خدا قطعاً سخنان این «انبیا» را شنیده بود. اما سؤال اینجاست که آیا ایشان نیز سخنان او را شنیده بودند؟وظیفهٔ اصلی انبیا این بود که به سخنان خدا گوش فرا دهند و سپس آنچه را که نشینده بودند، بیان کنند. این گوشفرادادن ممکن بود به شکل دریافت محرکی شنیداری یا دیداری از جانب خدا باشد، گاه با دریافت کلمات دقیق، و گاه در رؤیا و نمادهایی که نیاز به تعبیر داشتند. سؤال حیاتی این بود که آیا اینها از طرف خدا بودند یا نه. سرنوشت کل ملت وابسته به پاسخ به این سؤال بود.
فقط آن انبیایی که «در جمع مَحْرَمانِ اسرار خداوند» میایستادند (آیهٔ ۱۸)، صلاحیت این را داشتند که بهگونهای سخن بگویند که گویی از جانب خداست. اما در اینجا، انبیایی که سبک و سیاق شخصی خود را داشتند، مشغول فریفتن قوم یهود بودند و افکار و آرای خود را بیان میکردند. ما باید بهطور خاص، مراقب آن انبیایی باشیم که آن پیامهایی را میآورند که طبق دلخواه ما هستند. علف هرز و گندم ممکن است شبیه بهنظر برسند، اما فقط یکی از آنها واقعاً تغذیهکننده است. لازم است بهدقت به آن دو نگاه کنید تا متوجه تفاوت بشوید. کلام خدا برای ما ممکن است مانند آتش، سوزاننده باشد، یا مانند چکش، ویرانگر. این کلام، نرم و راحت نیست.
آیا خدا را بهاندازهٔ کافی میشناسید تا تشخیص دهید پیامی که میشنوید، بهراستی از جانب خدا هست یا نه؟ اکنون که خدا عطایای خود را بر کل کلیسا فرو ریخته است، نبی ممکن است یکی از اعضای کلیسای محلی شما یا عضوی از خانوادهٔ خودتان باشد. اگر به پیام خدا گوش بسپارید و روح و خوابهای خود را به روی او بگشایید، این نبی ممکن است خود شما باشد.
Today's Prayer
ای پدر پر از فیض،
تو از سر محبت به دنیا،
پسرت را دادی:
ما را هدایت فرما تا بر رازهای مصائب او تأمل کنیم،
تا از آرامش جاودان بهرهمند گردیم
بهواسطهٔ ریختهشدن خون نجاتدهندهمان،
عیسای مسیح، خداوندگار ما.
Bible Study
ارمیا ۲۳:۹-۳۲
دربارۀ انبیا: دلم در اندرونم شکسته، استخوانهایم همه لرزان است؛ همچون مردی مستم، مانند شخص مدهوش از شراب، به سبب خداوند و به سبب کلام مقدس او. زیرا که این سرزمین از زناکاران آکنده است؛ زمین به سبب لعنت به ماتم نشسته، و چراگاههای صحرا خشکیده است. راه ایشان بد است، و قدرتشان را به ناحق به کار میبرند. خداوند میفرماید: «نبی و کاهن هر دو نجسند، و شرارتِ ایشان را حتی در خانۀ خویش نیز دیدهام. از این رو طریق ایشان برایشان مانند جایهای لغزنده در تاریکی خواهد بود که بدان رانده شده، در آن خواهند افتاد؛ زیرا که در سالِ مکافاتِ ایشان بلا بر ایشان نازل خواهم کرد؛» این است فرمودۀ خداوند. «در میان انبیای سامِرِه قباحتی دیدم: آنان به نام بَعَل نبوّت کرده، قوم من اسرائیل را گمراه میکردند. و در میان انبیای اورشلیم چیزی هولناک دیدهام: آنان مرتکب زنا میشوند و در دروغ گام برمیدارند؛ ایشان دستهای بدکاران را تقویت میبخشند، به گونهای که هیچکس از شرارت خویش بازگشت نمیکند؛ آنان جملگی برای من همچون سُدوم گشتهاند، و ساکنان آن همچون عَمورَه.» بنابراین، خداوندِ لشکرها دربارۀ انبیا چنین میفرماید: «اینک من بدیشان خوراکِ تلخ خواهم خورانید، و آبِ مسموم خواهم نوشانید، زیرا که از انبیای اورشلیم نجاستی در سرتاسر این سرزمین منتشر شده است.» خداوندِ لشکرها چنین میفرماید: «به سخنان انبیایی که برای شما نبوّت میکنند گوش مسپارید؛ زیرا شما را امیدِ واهی میبخشند. آنان رؤیای دل خود را بیان میکنند نه سخنان دهان خداوند را. آنان همواره به کسانی که کلام خداوند را خوار میشمارند، میگویند: ”شما را سلامتی خواهد بود!“ و به کسانی که از سرکشیِ دلِ خود پیروی میکنند، میگویند: ”هیچ بلایی به شما نخواهد رسید!“» اما کدام یک از ایشان در جمعِ مَحرمانِ اسرار خداوند ایستاده است تا کلامش را ببیند و بشنود؟ و کیست که به کلامش توجه کرده و بدان گوش سپرده باشد؟ هان، توفانِ خداوند برخاسته است، خشم او چون گردبادی سهمگین پیش میرود تا بر سر شریران فرود آید. غضب خداوند بر نخواهد گشت تا آنگاه که تدبیرهای دلش را به کمال تحقق بخشد؛ در روزهای آخر، این را در خواهید یافت. «من این انبیا را نفرستادم، اما ایشان دویدند؛ سخنی بدیشان نگفتم، اما ایشان نبوّت کردند! اگر در جمعِ مَحرمانِ اَسرارِ من ایستاده بودند، کلام مرا به قوم من بیان میکردند، و آنان را از راه بدشان، و از کردار شرارتبارشان بازمیگرداندند.» خداوند میفرماید: «آیا من فقط خدای جاهای نزدیکم و نه خدای دوردستها؟» خداوند میفرماید: «آیا کسی میتواند خود را چنان پنهان کند که من او را نبینم؟ آیا من آسمان و زمین را پر نمیسازم؟» این است فرمودۀ خداوند. «سخن انبیایی را که به نام من به دروغ نبوّت میکنند، شنیدهام. ایشان میگویند: ”خواب دیدهام! خواب دیدهام!“ تا به کی این در دل انبیایی که به دروغ نبوّت میکنند خواهد بود، انبیایی که به فریبِ دل خود نبوّت میکنند؟ ایشان سودای این در سر دارند که با خوابهایی که به یکدیگر بازمیگویند، نامِ مرا از یاد قوم من بزدایند، همانگونه که پدرانشان نام مرا به سبب بَعَل فراموش کردند. آن نبی که خوابی دیده، خواب خویش بازگوید، اما آن که کلام مرا دارد، آن را با امانت بیان کند.» زیرا خداوند میگوید، «کاه را با گندم چه کار است؟» خداوند میفرماید: «آیا کلام من همچون آتش نیست، و مانند پُتکی که صخره را خرد میکند؟» از این رو خداوند میفرماید: «اینک من بر ضد انبیایی هستم که کلام مرا از یکدیگر میربایند.» آری، خداوند میفرماید: «اینک من بر ضد انبیایی هستم که زبان خود را به کار گرفته، پیامهای نبوّتی از خود میبافند.» خداوند میگوید: «اینک من بر ضد آنانی هستم که به خوابهای دروغین نبوّت میکنند و آنها را بیان کرده، قوم مرا با دروغها و تَوهمات خویش به گمراهی میکشند، حال آنکه من ایشان را نفرستاده و مأمور نکردهام. پس هیچ نفعی به این قوم نمیرسانند؛» این است فرمودۀ خداوند.
مزمور ۴۰
انتظارِ بسیار برای خداوند کشیدم، و به من مایل شده، فریادم را شنید. او مرا از چاه هلاکت برآورد و از گل و لای برکشید؛ و پاهایم را بر صخره نهاد و گامهایم را مستحکم فرمود. سرودی تازه در دهانم گذاشت، سرود ستایش خدایمان را. بسیاری این را دیده، خواهند ترسید و بر خداوند توکل خواهند کرد. خوشا به حال کسی که بر خداوند توکل دارد، و به متکبران روی نمیآورد، به کسانی که از پی دروغ گمراه میشوند. ای یهوه خدای من، تو کارهای شگفت خود را و تدبیرهای خویش را برای ما، بس کثیر گردانیدهای؛ کسی را با تو قیاس نتوان کرد. اگر بخواهم آنها را بازگویم و بیان کنم، بیش از حدِ شمار است. به قربانی و هدیه رغبت نداشتی، اما گوشهای مرا گشودی؛ قربانی تمامسوز و قربانیگناه را مطالبه نکردی. آنگاه گفتم: «اینک من میآیم! در طومار کتاب دربارهام نوشته شده است؛ آرزویم، ای خدایم، انجام اراده توست؛ شریعت تو در دل من است.» در جماعت بزرگ به عدالت نجاتبخش تو بشارت دادهام؛ من لبان خویش بازنداشتهام، چنانکه تو میدانی ای خداوند. عدالت نجاتبخش تو را در دل خویش پنهان نداشتهام، بلکه از امانت و نجات تو سخن گفتهام و محبت و وفاداری تو را از جماعت بزرگ نپوشانیدهام. و اما تو خداوندا، رحمتت را از من دریغ نخواهی داشت؛ محبت و وفاداری تو همواره مرا محافظت خواهد کرد. زیرا بلایای بیشمار مرا در میان گرفته است؛ تقصیراتم مرا احاطه کرده، که نمیتوانم دید؛ از شمار مویهای سرم فزونتر است، دل من ضعف به هم رسانده. خداوندا، به لطف خویش رهاییام ده؛ خداوندا، به یاریم بشتاب. آنان که قصد گرفتن جان من دارند، جملگی سرافکنده و شرمسار گردند؛ آنان که تیرهروزی مرا آرزومندند واپس روند و رسوا شوند. آنان که بر من هَه هَه میگویند، از سرافکندگی حیران گردند. اما آنان که تو را میجویند همه در تو شادی کنند و به وجد آیند؛ آنان که نجات تو را دوست میدارند همواره بگویند: «خداوند بزرگ است!» و اما من، ستمدیده و نیازمندم، لیکن خداوندگار در اندیشۀ من است. تو یاور و رهانندۀ منی؛ ای خدای من، تأخیر مکن.
مزمور ۱۲۵
آنان که بر خداوند توکل دارند چون کوه صَهیوناند که جنبش نمیخورد، بلکه تا به ابد برقرار است! چنانکه کوهها گرداگرد اورشلیماند، خداوند نیز گرداگرد قوم خویش است، از اکنون تا به ابد. عصای شرارت بر سرزمینی که نصیب پارسایان است، قرار نخواهد گرفت، مبادا پارسایان دست به شرارت بیالایند! خداوندا، در حقِ نیکان، نیکی کن، در حقِ راستدلان. اما آنان را که به راههای کج خویش روی کردهاند، آنان را، ای خداوند، با بدکاران روانه کن! صلح و سلامت بر اسرائیل باد!
یوحنا ۱۲:۱۲-۱۹
بامدادان، جمعیتی کثیر که برای عید آمده بودند، چون شنیدند عیسی به اورشلیم میآید، شاخههای نخل در دست به پیشباز او رفتند. آنان فریادکنان میگفتند: «هوشیعانا! مبارک است آن که به نام خداوند میآید، مبارک است پادشاه اسرائیل!» آنگاه عیسی کره الاغی یافت و بر آن سوار شد؛ چنانکه نوشته شده است: «مترس! ای دختر صَهیون، هان پادشاه تو میآید، سوار بر کره الاغی!» شاگردان او نخست این چیزها را درنیافتند، امّا چون عیسی جلال یافت، به یاد آوردند که اینها همه دربارۀ او نوشته شده بود و همانگونه نیز با او به عمل آورده بودند. آن جماعت که به هنگام فرا خواندن ایلعازَر از قبر و برخیزانیدنش از مردگان با عیسی بودند، همچنان بر این واقعه شهادت میدادند. بسیاری از مردم نیز به همین سبب به پیشباز او رفتند، زیرا شنیده بودند چنین آیتی از او به ظهور رسیده است. پس فَریسیان به یکدیگر گفتند: «ببینید که راه به جایی نمیبرید؛ بنگرید که همۀ دنیا از پی او رفتهاند.»