Today's word: اول سموئیل ۶:‏۱-‏۱۶ | Bible Study: مزمور ۱۳۲مزمور ۱۳۳لوقا ۲۱:‏۵-‏۱۹

مردمان مقدس فلسطینی گل سرسبد تیزهوشی بودند و با چشمانی باز می‌توانستند ببینند که با امور مقدس چگونه عمل کنند. ایشان طرحی زیرکانه ریختند تا خود را از صندوق خداوند رهایی دهند، بی‌آنکه در معرض خطر لطمات بیشتر به خود و به هموطنانشان قرار گیرند. کاهنان و فالگیران فلسطینی ظاهراً خبر داشتند که وقتی فرعون بر سر آزادساختن قوم اسرائیل، با خدا ضدیت کرد، چه اتفاقاتی برایش افتاد. از اینرو، تصمیم گرفتند از فرصت بهترین استفاده را بکنند، چرا که می‌دانستند خدا کار خود را انجام خواهد داد. بنابراین، عاقلانه بود با او همکاری کنند.

ایشان پیش از هر چیز، با ساختن تمثال‌های طلایی از بلاهایی که بر ایشان وارد آمده بود، قدرت آن صندوق را تصدیق کردند. با این عمل، نشان دادند که به این حقیقت پی برده‌اند که مشقاتشان از چه ناشی شده است. اما به منظور رعایت احتیاط، صندوق را در مقابل امتحانی کوچک قرار دادند. هرچه نباشد، ممکن بود تمام مشکلاتشان بطور تصادفی همزمان شده بود با ورود آن صندوق به دیارشان. ارابه‌ای را که قرار بود صندوق را به محلی ببرد که خودش در نظر داشت، دو گاو می‌کشیدند که تازه وضع حمل کرده بودند و از گوساله‌هایشان جدا شده بودند. در این شرایط، قاعدتاً غریزۀ مادری آنها می‌بایست سبب شود که به کاشانۀ خود بازگردند و گوساله‌های خود را بیابند و به آنها شیر بدهند. اما چنانچه گاوها مسیر دیگری را در پیش می‌گرفتند، مشخص می‌شد که صندوق بر غریزۀ آنها سلطه دارد. و این درست همان چیزی است که رخ داد: گاوان که از درد، ماغ می‌کشیدند، صندوق را به خانه‌اش بردند، نه به خانۀ خودشان.

Today's Prayer

ای خدای خالق،
تو جمیع ما را به شباهت خود سرشتی:
مدد فرما تا تو را در هرچه که می‌بینیم، تشخیص دهیم،
و در هرآنچه انجام می‌دهیم، تو را خدمت کنیم؛
به‌واسطۀ عیسای مسیح، خداوندگار ما.

Bible Study

اول سموئیل ۶:‏۱-‏۱۶

صندوق خداوند هفت ماه در سرزمین فلسطینیان ماند. آنگاه فلسطینیان کاهنان و طالع‌بینان را فرا خواندند و گفتند: «با صندوق خداوند چه کنیم؟ بگویید آن را با چه چیز به جای خود بازفرستیم؟» پاسخ دادند: «اگر صندوق خدای اسرائیل را بازمی‌فرستید، آن را خالی مفرستید بلکه حتماً برای او هدیۀ جبران نیز بفرستید. آنگاه شفا خواهید یافت و خواهید دانست از چه سبب دست او از شما برداشته نشده است.» فلسطینیان پرسیدند: «چه هدیۀ جبرانی برای او بفرستیم؟» گفتند: «به شمار حاکمان فلسطینی، پنج تمثال زرینِ دُمَل و پنج تمثال زرینِ موش بسازید، زیرا بر سر تمامی شما و حاکمانتان بلایی یکسان آمده است. پس تمثالهای دُمَلهای خود و تمثالهای موشهای خود را که سرزمینتان را ویران می‌کنند، بسازید و خدای اسرائیل را جلال دهید، شاید که دست او بر شما و بر خدایان و سرزمینتان سبک گردد. چرا دلهای خود را سخت سازید چنانکه مصریان و فرعون سخت ساختند؟ آیا پس از آنکه با ایشان به سختی عمل کرد، قوم را روانه نکردند تا بروند؟ پس حال ارابه‌ای نو بسازید و دو گاو شیرده بگیرید که تا به حال بر آنها یوغ ننهاده باشند. گاوها را به ارابه ببندید، ولی گوساله‌هایشان را از آنها جدا کرده، به خانه بازگردانید. آنگاه صندوق خداوند را برگیرید و آن را بر ارابه بنهید و اشیای طلا را که به عنوان هدیۀ جبران برای او می‌فرستید، در صندوقچه‌ای کنار آن بگذارید. سپس صندوق را روانه کنید تا برود، و آن را بنگرید. اگر به راه قلمرو خود، به بِیت‌شمس رفت، بدانید اوست که این بلای عظیم را بر ما آورده است، و اگر نه، خواهیم دانست که دست او ما را نزده، بلکه آنچه بر ما واقع شده، تصادفی است.» پس آن مردان چنین کردند و دو گاو شیرده گرفته، به ارابه بستند و گوساله‌هایشان را در خانه حبس کردند. و صندوق خداوند و صندوقچۀ حاوی موشهای طلا و تمثا‌لهای دُمَلهای خود را بر ارابه نهادند. گاوان یکراست به جانب بِیت‌شمس رفتند و ماغ‌کشان در جاده راه می‌پیمودند بی‌آنکه به چپ یا راست متمایل شوند. و حاکمان فلسطینی از پی آنها تا سرحد بِیت‌شمس رفتند. مردمان بِیت‌شمس در وادی به دروِ گندم مشغول بودند. چون چشمان خود را برافراشتند و صندوق را دیدند، از دیدن آن شادمان شدند. ارابه به مزرعۀ یوشَعِ بِیت‌شَمسی درآمد و آنجا ایستاد. سنگی بزرگ در آنجا بود. ایشان چوبهای ارابه را شکستند و گاوان را به عنوان قربانی تمام‌سوز به خداوند تقدیم کردند. لاویان صندوق خداوند و صندوقچۀ حاوی اشیای طلا را که کنار آن بود، پایین آوردند و بر آن سنگ بزرگ نهادند. در آن روز، مردان بِیت‌شمس قربانیهای تمام‌سوز به خداوند تقدیم کردند و برای او قربانیها ذبح نمودند. چون آن پنج حاکم فلسطینی این را دیدند، همان روز به عِقرون بازگشتند. '

مزمور ۱۳۲

خداوندا، داوود را به یاد آر، و همۀ مشقتهای وی را؛ که چگونه برای خداوند سوگند یاد کرد، و برای قدیرِ یعقوب نذر کرده، گفت: «به خیمه و خانۀ خویش در نخواهم آمد، و در بستر و تختخواب خویش نخواهم آرمید؛ خواب به چشمان خود نخواهم داد، و نه سنگینی به مژگانم، تا آنگاه که مکانی برای خداوند بیابم و مسکنی برای قَدیرِ یعقوب!» اینک، در اِفراتَه ذکر آن را شنیدیم، و در دشتهای یَعار آن را یافتیم. «بیایید به مسکنِ او برویم، و نزد قدمگاه او پرستش کنیم.» خداوندا، برخیز و به استراحتگاه خویش بیا، تو و صندوق توانایی تو! کاهنان تو به پارسایی ملبس شوند، و سرسپردگان تو فریاد شادی سر دهند! به‌خاطر خادمت داوود، مسیح خویش را طرد مکن! خداوند برای داوود براستی سوگند خورد، و هرگز از آن بر نخواهد گشت، که «از ثمرۀ صُلْب تو بر تخت تو خواهم نشانید. اگر پسران تو عهد مرا نگاه دارند و شهادات مرا که بدیشان می‌آموزم، آنگاه پسران ایشان نیز تا به ابد بر تخت تو خواهند نشست.» زیرا خداوند صَهیون را برگزیده، و رغبت داشته که منزلگاه او باشد: «این است استراحتگاه من تا به ابد. اینجا منزل خواهم گزید، زیرا بدان رغبت دارم. آذوقۀ آن را به‌یقین برکت خواهم داد و نیازمندانش را به نان سیر خواهم کرد. کاهنانش را به نجات ملبس خواهم ساخت، و سرسپردگانش فریاد شادی سر خواهند داد. آنجا شاخی برای داوود خواهم رویانید؛ چراغی برای مسیح خویش تدارک دیده‌ام. دشمنانش را به شرمساری خواهم پوشانید، اما تاج سرِ او درخشان خواهد بود.»'

مزمور ۱۳۳

اینک چه خوش و چه دلپسند است که برادران به یکدلی با هم به سر برند! همچون روغن خوشبو بر سر است، که بر ریش فرود می‌آید؛ بر ریش هارون، که تا به یقۀ ردایش فرود می‌آید. و همچون شبنمِ حِرمون است که بر کوههای صَهیون فرود می‌آید! زیرا آنجا خداوند برکت خود را امر فرموده است، حیات را، تا ابدالآباد!'

لوقا ۲۱:‏۵-‏۱۹

چون برخی در وصف معبد سخن می‌گفتند که چگونه با سنگهای زیبا و هدایای وقف شده مزیّن است، عیسی گفت: پرسیدند: «استاد، این وقایع کِی روی خواهد داد و نشانۀ نزدیک شدن آنها چیست؟» «زمانی خواهد آمد که از آنچه اینجا می‌بینید، سنگی بر سنگ دیگر نخواهد ماند بلکه همه فرو خواهد ریخت.» پاسخ داد: «به‌هوش باشید که گمراه نشوید؛ زیرا بسیاری به نام من خواهند آمد و خواهند گفت: ”من همانم“ و ”زمان موعود فرا رسیده است“. از آنها پیروی مکنید. «و چون خبر جنگها و آشوبها را می‌شنوید، نهراسید. زیرا می‌باید نخست چنین وقایعی رخ دهد، ولی پایان کار بلافاصله فرا نخواهد رسید.» سپس به آنها گفت: «قومی بر قوم دیگر و حکومتی بر حکومت دیگر بر خواهند خاست. زلزله‌های بزرگ و قحطی و طاعون در جایهای گوناگون خواهد آمد، و وقایع هولناک روی داده، نشانه‌های مَهیب از آسمان ظاهر خواهد شد. «امّا پیش از این همه، شما را گرفتار کرده، آزار خواهند رسانید و به کنیسه‌ها و زندانها خواهند سپرد، و به‌خاطر نام من، شما را نزد پادشاهان و والیان خواهند برد و این‌گونه فرصت خواهید یافت تا شهادت دهید. این را خوب به خاطر بسپارید که پیشاپیش نگران نباشید در دفاع از خود چه بگویید. زیرا به شما کلام و حکمتی خواهم داد که هیچ‌یک از دشمنانتان را یارای مقاومت یا مخالفت با آن نباشد. حتی والدین و برادرانتان، و خویشان و دوستانتان شما را تسلیم دشمن خواهند کرد و برخی از شما را خواهند کشت. مردم همه به‌خاطر نام من از شما نفرت خواهند داشت. با پایداری، جان خود را نجات خواهید داد. امّا مویی از سرتان گُم نخواهد شد. '

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *