با آنکه نام برنابا در میان نام دوازده رسول دیده نمیشود، اما او یکی از اصلیترین رهبران کلیسای اولیه بود. خدمت او شامل تدارکات، محبت، رهبری و تشویق بود. در بسیاری از بخشهای کلیسا او را بهعنوان قدیس حامی دلگرمیها بهیاد میآورند.
برنابا تشویق و دلگرمی را در گفتار و کردار خود به ظهور میرسانید. پولس هم در نامههای خود بر این حقیقت شهادت میدهد. اما این را هم میدانیم که او تمام داراییهای خود را فروخت تا پروژهای را که در حال شکل گرفتن بود و امروزه به آن «کلیسا» میگوییم، راهاندازی کند.
ما اغلب نه فقط بهخاطر بذرهایی که میکاریم، بلکه بهخاطر ثمراتی که دیگران جمعآوری میکنند، قضاوت میشویم. مسیحیت را با محصولی که باور میآورد میشناسند: محبت، همدردی، رحمت، قدوسیت و شاگردی باید ثمرات فراوان زندگی روحانی باشند. ایمان، ریشه در محبت خدا دارد و بر اساس نتایجی که بار میآورد، داوری خواهد شد. بنابراین، مسیحیان فقط روی یک چیز سرمایهگذاری میکنند و آن را رشد میدهند، یعنی زندگیشان. خدا از ما مانند میوۀ تاک نگهداری میکند.
ما باید تنها داراییمان – یعنی وجود خود – را تسلیم خدا کنیم و تا زمانی که این کار را نکردهایم، هیچ چیز دیگری را نمیتوانیم تقدیم او کنیم. آیا این پیام انجیل، بیش از حد مطالبهگر است؟ برادر راجر اهل تِیزه به این پرسش، این چنین پاسخ میداد: «او چیز زیادی طلب نمیکند – اما همه چیز را میخواهد.» همانطور که برنابا هم میدانست، انجیل در آن روزهای نخستین شکلگیری کلیسا، از این طریق هرچه بیشتر پیش میرفت و هواداران بسیاری را جذب مینمود.