دانیال بهشکلی که اکنون دیگر برای ما آشناست، بهعنوان تعبیرکنندۀ اسرار، برای پادشاه مست توضیح داد که خدای متعال، از هر حاکمی والامقامتر است. این داوری سختگیرانهتر بود، زیرا بِلشَصَّر از آنچه بر پیشینیانش گذشته بود، آگاهی داشت، اما از آنها عبرت نگرفته و مانند آنان توبه نکرده بود. دانیال نیز پس از اعلام داوری بر بِلشَصَّر، نوشتۀ روی دیوار را تفسیر کرد. یکی از کلمات آرامیِ نوشته نشاندهندۀ مقیاسهای اندازهگیری بود. ثِقِل، شکل دیگری از کلمۀ شِکِل، یک واحد پول و همینطور واحد اندازهگیری وزن بود. دانیال نیز رویکرد مورد علاقۀ حکیمان بابلی را در پیش گرفت و با کنایهای لفظی، افعال آن نوشته یعنی شمردن، وزن کردن و تقسیم کردن را برای بلشصّر باز گفت. پیام اصلی آن نوشته، داوریای بود که بر پادشاه قرار گرفت؛ پادشاهی که سر قول خود ایستاده بود، و مانند پادشاهان پیش از خود، به دانیال احترام گذاشت، اما نشانهای از پشیمانی و توبه در او یافت نمیشد.
داوری خدا بلافاصله بر بلشصّر جاری شد. باز در اینجا هم جزئیات داستان با تاریخ تلفیق شده است؛ تاریخ به ما در مورد فردی داریوش نام از قوم ماد، چیزی نمیگوید، گرچه پادشاهانی در ایران بودهاند که داریوش نام داشتند. منابع یونانی جزئیات بیشتری در مورد روایت کوتاه آیات ۳۰ و ۳۱ در اختیار ما قرار میدهند. آنها توضیح میدهند که چگونه ارتش کوروش، پادشاه ایرانی، به رهبری سردار ۶۲ سالهاش مسیر آب رود فرات را تغییر دادند و پس از عبور از آن، توانستند مواضع دفاعی شهر را درهمشکسته و درحالیکه ساکنانش در حال جشن بودند، آن را فتح کنند. کتاب دانیال در زمان آزار رساندن یونانیان به قوم یهود نوشته شده بود، و دوباره و دوباره پیامش این بود که حتی پادشاهان قدرتمند نیز زیر اقتدار خدا هستند. این پیامی است که میتواند به جفا دیدگان برای توکل به خدا، دلگرمی بخشد.