مسیحیان چطور به نفرت، خشونت و آزار پاسخ میدهند؟ مسئلۀ انتقام برای مسیحیان اولیه اصلاً مطرح نبود. آنان معتقد بودند که درست مانند مسیح، باید خشونت ناعادلانه و مرگ را بر خود گیرند و کسی را برای آن، سزا ندهند. در عوض، محبت میبایست همچنان جریان داشته باشد. مسیحیان همچنان بر اساس ارزشهای خود و والاترین منبع تمام اینها، یعنی محبت خدا برای تمام انسانها، زندگی میکنند.
پاسخ خشونت را با تنفر ندادن، نیازمند فیض؛ خویشتنداری و درکی عمیق است. در فیلم محبوب و ماندگار «در واقع عشق» (۲۰۰۳)، شخصیتی که هیو گرانت نقش آن را بازی میکند، فیلم را با این سخن آغاز میکند که نظر عموم مردم بر این است که ما در دنیایی پر از تنفر زندگی میکنیم. اما در ادامه میگوید: «عشق همه جا وجود دارد… تا جایی که من میدانم، زمانی که هواپیماها با برجهای دوقلو برخورد کردند، صحبتهای تلفنی افرادی که در هواپیما بودند، حاوی تنفر یا انتقام نبودند، بلکه پیامهایی پر از عشق بودند.»
یعقوب، برادر یوحنا هم قریب بهیقین، از جلادان خود یا هیرودیس، متنفر نبود. شهیدان برخلاف بمبگذاران انتحاری، با محبت زندگی کرده و با محبت کشته میشوند. بمبگذاران انتحاری، تنها تخم نفرت میکارند، اما شهیدان، حتی اگر به مرگی وحشتناک کشته شوند، تنها محبت میرویانند. به همین دلیل بود که نویسندۀ صدر مسیحیت، ترتولیان (حدود ۱۵۰-۲۴۰ پ.م.) اعلام کرد که «خون شهدا، بذر کلیساست.»
رسولان میدانستند که شهیدان جزو گنجینههای حقیقی کلیسا هستند. ما مرگ عیسی را در بدنهای خود حمل میکنیم تا حیات خدا در وجودمان متبلور شود. درست مانند یعقوب، ما هم ممکن است بهخاطر عیسی به مرگ محکوم شویم. بنابراین، اگر روزی آزار و جفا دامان ما را نیز گرفت، باشد که حتی در آن زمان هم محبت عیسی در زندگیمان متبلور بماند.