Today's word: یوحنا ۱۳: ۴ - ۵ | Bible Study: یوحنا ۱۳: ۱ - ۱۵

شستن پاهای شاگردان

«از شام برخاست و ردا از تن به در آورد و حوله‌ای برگرفته، به کمر بست. سپس آب در لگنی ریخت و شروع کرد به شستن پاهای شاگردان و خشک کردن آنها با حوله‌ای که به کمر داشت.»  یوحنا ۱۳: ۴ – ۵

انجیل یوحنا تنها انجیلی است که روایت شستن پاهای شاگردان به‌وسیله عیسی را بیان می‌کند. در اولین نگاه به‌نظر می‌رسد عیسی می‌خواهد درس فروتنی به شاگردان دهد: «پس اگر من که سرور و استاد شمایم پاهای شما را شستم، شما نیز باید پاهای یکدیگر را بشویید.» (یوحنا ۱۳: ۱۴) اما گویا انجیل‌نگار می‌خواهد ما را به موضوعی فراتر از درس فروتنی نیز راهنمایی کند.

کتاب تلمود، که بیان‌کننده سنن شفاهی یهودیان است، برای ما روشن می‌سازد که هر نوع تحمیل شستن پاها به خدمتکاران یهودی ممنوع بوده است و تنها می‌شد این انتظار را از بردگان داشت، علاوه بر این سنتی در میان ربیون یهود وجود داشته که طبق آن شاگرد برای نشان دادن فداکاری خود نسبت به استاد، پاهای او را می‌شست. از این‌رو این اقدام عیسی برای شاگردانش که مردان یهودی و آشنا به سنت یهودی بودند و در عین حال عیسی را معلم یهود و حتی بالاتر و والاتر می‌دانستند، چنانکه بارها اعتراف کردند که «به‌راستی که تو پسر خدا هستی!» (متی ۱۴: ۳۳)  بسیار تعجب‌آور بود.

خداوند عیسی لباس خود را از تن بیرون کرد، گویی مقامش را از خود دور می‌سازد و شاگردان را با تمامی لغزش‌ها و گناهانشان خدمت می‌کند حتی یهودایی که وی را تسلیم نمود.

روایت شستن پاها، به شکلی شگفت‌آور، ما را به یاد مقدمه باشکوه انجیل یوحنا می‌اندازد که عیسی را به عنوان کلمه جسم گرفته، که همانا خداست معرفی می‌کند و همین یوحنای انجیل‌نگار در روایت شستن پاها پرده از راز حیرت‌آوری بر‌می‌دارد: کلمه خدا که به حسب اراده نیکوی خود، خویشتن را حقیر ساخته است، در فروتنی مطلق، انسانیت ما را بر عهده گرفته است تا از درون، انسان را خدمت کرده و نجات بخشد. نویسنده رساله فیلیپیان می‌فرماید: «او که هم‌ذات با خدا بود، از برابری با خدا به نفع خود بهره نجست، بلکه خود را خالی کرد و ذات غلام پذیرفته، به شباهت آدمیان در‌آمد. و چون در سیمای بشری یافت شد خود را خوار ساخت و تا به مرگ، حتی مرگ بر صلیب مطیع گردید.» (فیلیپیان ۲: ۶ – ۸)

 

Bible Study

یوحنا ۱۳: ۴ - ۵

«از شام برخاست و ردا از تن به در آورد و حوله‌ای برگرفته، به کمر بست. سپس آب در لگنی ریخت و شروع کرد به شستن پاهای شاگردان و خشک کردن آنها با حوله‌ای که به کمر داشت.»

یوحنا ۱۳: ۱ - ۱۵

شستن پاهای شاگردان
1پیش از عید پِسَخ، عیسی آگاه از اینکه ساعت او رسیده است تا از این جهان نزد پدر برود، کسان خود را که در این جهان دوست می‌داشت، تا به حد کمال محبت کرد.»
2هنگام شام بود. ابلیس پیشتر در دل یهودای اَسخَریوطی، پسر شَمعون، نهاده بود که عیسی را تسلیم دشمن کند. 3عیسی که می‌دانست پدر همه چیز را به دست او سپرده است و از نزد خدا آمده و به نزد او می‌رود، 4از شام برخاست و ردا از تن به در آورد و حوله‌ای برگرفته، به کمر بست. 5سپس آب در لگنی ریخت و شروع کرد به شستن پاهای شاگردان و خشک کردن آنها با حوله‌ای که به کمر داشت. 6چون به شَمعون پطرس رسید، او وی را گفت: «سرور من، آیا تو می‌خواهی پای مرا بشویی؟» 7عیسی پاسخ داد: «اکنون از درک آنچه می‌کنم ناتوانی، امّا بعد خواهی فهمید.» 8پطرس به او گفت: «پاهای مرا هرگز نخواهی شست!» عیسی پاسخ داد: «تا تو را نشویم سهمی با من نخواهی داشت.» 9پس شَمعون پطرس گفت: «سرور من، نه تنها پاهایم، بلکه دستها و سرم را نیز بشوی!» 10عیسی پاسخ داد: «آن که استحمام کرده، سراپا پاکیزه است و به شستن نیاز ندارد، مگر پاهایش. باری، شما پاکید، امّا نه همه.» 11زیرا می‌دانست چه کسی او را تسلیم دشمن خواهد کرد، و از همین رو گفت: «همۀ شما پاک نیستید.»
12پس از آنکه عیسی پاهای ایشان را شست، ردا بر تن کرد و باز بر سفرۀ شام نشست. آنگاه از ایشان پرسید: «آیا دریافتید آنچه برایتان کردم؟ 13شما مرا استاد و سرورتان می‌خوانید و درست هم می‌گویید، زیرا چنین هستم. 14پس اگر من که سرور و استاد شمایم پاهای شما را شستم، شما نیز باید پاهای یکدیگر را بشویید. 15من با این کار، سرمشقی به شما دادم تا شما نیز همان‌گونه رفتار کنید که من با شما کردم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *