ایام عید پاک
شهید شدن استیفان یکی از لحظات تعیینکننده در تاریخ کلیسای اولیه است. این نمونهای عالی از عمل رسولِ شاهد است. استیفان مرگ را انتخاب نمیکند، اما از شهادتدادن بر حقیقت سرنوشتساز عیسای مسیح نیز رویگردان نمیشود که در نهایت به مرگش میانجامد. شهادتدادنِ او آنقدر شورای مذهبی را خشمگین میکند که سرشار از غضب، او را به خیابان میکشند و سنگسارش میکنند.
لوقا این داستان را بهدقت نقل میکند تا نشان دهد که چگونه استیفانِ شاهد به عیسای نجاتدهنده میپیوندد. او سربرافراشته با رؤیای عیسی در جلالش میمیرد. او درست تا لحظهٔ آخر به شهادتدادن بر خداوندی مسیح ادامه میدهد. او همچون عیسی برای کسانی که کوری آنان را به این خشونت کریه برانگیخته، طلب آمرزش میکند. آخرین کلامش این است: «خداوندا، این گناه را به پای ایشان مگذار.» (آیهٔ ۶۰)
همهٔ اینها نشان میدهد که شاهد کلیسا شاهد مسیح است، و حتی در کوچکترین اعمال یا خدمات شاهد، مسیح از طریق روحالقدس در ما حضور دارد.
شاهدان سنگسار استیفان لباسهایشان را پیش پای جوانی به نام شائول گذاشتند. او با این قتل موافق بود (اعمال ۸:۱). سوگواری عظیمی برای استیفان برپا میشود، اما شهادت او به پایان نرسیده است. شاهدبودن شائول در صحنهٔ این مرگ تکاندهنده و هولناک، بخشی از روند تغییر اوست؛ زیرا برای این آزاردهندهٔ کلیسا، این تکیهگاه شهادت او درمورد رویدادهاست.