خدا نام ابرام را تغییر میدهد. ابرام به ابراهیم تبدیل میشود، یعنی «پدر خلق بسیار»؛ پدر ما. تکهجای افزوده به آن نام، مفهوم خانواده را تغییر میدهد. این تغییر، بیش از آنکه مربوط به خویشاوندی باشد، مربوط به نشانههای جسمانی است. مربوط به اهل یک خانه بودن است، نه چیزی از قبیل نسبت خونی. هنگامی که خدا با مردی کهنسال عهد میبندد، «آن هم کسی که تقریباً مرده بود» (عبرانیان ۱۱:۱۲)، کلامش گروه بیشمار از انسانها را دربرمیگیرد. بسیاری از آنان فرزندخواندگان پسر و دخترند.
چه چیزی ما را اهل یک خانه میسازد؟ پاسخ بر قلب و جسم نوشته شده است؛ زیرا عهد خدا قلب و جسم را پیوند میدهد. ختنه نشانهای جسمانی است که به نسل نخست داده است. با آن نشانه اهل خانه از نظر روحانی به خانوادۀ الاهی پیوند خوردهاند؛ اسماعیل بهاندازۀ اسحاق، برده و بیگانه بهاندازۀ پسر و همۀ ناخواستهها و خواستهها، همه با هم.
سپس عیسی آمد. نشانۀ جسمانی جای خود را به جسم، حیات، نام و راه او داد. عیسی در میلادش، مرگش و قیامش برای لمس کردن و خوردن و سخن گفتن و راه رفتن در جسم با آنان که دوست میداشت، فرزندی شد که از طریق او همۀ ما به فرزندخواندگی پذیرفته شدیم. زیرا فرزندان ابراهیم با محبت پدر از نو زاده شدند … «نه با تولد بشری، نه از خواهش تن و نه از خواستۀ یک مرد، بلکه از خدا تولد یافتند» (یوحنا ۱:۱۳).