ساکنشدن در حیات خدای پدر و نیز در عیسی؛ بهواسطهٔ روحالقدس، بدین معنا خواهد بود که امور الهی را دوست خواهیم داشت، یعنی تعالیم عیسی را (یوحنا ۱۵:۱۰). نه فقط این، بلکه سایر شاگردان را نیز دوست خواهیم داشت. برای چنین محبتی هیچ شرطی وجود ندارد و نیز هیچ استثنایی. درست مانند خانواده که به یکدیگر پیوند و اتصال دارد، فارغ از اینکه چه کسانی را دوست داریم و انتخاب میکنیم. امروز این خانوادهٔ مسیحی به فراسوی فرهنگ، نژاد، زبان، طبقهٔ اجتماعی، جنسیت و فرقههای مذهبی میرود. محبت باید متقابل باشد؛ زیرا نخست خدا بود که ما را در مسیح محبت کرد. ما به یکدیگر و به کارهای خدا پیوند داریم، به بیانی بهتر به «امور خانواده»، اما عیسی از این نیز فراتر میرود. ما بندگان عیسی نیستیم، بلکه دوستان او. از اینرو، با کاربردی گستردهتر، دوستان خدا نیز هستیم. نخی که در فصلهای ۱۴ تا ۱۷ از انجیل یوحنا تنیده شده، نخ صمیمیت و نزدیکی است: نخست صمیمیت عیسی با خدا، سپس نزدیکی و صمیمیت پیروان عیسی با او، با خدا، و با یکدیگر. عیسی در اینجا وعدهای شگفتانگیز میدهد. تقدیر ایمانداران فقط این نیست که الگوی عیسی را بهعنوان سرمشق پیروی کنند. عیسی بیش از انسانی نیک است، از اینرو نتایج آن بس عظیمتر هستند. ما دعوت شدهایم تا وارد همان حیات خدا در عیسی شویم. به قول قدیسْ آتاناسیوس، «خدا انسان شد، تا انسان خدا شود.»
Today's Prayer
ای خداوندِ لشکرهای آسمانی،
ای نجات و قوت ما،
بدون تو ما هلاک میشویم:
ما را از هرآنچه آسیب میرساند یا مجروح میسازد، حفظ فرما،
و چون میافتیم، ما را برخیزان؛
بهواسطهٔ عیسای مسیح، خداوندگار ما.
Bible Study
یوحنا ۱۵:۱۲-۱۷
«حکم من این است که یکدیگر را محبت کنید، چنانکه من شما را محبت کردهام. محبتی بزرگتر از این وجود ندارد که کسی جان خود را در راه دوستانش فدا کند. دوستان من شمایید اگر آنچه به شما حکم میکنم، انجام دهید. دیگر شما را بنده نمیخوانم، زیرا بنده از کارهای اربابش آگاهی ندارد. بلکه شما را دوست خود میخوانم، زیرا هرآنچه از پدر شنیدهام، شما را از آن آگاه ساختهام. شما نبودید که مرا برگزیدید، بلکه من شما را برگزیدم و مقرر داشتم تا بروید و میوه آورید و میوۀ شما بماند، تا هر چه از پدر به نام من درخواست کنید به شما عطا کند. حکم من به شما این است که یکدیگر را محبت کنید.
مزمور ۳۲
خوشا به حال آن که عِصیانش آمرزیده شد، و گناهش پوشانیده گردید. خوشا به حال آن که خداوند خطایی به حسابش نگذارد و در روحش فریبی نباشد. هنگامی که خاموشی گزیده بودم، استخوانهایم میپوسید از نالهای که تمام روز برمیکشیدم. زیرا دست تو روز و شب بر من سنگینی میکرد؛ طراوتم به تمامی از میان رفته بود، بسان رطوبت در گرمای تابستان. سِلاه آنگاه به گناه خود نزد تو اعتراف کردم و جرمم را پنهان نداشتم. گفتم: «عِصیان خود را نزد خداوند اعتراف خواهم کرد»؛ و تو جرمِ گناهم را عفو کردی. سِلاه از این رو، باشد که هر پیروِ سرسپردۀ تو در زمانی که یافت میشوی به درگاهت دعا کند؛ حتی اگر آبهای بسیار سیلان کند، هرگز بدو نخواهد رسید. تو مخفیگاه من هستی؛ تو مرا از تنگی حفظ خواهی کرد، و با غریو رهایی احاطهام خواهی نمود. سِلاه تو را بصیرت خواهم آموخت، و به راهی که باید رفت ارشاد خواهم کرد؛ و در حالی که چشمم بر توست، تو را مشورت خواهم داد. همچون اسب و قاطر بیفهم مباش، که تنها به افسار و لگام مهار میشوند، وگرنه نزدیکت نمیآیند. رنجهای شریران بسیار است، اما هر کس را که بر خداوند توکل دارد محبت احاطه خواهد کرد. ای پارسایان، در خداوند شادی کنید و خوش باشید؛ ای همۀ راستدلان، بانگ شادی برآورید.
مزمور ۳۶
نافرمانی در اعماق دل شریر بدو ندا میدهد؛ ترس خدا در چشمان او نیست. زیرا خویشتن را در نظر خود چندان تملق میگوید که از پی بردن به گناه خویش و بیزاری از آن ناتوان است! سخنان دهانش خباثت است و فریب؛ از خردمندی و نیکوکاری دست شسته است. حتی بر بستر خود طرح شرارت میریزد؛ راهی ناپسند در پیش گرفته است و از شرارت روی نمیگرداند. خداوندا، محبتت تا به آسمانها میرسد و وفاداریت تا به ابرها. عدالتت همچون کوههای سر به فلک کشیده است، و دادگریات بهسان ژرفنای عظیم. تویی، خداوندا، که انسان و حیوان را نجات میبخشی. خدایا، محبتت چه گرانقدر است! بنیآدم در سایۀ بالهایت پناه میجویند. از نعمتِ سرشارِ خانۀ تو، سیراب میشوند، و از نهر لذایذ خود بدیشان مینوشانی. محبتت را برای شناسندگان خود دوام بخش و عدالتت را برای راستدلان. زیرا نزد تو چشمۀ حیات است، و در نور توست که نور را میبینیم. مباد که متکبران بر من پا بگذارند، یا دست شریران مرا براند. بنگر که شرارتپیشگان چگونه فرو افتادهاند؛ به خاک افکنده شدهاند و یارای برخاستنشان نیست!
اول تواریخ ۲۸:۱۱ تا آخر
آنگاه داوود طرحِ ایوانِ معبد و خانههای آن، خزاین آن، بالاخانههای آن، و حجرههای اندرونی آن، و نیز طرحِ اتاق تخت رحمت را، به پسرش سلیمان داد، همچنین طرح هرآنچه را که در خصوص صحنهای خانۀ خداوند و تمامی حجرههای گرداگردِ آن و انبارهای خانۀ خدا و انبارهای اموال وقفی در ذهن داشت. او وزن طلا را برای تمامی ظروف زرینِ مورد استفاده در هر خدمت، و وزن نقره را برای تمامی ظروف سیمینِ مورد استفاده در هر خدمت، تعیین کرد: نیز سلیمان را در خصوص دستههای کاهنان و لاویان، تمامی کار خدمت خانۀ خداوند، و تمامی ظروف خدمت در خانۀ خداوند، راهنمایی کرد. وزن چراغدانهای طلا و چراغهایشان، وزن طلای هر چراغدان و چراغهایش، وزن نقرۀ هر چراغدان و چراغهایش، بر حسب مورد استفادۀ هر یک از چراغدانها، وزن طلای هر یک از میزهای نان حضور، وزن نقرۀ میزهای سیمین، وزن طلای ناب چنگالها، کاسهها و پیالهها، وزن هر یک از کاسههای زرین و هر یک از کاسههای سیمین، و وزن طلای تصفیه شده برای مذبح بخور. همچنین طرح خود را برای ارابۀ زرینِ کروبیانی که بالهایشان را گسترده، صندوق عهد خداوند را میپوشاندند، به سلیمان داد. داوود گفت: «خداوند این همه، یعنی تمام جزئیات این طرح را، بهطور مکتوب از دستِ خویش به من فهمانید.» آنگاه داوود به پسرش سلیمان گفت: «قوی و دلیر باش و دست به کار شو! مترس و هراسان مباش، زیرا که یهوه خدا، یعنی خدای من با تو است. او تو را وا نخواهد گذاشت و ترک نخواهد کرد، تا آنگاه که کارِ خدمتِ خانۀ خداوند یکسره به انجام رسد. اینک دستههای کاهنان و لاویان برای تمامی خدمت خانۀ خدا حاضرند؛ تمام آنان که مشتاقند و در هر کاری مهارت دارند، در تمامی این کار با تو هستند. صاحبمنصبان و تمامی قوم نیز بهطور کامل گوش به فرمان تو هستند.»