عیسی با استفاده از صنعت مبالغه و توصیفات هیجان‌انگیزی مانند تاریک شدن خورشید و فرو افتادن ستارگان، سعی داشت تا اهمیت پیام خود را نشان دهد؛ پیامی مبنی بر متفاوت زندگی کردن و توجه به حضور خدا و ناعدالتی‌های غیر قابل تحمل سیاسیون و ادیانِ سازمانی.
اغلب این‌طور به‌نظرم می‌رسد که برخورد بیش از حد تحت‌اللفظی با این تصاویر و در نتیجه، انتظار به حقیقت پیوستن آنها به این شکل، افراد را از درک زیبایی و قدرت پیام بازمی‌دارد. دیدن اجرای موزیکال و شنیدن شعر چارلز ویزلی یعنی «با قدرت و جلال عظیم در ابرها می‌آید» در این ایام- که از همین بخش از کلام برگرفته شده- اغلب حس شگفتی و انتظار بیشتری را نسبت به خواندن این کلمات در کتاب‌مقدس در من برمی‌انگیزد. آن‌طور که عیسی می‌گوید؛ تمامی این حقایق روحانی، مانند این احساس که خدا نزدیک، بلکه بر در است، یا نزدیک، ولی در آن سوی در ایستاده، همگی برای کسی که می‌خواهد روحانیتش را جدی بگیرد، به‌راحتی قابل درک است.

با دیدن تبدیل روز به شب و زمستان به بهار، می‌آموزیم که باید انتظار تغییر و حرکت را در قلب تمام وقایع خلقت داشته باشیم. عیسی مخاطبانش را تشویق می‌کند تا با دیدن تغییرات درخت انجیر در فصل‌های مختلف، توجه به تغییرات را بیاموزند و توانایی بالقوه را برای تغییرات در خودشان نیز درک کنند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *