Today's word: اول سموئیل، فصل ۷ | Bible Study: مزمور ۱۱۹:‏۱۵۳ تا آخرلوقا ۲۱:‏۲۰-‏۲۸

بازگشت صندوق به خانه و کاشانۀ خود، بطرز غریبی کمرنگ جلوه کرده است. صندوق پس از آنکه مدتی از اینجا به آنجا برده شد، سرانجام در محلی دورافتاده مسکن گرفت، و فقط یک مرد تعیین شد که از آن محافظت کرده، خدمت آن را انجام دهد. آن صندوق قدرتمند، که در سرزمین فلسطینیان آن‌همه قدرت نشان داده بود، اکنون از تک و تا افتاده، و مرکز توجهات معطوف شده به سموئیل. اکنون که دورۀ فتوحات پرخروش، با شخصیت‌هایی برجسته چون یوشع و داوران، به سر رسیده، و سنت دیرینۀ نظام کاهنان، با عیلی و پسرانش پایان یافته، وضعیت در تمامیتش متزلزل گردیده است. مردم فاقد هدف و مسیر بودند. دشمن کماکان ایشان را احاطه کرده بود، اما آنها دیگر حضور خدا و محافظت او را حس نمی‌کردند.

در اینجا، این سموئیل بود که با تقبل جایگاهی حیاتی، اما یکه و تنها، دو دوره را به یکدیگر پیوند می‌داد. در چنین موقعیت نامطمئنی، سموئیل هنوز می‌توانست نقش داور را ایفا کند (آیۀ ۱۵)، داوری نظیر دبوره، گرچه گفته شده که دعوت او بیشتر دعوت نبی بوده است، کسی که کلام خدا را منتقل می‌سازد، در ضمن اینکه وظایف کاهنان را نیز بجا می‌آورد، وظایفی که عیلی و پسرانش رها کرده بودند. سموئیل، در این نقش‌های چندوجهی، قوم را به توبه فراخواند، و با تقدیم قربانی، برای ایشان شفاعت کرد، و خداوند او را اجابت فرمود، و قوم را مورد محافظت قرار داد. سموئیل به‌تنهایی همۀ این نقش‌ها و وظایف را که پیوند میان خدا و قوم را میسر می‌ساخت، برعهده داشت. برای همین هدف بود که حنا او را به خداوند تقدیم کرده بود.

Today's Prayer

ای خدای پر از رحمت،
تو برای دوستدارانت، مواهبی چنان نیکو فراهم ساخته‌ای
که فراسوی درک ماست:
در قلب ما چنان محبتی نسبت به خود بریز
که ما که در همۀ امور و بیش از هر چیز تو را دوست می‌داریم،
وعده‌هایت را حاصل کنیم،
وعده‌هایی که فراتر از هر چیزی است که بتوانیم آرزو کنیم؛
به‌واسطۀ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

اول سموئیل، فصل ۷

پس مردان قَریه‌یِعاریم آمده، صندوق خداوند را به خانۀ اَبیناداب بر روی تپه بردند و پسر وی اِلعازار را تقدیس کردند تا صندوق خداوند را نگاهبانی کند. از روزی که صندوق در قَریه‌یِعاریم منزل گرفت زمانی دراز، یعنی بیست سال، گذشت و تمامی خاندان اسرائیل ماتم‌کنان خداوند را طلبیدند. سموئیل به همۀ خاندان اسرائیل گفت: «اگر به تمامی دل خویش به سوی خداوند بازمی‌گردید، پس خدایان بیگانه و عَشتاروت را از میان خود دور کرده، دلهای خود را به خداوند معطوف کنید و تنها او را عبادت نمایید. آنگاه او شما را از دست فلسطینیان خواهد رهانید.» پس بنی‌اسرائیل بتهای بَعَل و عَشتاروت را دور کردند و تنها خداوند را عبادت نمودند. آنگاه سموئیل گفت: «تمامی اسرائیل را در مِصفَه گرد آورید و من برایتان نزد خداوند دعا خواهم کرد.» پس آنان در مِصفَه گرد آمدند و از چاه آب برکشیدند و آن را به حضور خداوند ریختند. و در آن روز، روزه گرفته، در آنجا گفتند: «ما به خداوند گناه ورزیده‌ایم.» و سموئیل بنی‌اسرائیل را در مِصفَه داوری کرد. چون فلسطینیان شنیدند که بنی‌اسرائیل در مِصفَه گرد آمده‌اند، حاکمان فلسطینیان بر ضد اسرائیل برآمدند. چون بنی‌اسرائیل این را شنیدند، از فلسطینیان به هراس افتادند و به سموئیل گفتند: «از بلند کردن فریاد التماس برای ما به درگاه خدایمان یهوه باز مایست، تا ما را از دست فلسطینیان نجات بخشد.» پس سموئیل برۀ شیرخواره‌ای برگرفت و آن را به عنوان قربانی تمام‌سوز به خداوند تقدیم کرد و نزد خداوند برای اسرائیل فریاد التماس برآورد و خداوند او را اجابت فرمود. هنگامی که سموئیل قربانی تمام‌سوز را تقدیم می‌کرد، فلسطینیان نزدیک آمدند تا به اسرائیل حمله کنند. ولی خداوند در آن روز به غرش عظیم بر فلسطینیان رعد کرد و آنان را آشفته ساخت، و از حضور اسرائیل شکست خوردند. مردان اسرائیل از مِصفَه بیرون آمدند و از پی فلسطینیان رفته، آنان را تا زیر بِیت‌کار می‌کشتند. آنگاه سموئیل سنگی برگرفته، آن را بین مِصفَه و شِن بر پا داشت و آن را اِبِن‌عِزِر نامید و گفت: «خداوند ما را تا بدین‌جا یاری کرده است.» پس فلسطینیان مغلوب شده، دیگر به قلمرو اسرائیل داخل نشدند. و دست خداوند در تمامی روزهای سموئیل بر ضد فلسطینیان بود. شهرهایی که فلسطینیان از عِقرون تا جَت از اسرائیل گرفته بودند، بدیشان بازپس داده شد و اسرائیل قلمرو خود را از دست ایشان رهانیدند. میان اسرائیل و اَموریان نیز صلح برقرار بود. سموئیل در همۀ ایام زندگی خود بر اسرائیل داوری می‌کرد. او همه ساله مسیر بِیت‌ئیل، جِلجال و مِصفَه را دور می‌زد و در تمامی این جاها بر اسرائیل داوری می‌کرد. سپس به رامَه بازمی‌گشت، زیرا خانه‌اش آنجا بود، و آنجا نیز بر اسرائیل داوری می‌کرد. او در رامَه مذبحی برای خداوند ساخت.'

مزمور ۱۱۹:‏۱۵۳ تا آخر

بر مذلت من بنگر و مرا برهان، زیرا که شریعت تو را از یاد نبرده‌ام. به دفاع از حقِ من برخیز و مرا برهان! بر حسب وعده‌ات مرا زنده بدار! نجات از شریران دور است، زیرا که جویای فرایض تو نیستند. رحمتهای تو ای خداوند بسیار است؛ مرا بر حسب قوانین خود زنده بدار! آزاردهندگان و دشمنان من بی‌شمارند، اما از شهادات تو روی برنمی‌گردانم. خیانت‌پیشگان را می‌بینم و کراهت دارم، زیرا که کلام تو را نگاه نمی‌دارند. ببین که احکام تو را چقدر دوست می‌دارم، بر حسب محبت خود، خداوندا، مرا زنده بدار! جملۀ کلام تو راستی است، و همۀ قوانین عادله‌ات، جاودانه. حاکمان بی‌سبب آزارم می‌دهند، اما دل من از کلام تو ترسان است. من در وعدۀ تو شادی می‌کنم همچون کسی که غنیمت فراوان یافته باشد! از دروغ نفرت و کراهت دارم، اما شریعت تو را دوست می‌دارم. روزی هفت بار تو را می‌ستایم، برای قوانین عادلانه‌ات. دوستداران شریعت تو را سلامتی بسیار است، و هیچ چیز سبب لغزش آنان نمی‌شود. خداوندا، در انتظار نجات تو هستم، و فرمانهای تو را به جا می‌آورم. جان من شهادات تو را نگاه می‌دارد، و آنها را بسیار دوست می‌دارم. احکام و شهادات تو را نگاه می‌دارم، زیرا همۀ راههای من در نظر توست. خداوندا، فریادم به درگاه تو برسد؛ بر حسب کلام خود مرا فهیم گردان. فریاد التماسم به درگاه تو برسد؛ بر حسب وعده‌ات مرا برهان! ستایش از لبهایم جاری خواهد شد، زیرا فرایض خود را به من می‌آموزی! زبانم در وصف کلامت خواهد سرایید، زیرا که فرامین تو جملگی عدل است! دست تو برای یاریِ من آماده باشد، زیرا که احکام تو را برگزیده‌ام. خداوندا مشتاق نجات تو هستم، و شریعت تو لذت من است! جان مرا زنده بدار تا تو را بستایم و قوانین تو مرا مدد رساند. همچون گوسفندی گمشده، گمراه گشته‌ام؛ خادمت را بجوی، زیرا که فرامین تو را از یاد نبرده‌ام!'

لوقا ۲۱:‏۲۰-‏۲۸

«چون بینید اورشلیم به محاصرۀ سپاهیان درآمده، بدانید که ویرانی آن نزدیک است. آنگاه آنان که در یهودیه باشند به کوهها بگریزند و آنان که در شهر باشند از شهر بیرون شوند، و آنان که در دشت و صحرا باشند به شهر درنیایند. زیرا آن روزها، روزهای مکافات است که در آن هرآنچه نوشته شده تحقق خواهد یافت. وای بر زنان آبستن و مادران شیرده در آن روزها! زیرا مصیبتی عظیم دامنگیر این سرزمین خواهد شد و این قوم به غضب الهی دچار خواهند گشت. به دَم شمشیر خواهند افتاد و در میان همۀ قومهای دیگر به اسارت برده خواهند شد و اورشلیم لگدمالِ غیریهودیان خواهد گشت تا آنگاه که دوران غیریهودیان تحقق یابد. «نشانه‌هایی در خورشید و ماه و ستارگان پدید خواهد آمد. بر زمین، قومها از جوش و خروش دریا پریشان و مشوش خواهند شد. مردم از تصور آنچه باید بر دنیا حادث شود، از فرط وحشت بی‌هوش خواهند شد، زیرا نیروهای آسمان به لرزه در خواهد آمد. آنگاه پسر انسان را خواهند دید که با قدرت و جلال عظیم در ابری می‌آید. چون این امور آغاز شود، راست بایستید و سرهای خود را بالا بگیرید، زیرا رهایی شما نزدیک است!» '

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *