرت مسلح کردی؛ که خروش دریاها را خاموش می‌گردانی، غرّش موجهای آنها و شورش قومها را. ساکنان کرانهای زمین از آیات تو حیرانند، تو مغرب و مشرق را به بانگ شادی وا می‌داری. تو به زمین روی کرده، آن را آبیاری می‌کنی، و غنای بسیارش می‌بخشی. نهر خدا از آب پر است؛ تو غله را برای مردم فراهم می‌کنی زیرا که چنین تهیه دیده‌ای. تو شیارهایش را سیراب می‌کنی و پشته‌هایش را هموار می‌سازی؛ به رگبارها آن را نرم می‌کنی و محصولش را برکت می‌دهی. به احسان خویش سال را تاجگذاری می‌کنی؛ جای چرخ ارابه‌هایت نیز از برکت لبریز است. چراگاههای صحرا نیز لبریز است و تپه‌ها کمر خود را به شادمانی بسته‌اند. چمنزارها خویشتن را به گله‌ها ملبس ساخته‌اند و وادیها به غله پوشیده شده است؛ بانگ شادی برمی‌آورند و می‌سرایند.

هوشع ۶:‏۷ تا ۷:‏۲

اما ایشان همچون آدم از عهد تجاوز کردند، و در آنجا به من خیانت ورزیدند. جِلعاد شهر شرارت‌پیشگان است، که اثر قدمهای آنها لکۀ خون است. چنانکه راهزنان به کمین مردم می‌نشینند، همچنان گروه کاهنان در جادۀ شِکیم مرتکب قتل می‌شوند؛ بدرستی که آنان دست به اعمال قبیح می‌زنند. در خاندان اسرائیل امری هولناک دیدم؛ فحشایِ اِفرایِم در آنجاست، و اسرائیل نجس گشته است. برای تو نیز ای یهودا، حصادی مقرر است، آنگاه که سعادت را به قوم خویش بازگردانم.چون خواستم اسرائیل را شفا دهم، گناه اِفرایِم آشکار شد و شرارت سامِرِه هویدا گردید. چراکه مرتکب فریب می‌شوند؛ دزدان برای دزدی به درون می‌آیند، و راهزنان در بیرون غارت می‌کنند. اما در دل خویش نمی‌اندیشند که من تمامی شرارت ایشان را یاد می‌دارم. اکنون اعمالشان ایشان را احاطه می‌کند؛ آنها در برابر چشمان من است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *