Today's word: دانیال ۵‏:‏۱۳ تا آخر | Bible Study: مزامیر ۲۳مکاشفه ۷‏:‏۱‏-‏۴، ۹ تا آخر

دانیال به‌شکلی که اکنون دیگر برای ما آشناست، به‌عنوان تعبیرکنندۀ اسرار، برای پادشاه مست توضیح داد که خدای متعال، از هر حاکمی والامقام‌تر است. این داوری سخت‌گیرانه‌تر بود، زیرا بِلشَصَّر از آنچه بر پیشینیانش گذشته بود، آگاهی داشت، اما از آنها عبرت نگرفته و مانند آنان توبه نکرده بود. دانیال نیز پس از اعلام داوری بر بِلشَصَّر، نوشتۀ روی دیوار را تفسیر کرد.‏ یکی از کلمات آرامیِ نوشته نشان‌دهندۀ مقیاس‌های اندازه‌گیری بود. ثِقِل، شکل دیگری از کلمۀ شِکِل، یک واحد پول و همین‌طور واحد اندازه‌گیری وزن بود. دانیال نیز رویکرد مورد علاقۀ حکیمان بابلی را در پیش گرفت و با کنایه‌ای لفظی، افعال آن نوشته یعنی شمردن، وزن کردن و تقسیم کردن را برای بلشصّر باز گفت. پیام اصلی آن نوشته، داوری‌ای بود که بر پادشاه قرار گرفت؛ پادشاهی که سر قول خود ایستاده بود، و مانند پادشاهان پیش از خود، به دانیال احترام گذاشت، اما نشانه‌ای از پشیمانی و توبه در او یافت نمی‌شد.
داوری خدا بلافاصله بر بلشصّر جاری شد. باز در اینجا هم جزئیات داستان با تاریخ تلفیق شده است؛ تاریخ به ما در مورد فردی داریوش نام از قوم ماد، چیزی نمی‌گوید، گرچه پادشاهانی در ایران بوده‌اند که داریوش نام داشتند. منابع یونانی جزئیات بیشتری در مورد روایت کوتاه آیات ۳۰ و ۳۱ در اختیار ما قرار می‌دهند. آنها توضیح می‌دهند که چگونه ارتش کوروش، پادشاه ایرانی، به رهبری سردار ۶۲ ساله‌اش مسیر آب رود فرات را تغییر دادند و پس از عبور از آن، توانستند مواضع دفاعی شهر را درهم‌شکسته و درحالی‌که ساکنانش در حال جشن بودند، آن را فتح کنند. کتاب دانیال در زمان آزار رساندن یونانیان به قوم یهود نوشته شده بود، و دوباره و دوباره پیامش این بود که حتی پادشاهان قدرتمند نیز زیر اقتدار خدا هستند. این پیامی است که می‌تواند به جفا دیدگان برای توکل به خدا، دلگرمی بخشد.

Today's Prayer

ای پدر ما، ای قادر مطلق،
که اراده‌ات در پسر محبوبت، پادشاه عالم بر احیای دوبارۀ تمام چیزهاست:
قلب‌ها و ذهن‌های حاکمان را بگردان،
و خانواده‌ها را از تمام ملت‌ها نزد خود بیاور،
آنانی که با ویرانی گناه از هم دور و جدا شده‌اند،
تا تحت قوانین عادلانه و بزرگ‌منشانۀ او قرار گیرند؛
هم او که زنده است و با تو حکومت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، از حال تا ابدالآباد.

Bible Study

دانیال ۵‏:‏۱۳ تا آخر

دانیال را به حضور پادشاه آوردند. پادشاه به دانیال گفت: «آیا تو دانیال هستی، همان اسیری که پدرم از یهودیه آورده است؟ شنیده‌ام که روح خدایان مقدّس در تو می‌باشد و هوش و حکمت و دانایی مخصوصی داری. جادوگران و حکیمان را به اینجا آوردند تا این نوشته را بخوانند و برای من معنی کنند، امّا هیچ‌کدام نتوانستند معنی آن را به من بگویند. دربارهٔ تو شنیده‌ام که می‌توانی معانی مخفی را تعبیر ‌کنی و اسرار پنهانی را فاش ‌سازی. حال اگر بتوانی این نوشته را بخوانی و معنی آن را بگویی، ردای ارغوانی بر تو می‌پوشانم و طوق زرّین بر گردنت می‌اندازم و تو را حاکم سوم مملکت خود می‌سازم.» دانیال به پادشاه گفت: «هدایایت را برای خودت نگاه دار و یا به شخص دیگری بده. من نوشته را برای برایت می‌خوانم و معنی آن را به تو می‌گویم. «ای پادشاه، خدای متعال به پدرت نبوکدنصر سلطنت و عظمت و جلال عطا فرمود. او به قدری با عظمت شده بود که تمام اقوام و ملل از هر زبان از او می‌ترسیدند. هرکه را اراده می‌کرد می‌کشت و هرکه را می‌خواست زنده نگاه می‌داشت. هرکه را می‌خواست به مقام عالی می‌رسانید و هرکه را می‌خواست ذلیل می‌کرد. امّا چون مغرور شد و تکبّر نمود، از تخت سلطنت به زیر افتاد و عظمتش از او گرفته شد. از میان مردم رانده شد و مثل حیوانات گردید و با الاغهای وحشی زندگی می‌کرد و مثل گاو به او علف می‌دادند و شبنم آسمان بر بدن او می‌بارید تا اینکه فهمید خدای متعال بر تمام ممالک جهان فرمانروایی می‌کند و هرکه را بخواهد به سلطنت می‌رساند. «تو پسرش -‌بلشصر- با وجود اینکه همهٔ اینها را می‌دانستی، خود را فروتن نکردی. بلکه برضد خداوند آسمانها رفتار نمودی و در ظروف خانهٔ او که نزد تو آوردند تو، زنهایت، صیغه‌هایت و اُمرایت در آنها شراب نوشیدید و خدایان نقره‌ای، طلایی، برنزی، آهنی، چوبی و سنگی را که نمی‌بینند، نمی‌شنوند و هیچ چیز نمی‌دانند، پرستش نمودی، امّا خدایی را که جان تو و تمام کارهایت در دست اوست، پرستش و تکریم نکردی. پس این دست از طرف او فرستاده شد تا این کلمات را بنویسد. «آنچه که نوشته شده این است: 'منا، منا، ثقیل و فرسین' و معنی آن از این قرار است: منا، یعنی خدا روزهای سلطنت تو را شمرده و آن را به پایان رسانیده است. ثقیل، یعنی در ترازو وزن شدی و ناقص درآمدی. فرسین، یعنی سلطنت تو تقسیم گشته و به ماد‌ها و پارسیان داده شده است.» بلشصر فوراً دستور داد تا ردای ارغوانی بر دانیال بپوشانند و طوق زرّین بر گردنش بیندازند و اعلام کنند که او حاکم سوم مملکت می‌باشد. در همان شب، بلشصر -‌پادشاه کلدانیان- کشته شد. و داریوش مادی که در آن زمان شصت و دو سال داشت مملکت او را به تصرّف خود درآورد.'

مزامیر ۲۳

خداوند شبان من است. محتاج به هیچ چیز نخواهم بود. در چمنزارهای سرسبز مرا می‌خواباند. در کنار آبهای آرام مرا رهبری می‌کند. جان تازه‌ای به من می‌بخشد و به‌خاطر نام خود، مرا به راه راست هدایت می‌نماید. حتّی هنگام گذشتن از درّهٔ تاریک مرگ از چیزی نمی‌ترسم، زیرا تو همراه من هستی. عصا و چوبدستی تو مرا حمایت خواهد کرد. سفره‌ای برای من در حضور دشمنانم می‌گسترانی و مرا چون مهمانی عزیز در این ضیافت می‌پذیری و جام مرا لبریز می‌گردانی. اطمینان دارم که تمام عمرم به من لطف و محبّت خواهی نمود، و تا زمانی که زنده هستم، در خانهٔ تو ساکن خواهم بود.'

مکاشفه ۷‏:‏۱‏-‏۴، ۹ تا آخر

بعد از این چهار فرشته را دیدم كه در چهار گوشهٔ زمین مستقر شدند و جلوی چهار باد زمین را می‌گرفتند تا دیگر بادی بر دریا و خشكی و یا هیچ درختی نوزد. و فرشتهٔ دیگری را دیدم كه از مشرق برمی‌‌خاست و مُهر خدای زنده را در دست داشت و با صدای بلند به آن چهار فرشته كه قدرت یافته بودند به خشكی و دریا آسیب رسانند، گفت: «تا آن زمان كه ما مُهر خدایمان را بر پیشانی بندگانش نگذاریم، به دریا و خشكی و یا درختان آسیبی نرسانید.» و شنیدم كه تعداد کسانی‌که از همهٔ طایفه‌های بنی‌اسرائیل نشانهٔ مُهر را دریافت داشته بودند یكصد و چهل و چهار هزار بود. '
'بعد از این چهار فرشته را دیدم كه در چهار گوشهٔ زمین مستقر شدند و جلوی چهار باد زمین را می‌گرفتند تا دیگر بادی بر دریا و خشكی و یا هیچ درختی نوزد. و فرشتهٔ دیگری را دیدم كه از مشرق برمی‌‌خاست و مُهر خدای زنده را در دست داشت و با صدای بلند به آن چهار فرشته كه قدرت یافته بودند به خشكی و دریا آسیب رسانند، گفت: «تا آن زمان كه ما مُهر خدایمان را بر پیشانی بندگانش نگذاریم، به دریا و خشكی و یا درختان آسیبی نرسانید.» و شنیدم كه تعداد کسانی‌که از همهٔ طایفه‌های بنی‌اسرائیل نشانهٔ مُهر را دریافت داشته بودند یكصد و چهل و چهار هزار بود. بعد از این نگاه كردم و گروه كثیری را دیدم كه کسی قادر به شمارش آنها نبود. از همهٔ ملل و همهٔ قبایل و امّتها و زبانها در جلوی تخت و در مقابل برّه ایستاده بودند. آنها لباس سفیدی به تن داشتند و شاخهٔ نخل در دستشان بود و با هم فریاد می‌زدند: «نجات ما از جانب خدایی است كه بر تخت می‌نشیند و از جانب برّه است.» و همهٔ فرشتگانی كه در پیرامون تخت بودند، همراه با پیران و آن چهار حیوان در جلوی تخت، چهره بر زمین نهاده و خدا را عبادت كردند. آنها می‌گفتند: «آمین! حمد و جلال و حكمت، سپاس و حرمت، قدرت و قوّت از آن خدای ما باد تا به ابد! آمین!» آنگاه یكی از آن پیران به من خطاب كرده گفت: «این مردان سفیدپوش چه کسانی هستند و اهل كجایند؟» من پاسخ دادم: «ای آقای من، تو باید بدانی.» سپس به من گفت: «اینها كسانی هستند كه از آن عذاب سخت گذشته‌اند، رداهای خود را شسته و در خون برّه سفید کرده‌اند. به این سبب آنها در برابر تخت خدا هستند و او را شب و روز در معبدش خدمت می‌کنند و آنان در سایهٔ آن تخت‌نشین خواهند بود. آنان دیگر احساس گرسنگی یا تشنگی نخواهند كرد. خورشید و یا هیچ گرمای سوزانی به آنها آسیبی نخواهد رسانید. زیرا آن برّه كه در مركز تخت است، شبان آنان خواهد بود و آنان را به چشمه‌های آب حیات هدایت خواهد كرد و خدا همهٔ اشکها را از چشمان آنان پاک خواهد كرد.»'

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *