(سومین یکشنبه پیش از دورۀ ظهور)عیسی درست از همان آغاز خدمتش شروع کرد به وارونه‌ ساختن و بازی با مفروضات ما دربارۀ آنانی که با ایشان وابستگی داریم، دربارۀ آنانی که نسبت به ایشان تعهدی داریم و دربارۀ آنانی که به ایشان متعلق هستیم. عیسی تهی‌دستان و مطرودین جامعه را به‌عنوان نزدیکان به خدا گرامی می‌داشت. از یهودیان می‌خواست که سامریان را همچون همسایۀ خود تلقی کنند. به غیر یهودیان و خراجگیران و زنان توجهی خاص نشان می‌داد. شاید هیجان‌انگیزتر از همه این بود که تعریف جدیدی از خانوادۀ خونی‌مان ارائه فرمود. جملة آنان که خدا را دوست می‌داشتند و ارادۀ او را به‌جا می‌آوردند، مادر و برادران و خواهران عیسی به شمار می‌آمدند. روش سنتی یهودیان برای تفسیر کتب مقدس (و نیز سنت بسیار قدیمی مسیحیت)، این بوده که میان مفهوم روشن و سادة آیات کتب مقدس و مفهوم عمیق آنها تمایزی قائل شوند. شاید عیسی از ما می‌خواهد به «خانواده در مفهوم عمیق آن» بیندیشیم (به خانوادۀ روحانی) و فرض را بر این قرار ندهیم که یگانه مفهوم خانواده همان «مفهوم روشن و سادۀ آن» است (یعنی خانوادۀ خونی‌مان). با این اوصاف، مفسران یهود بر این نکته پافشاری می‌کنند که مفهوم عمیق‌تر آیات موجب ابطال یا جایگزینی مفهوم روشن و سادۀ آنها نمی‌شود. ایشان بر پایۀ مفهوم و روشن این آیات، آن را بسط و گسترش می‌دهند و به کشف مفهوم عمیق آن همت می‌گمارند. آنچه تکان ‌دهنده است، این است که عیسی که دربارۀ تعریف مجدد و کاملاً ریشه‌ای مفهوم خانواده موعظه می‌کرد، دو جفت برادر «خونی» را نیز به‌عنوان نخستین شاگردان خود دعوت کرد، یکی شمعون و اندریاس، و دیگری یعقوب و یوحنا بودند. حتی در این لحظات خطیر در زمینۀ تعریف مجدد روابط، هیچ‌گونه اشاره‌ای به گسستن روابط نشده است. پیوندهای خانوادگی از یک طرف گسسته می‌گردد و از طرف دیگر حفظ می‌شود، بدین معنا که خویشان و دوستان ما در پرتوی نوین به ما بازگردانده می‌شوند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *