ایام عید پاک
یادبود رسولان، فیلیپس و یعقوب
امروز کلیسا یاد فیلیپس و یعقوب را گرامی میدارد. اگرچه در اناجیل اشارت اندکی به این شاگردان شده است (از یعقوب با صفت «کوچک» یاد شده است تا با یعقوب برادر یوحنا اشتباه گرفته نشود)، لیکن در مأموریت کلیسای اولیه، پیش از شهادتشان، وفادارانه نقش داشتهاند. نامهٔ یعقوب را احتمالاً یعقوب دیگری نوشته است که ممکن است برادر کوچک عیسای مسیح باشد که پس از رستاخیز او ایمان آورد و سپس رهبر کلیسای اولیهٔ اورشلیم شد.
سلامِ یعقوب خطاب به خوانندگانش، بهعنوان وارثان سنّت تورات و شریعت یهود است و آنان را به زندگی خداپرستانه ترغیب میکند. او با فرض رویارویی خوانندگانش با آزمایشها و وسوسهها، نامه را با تکرار مکررات آغاز نمیکند، بلکه تشویق میکند که آن را شادی بینگارند. این نخستین گام در مسیر تابآوردن در آزمایش و بلوغ نهایی در ایمان است. فقیر و غنی با ایمان به این که خدا پاسخ خواهد داد، باید در پی حکمت باشند. فقط بر این مبناست که او در ادامهٔ نامه توصیههای مفصلی میکند که بسیاری از آنها از تعلیم عیسی بهره گرفتهاند.
پند یعقوب ما را نیز فرا میخواند تا هنگام رویارویی با سختیها آگاهانه شاد باشیم و در موقعیتهای پیچیده بهجای تسکین فوری مشکل، در پی حکمت برآییم. به عبارت دیگر، بهجای تمرکز بر مشکلاتمان، به تصویر وسیعتر راههای سخاوتمندانهٔ خدا برای جهانیان توجه کنیم و در مسیر زندگی وفادارانه گام برداریم. احتمالاً فیلیپس و یعقوب نیز در مأموریتشان بهطور متناوب نیازمند توجه به این چشمانداز میشدند.
Today's Prayer
ای پدر قادر
که شناخت تو بهراستی حیات ابدی است!
به ما بیاموز که پسرت عیسای مسیح را
بهعنوان راه و راستی و حیات بشناسیم؛
باشد که بر اثر گامهای رسولان مقدست فیلیپس و یعقوب گام برداریم،
و با عزم راسخ در مسیری پیش رویم که به جلال تو ختم میشود؛
در پسرت و خداوند ما عیسای مسیح،
او که زنده است و با تو پادشاهی میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
خدای واحد، از حال تا ابدالآباد.
Bible Study
یعقوب ۱:۱-۱۲
از یعقوب، غلامِ خدا و عیسی مسیح خداوند، به دوازده قبیله که در جهان پراکندهاند. سلام! ای برادرانِ من، هر گاه با آزمایشهای گوناگون روبهرو میشوید، آن را کمال شادی بینگارید! زیرا میدانید گذشتن ایمان شما از بوتۀ آزمایشها، پایداری به بار میآورد. امّا بگذارید پایداری کار خود را به کمال رساند تا بالغ و کامل شوید و چیزی کم نداشته باشید. اگر از شما کسی بیبهره از حکمت است، درخواست کند از خدایی که سخاوتمندانه و بدون ملامت به همه عطا میکند، و به وی عطا خواهد شد. امّا با ایمان درخواست کند و هیچ تردید به خود راه ندهد، زیرا کسی که تردید دارد، چون موج دریاست که با وزش باد به هر سو رانده میشود. چنینکس نپندارد که از خداوند چیزی خواهد یافت، زیرا شخصی است دو دل و در تمامی رفتار خویش ناپایدار. امّا ثروتمند به حقارت خود، زیرا همچون گُلِ صحرا در گذر است. برادرِ حقیر به منزلت والای خود فخر کند، همانگونه که خورشید با گرمای سوزان خود طلوع کرده، علف را میخشکاند و گُلَش فرو میریزد و زیباییاش محو میشود، ثروتمند نیز در حین کسب و کار، پژمرده و محو خواهد شد. خوشا به حال آن که در آزمایشها پایداری نشان میدهد، زیرا چون از بوتۀ آزمایش سربلند بیرون آید، آن تاج حیات را خواهد یافت که خدا به دوستداران خویش وعده فرموده است.
مزامیر ۱۳۹
خداوندا، تو مرا آزموده و شناختهای. تو از نشستن و برخاستنم آگاهی، و اندیشههایم را از دور میدانی. تو راه رفتن و آرمیدنم را سنجیدهای، و با همۀ راههایم آشنایی. حتی پیش از آنکه سخنی بر زبانم آید تو، ای خداوند، به تمامی از آن آگاهی. از پیش و از پس احاطهام کردهای، و دست خویش را بر من نهادهای. چنین دانشی برایم بس شگفتانگیز است، و چنان والا که بدان نتوانم رسید. از روح تو کجا بروم؟ از حضور تو کجا بگریزم؟ اگر به آسمان فرا روم، تو آنجایی، و اگر در هاویه بستر بگسترم، تو آنجا نیز هستی! اگر بر بالهای سحر پرواز کنم، و در دوردستترین کرانهای دریا قرار گزینم، حتی آنجا نیز دست تو مرا راهنما خواهد بود، و دست راستت مرا خواهد گرفت. اگر گویم: «بیگمان تاریکی مرا پنهان خواهد کرد، و نورِ گرداگردم به شب بدل خواهد شد»، اما حتی تاریکی نیز نزد تو تاریک نیست، بلکه شب همچون روزْ روشن است؛ چراکه تاریکی و روشنایی نزد تو یکسان است. زیرا باطن مرا تو آفریدی؛ تو مرا در رَحِم مادرم در هم تنیدی. تو را سپاس میگویم، زیرا عجیب و مَهیب ساخته شدهام؛ اعمال تو شگفتانگیزند، جان من این را نیک میداند. استخوانبندیام از تو پنهان نبود، چون در نهان ساخته میشدم. آنگاه که در ژرفای زمین تنیده میشدم، دیدگانت کالبد شکل ناگرفتۀ مرا میدید. همۀ روزهایی که برایم رقم زده شد در کتاب تو ثبت گردید، پیش از آنکه هیچیک هنوز پدید آمده باشد. خدایا، اندیشههای تو برایم چه ارجمند است! جملۀ آنها چه عظیم است! اگر بخواهم آنها را برشمارم، از دانههای شن فزونتر است. وقتی که بیدار میشوم، هنوز با توام. خدایا، کاش که شریران را میکشتی! ای مردمان خونریز، از من دور شوید! اینان به نیت بد از تو سخن میگویند؛ دشمنانت نام تو را به باطل میبرند. خداوندا، آیا از آنان که از تو نفرت دارند، متنفر نیستم، و از آنان که علیه تو برمیخیزند، کراهت ندارم؟ آری، با نفرت کامل از آنان متنفرم، و ایشان را دشمن خویش میشمارم. خدایا مرا بیازما و دلم را بشناس؛ مرا امتحان کن و دغدغههایم را بدان. ببین که آیا در من راه اندوهبار هست، و به راه جاودانی هدایتم فرما.
مزامیر ۱۴۶
هَلِلویاه! ای جان من، خداوند را ستایش کن! تا زندهام خداوند را ستایش خواهم کرد؛ تا وجود دارم برای خدای خود سرود ستایش خواهم خواند. بر امیران توکل مکنید، بر آدمیزاد، که نزد او نجاتی نیست. چون روح او بیرون میرود، او به خاک برمیگردد، و در همان روز تدبیرهایش نابود میشود. خوشا به حال آن که خدای یعقوب یاور اوست، که امیدش بر یهوه خدای اوست؛ بر صانع آسمان و زمین، و دریا و هر چه در آن است، بر او که امانت را تا به ابد نگاه میدارد؛ که مظلومان را دادرسی میکند، و گرسنگان را خوراک میدهد. خداوند زندانیان را آزاد میسازد، خداوند چشمان کوران را میگشاید؛ خداوند خمشدگان را برمیافرازد، خداوند پارسایان را دوست میدارد. خداوند بر غریبان دیدبانی میکند، و حامی یتیمان و بیوهزنان است؛ اما راههای شریران را بیفرجام میگذارد. خداوند جاودانه پادشاهی میکند، خدای تو، ای صَهیون، در همۀ اعصار. هللویاه!
امثال ۴:۱۰-۱۸
پسرم! گوش فرا ده و آنچه میگویم بپذیر که سالهای عمرت بسیار خواهد شد. من راه حکمت را به تو میآموزم و در مسیر راست هدایتت میکنم. چون در راه بروی، قدمهایت را مانعی نخواهد بود؛ چون بدوی، نخواهی لغزید. رهنمود را به چنگ گیر و آن را فرو مگذار؛ پاسش بدار، زیرا که حیات توست. به راه شریران پا مگذار و در طریق بدکاران گام مزن. از آن دوری کن و در آن ره مسپار؛ از آن، روی بگردان و به راه خویش رو. زیرا تا شرارتی نکنند نمیخُسبند، و تا کسی را نلغزانند خواب به چشمشان نمیآید. نانِ شرارت را میخورند و شرابِ خشونت را مینوشند. طریق پارسایان همچون طلوع سپیدهدمان است، که تا روشنایی نیمروز، نور آن هر دم فزونی میگیرد.