پایان همۀ امور، همیشه خوشایند نیست. عهد قدیم با یک تهدید پایان مییابد. این تهدید که اگر قوم خدا احکام کهن را فراموش کنند، مورد لعنت قرار خواهند گرفت (ملاکی 4:4-6). کتاب اشعیا بعد از قرائت امروز، پایان مییابد و در انتها در مورد مرگ آنانی سخن میگوید که خداوند را رد میکنند (آیۀ 24). در واقع، وقتی این آیات در کنیسهها خوانده میشوند، مرسوم است که آیات 22 و 23 در پایان، برای تلطیف سایر آیات دوباره خوانده شوند. بر خلاف عهد قدیم، عهد جدید با اطمینان از قرارگرفتن فیض مسیح بر همۀ ایمانداران پایان مییابد (مکاشفه 22:21). در آیات 12-14 از قرائت امروز، اشعیا ما را برای آیندهای پر از صلح و صفا آماده میسازد.
این قسمت یکی از متون گرانبهای عهد قدیم است که ما را تشویق میکند در قالبی زنانه، به اعمال خدا بنگریم و بیندیشیم. خدا اورشلیم را منبع امنیت، رفاه و سلامتی قرار داده است. شهر تبدیل به مادری شده که با حساسیتی وافر از فرزندانش مراقبت میکند. این شهر منبع آرامی و تسلی است، آرامیای که یک کودک فقط در آغوش مادر میتواند تجربه کند. زمانی جسم و جان شکوفا میشوند که در آرامی قرار داشته باشند.
در ادامه با قطعه شعری نبوتی روبهرو میشویم: فهرستی از دورترین مکانهای زمین (ترشیش در اسپانیا) تا یاوان (یونان)، سپس اتفاقاتی را که در آنها خواهد افتاد، مشاهده میکنیم. یهودیان و غیریهودیان هر دو بهسوی پرستش خدای حقیقی خواهند آمد. این رؤیای صلحآمیز، پیشدرآمد وعدۀ اورشلیم جدید میباشد، درست همان تصویری که با آن کتابمقدس به اوج خود میرسد- یعنی تقدیر پرجلالِ همۀ آنانی که مشتاقانه، منتظر فرارسیدن پادشاهی خدا هستند (مکاشفه 21:2).
Today's Prayer
ای آفریدگار آسمانها،
ای تو که مجوسیان را با یک ستاره هدایت فرمودی
تا مسیح خردسال را بپرستند:
ما را هدایت فرما و قوت ببخش،
تا در عیسای مسیح، خداوندگار ما،
هدف و انتهای سفر روحانی خود را بیابیم.
Bible Study
اشعیا ۶۶:۱۲-۲۳
زیرا خداوند چنین میگوید: «اینک من صلح و سلامت را چون رود در او جاری خواهم ساخت، و جلال قومها را چون نهری سرشار؛ شما خواهید مکید و در آغوش او حمل خواهید شد، و بر زانوانش نوازش خواهید یافت. همچون کسی که مادرش او را تسلی میدهد، من نیز شما را تسلی خواهم داد؛ آری، شما در اورشلیم تسلی خواهید یافت. خواهید دید و دلتان شادمان خواهد شد، و استخوانهایتان چون سبزه خرّم خواهد گردید؛ دست خداوند بر خادمانش معروف خواهد گشت، و خشم او بر دشمنانش. «زیرا هان خداوند در آتش خواهد آمد، و ارابههایش همچون گردباد خواهد بود، تا خشم خود را بهشدت جاری سازد، و عتاب خویش را با شعلههای آتش. زیرا خداوند با آتش و شمشیر خود بر تمامی بشر داوری خواهد کرد، و کشتگان خداوند بسیار خواهند بود.» خداوند میفرماید: «آنان که از پیِ یک تن که در وسط است، خود را برای رفتن به باغها تقدیس و تطهیر میکنند، و گوشت خوک و موش و مکروهات میخورند، با هم نابود خواهند شد. زیرا اعمال و افکارشان را میدانم، و زمان آن میرسد که تمامی قومها و زبانها را گرد آورم. آنان خواهند آمد و جلال مرا خواهند دید و من در میان آنها نشانهای خواهم نهاد. و از ایشان بازماندگانی را نزد قومها خواهم فرستاد: به تَرشیش و فول و لود، که تیراندازند، و به توبال و یاوان و سواحل دوردست، که آوازهام را نشنیده و جلال مرا ندیدهاند؛ و آنان جلال مرا در میان قومها اعلام خواهند کرد. و خداوند میگوید که ایشان تمامی برادرانتان را از جمیع امتها سوار بر اسب و ارابه و تختِروان و قاطر و شتر، به عنوان هدیهای برای خداوند به کوهِ مقدس من اورشلیم خواهند آورد، همانگونه که اسرائیلیان هدیۀ آردی خود را در ظرفی طاهر به خانۀ خداوند میآورند. و خداوند میگوید: از ایشان کاهنان و لاویان نیز خواهم گرفت. «زیرا خداوند میفرماید: چنانکه آسمان جدید و زمین جدیدی که میسازم در حضورم پایدار خواهد ماند، نام و نسل شما نیز پایدار میماند. و خداوند میفرماید: تمامی بشر، از ماه نو تا ماه نو و از شَبّات تا شَبّات خواهند آمد تا در حضور من پرستش کنند. و آنان بیرون رفته، اجساد کسانی را که بر من طغیان کردهاند نظاره خواهند کرد. «زیرا کِرمِ ایشان نخواهد مرد، آتش ایشان خاموش نخواهد شد، و نزد تمامی بشر مکروه خواهند بود.»
مزمور۹۶
برای خداوند سرودی تازه بسرایید! ای تمامی زمین، برای خداوند بسرایید! برای خداوند بسرایید و نام او را متبارک خوانید! روز به روز نجات او را بشارت دهید! جلال او را در میان ملتها بازگویید، و اعمال شگفتش را در میان همۀ قومها! زیرا خداوند بزرگ است و بهغایت شایان ستایش؛ از او میباید ترسید، بیش از همۀ خدایان. زیرا همۀ خدایانِ قومها، بتهای بیارزشند، اما یهوه آسمانها را بساخت. فرّ و شکوه به حضور وی است و توانایی و زیبایی در قُدس وی. ای طوایف قومها، وصف خداوند را بگویید! وصف جلال و قوّت خداوند را بگویید! وصف جلال نام خداوند را بگویید! هدیه بیاورید و به صحنهای او بیایید! خداوند را در فرّ قدوسیتش بپرستید! ای تمامی زمین، از حضور او بلرزید! باشد که در میان قومها بگویید، «خداوند پادشاهی میکند! آری، جهان مستحکم است و جنبش نخواهد خورد؛ او ملتها را به انصاف داوری خواهد کرد.» آسمان شادی کند و زمین به وجد آید؛ دریا و هر چه آن را پر میسازد، غُرّش کند؛ صحرا و هرآنچه در آن است، شادمان گردد. آنگاه همۀ درختان جنگل بانگ شادی بر خواهند آورد، پیش روی خداوند، زیرا که میآید، آری او میآید تا زمین را داوری کند. او جهان را به انصاف داوری خواهد کرد، و ملتها را به امانت خویش.
مزمور ۱۴۵
ای خدای من، ای پادشاه، تو را متعال خواهم خواند، و نامت را متبارک خواهم گفت، تا ابدالآباد. تو را هر روزه متبارک خواهم خواند، و نامت را ستایش خواهم کرد، تا ابدالآباد. خداوند بزرگ است و شایان ستایش بسیار؛ عظمت او را کاوش نتوان کرد. نسلی به نسل دیگر وصف اعمال تو را خواهند گفت، و دلاوریهای تو را بیان خواهند کرد. من در شوکتِ پرجلالِ کبریایی تو تأمل خواهم کرد، و در کارهای شگفتانگیز تو. آنان از قدرت اعمال مَهیب تو سخن خواهند گفت، و من عظمت تو را بیان خواهم کرد. آنان آوازۀ نیکویی بیحد تو را منتشر خواهند کرد، و در وصف عدالت تو شادمانه خواهند سرایید. خداوند فیّاض و رحیم است، دیرخشم و آکنده از محبت. خداوند برای همگان نیکوست، و رحمت او بر تمامی کارهای دست اوست. خداوندا، همۀ کارهای دست تو سپاست خواهند گفت، و سرسپردگانت تو را متبارک خواهند خواند. از جلالِ پادشاهی تو سخن خواهند گفت، و دلاوری تو را بیان خواهند کرد، تا بنیآدم را از دلاوریهای تو آگاه سازند، و از شوکت پرجلال پادشاهی تو. پادشاهی تو پادشاهیجاودان است، و سلطنت تو نسل اندر نسل. [خداوند امین است نسبت به همۀ وعدههای خود، و پر از محبت، نسبت به همۀ کارهای دست خویش.] خداوند دست همۀ کسانی را که در حال افتادن هستند، میگیرد، و همۀ خمشدگان را بر پا میدارد. چشمان همگان به انتظار توست، و تو روزیِشان را در وقتش میرسانی. دست خود را میگشایی، و آرزوی هر موجود زنده را برمیآوری. خداوند عادل است در همۀ راههای خود، و پر از محبت، در همۀ کارهای خویش. خداوند نزدیک است به همۀ آنان که او را میخوانند؛ به آنان که او را صادقانه میخوانند. او آرزوی ترسندگان خود را برمیآورد؛ و فریاد کمکشان را شنیده، نجاتشان میبخشد. خداوند همۀ دوستداران خود را نگاه میدارد، اما شریران را به تمامی هلاک خواهد کرد. دهان من در ستایش خداوند سخن خواهد گفت. باشد که تمامی آفریدگان نام قدوس او را متبارک خوانند، تا ابدالآباد!
سوم یوحنا
از شیخ کلیسا، به گایوس عزیز که او را در ’حقیقت‘ دوست میدارم. ای عزیز، دعایم این است که از هر جهت کامیاب باشی و در تندرستی به سر بَری، همچنان که جانت نیز کامیاب است. بسی شادمان شدم که برادران آمده، بر وفاداریات به حقیقت و شیوۀ سلوکت در آن شهادت دادند. هیچ چیز مرا بیش از این شاد نمیکند که بشنوم فرزندانم در ’حقیقت‘ سلوک میکنند. ای عزیز، تو در همۀ کارهایت برای برادران، امانت خود را نشان میدهی، بخصوص اینکه نزد تو بیگانهاند. ایشان نیز در حضور کلیسا بر محبت تو شهادت دادهاند؛ پس کاری نیکو میکنی اگر ایشان را آن گونه که سزاوار خداست، روانۀ سفر کنی. زیرا که ایشان به خاطر آن نام عزیمت کردهاند و از غیریهودیان کمکی دریافت نداشتهاند. پس باید که ما چنین کسان را حمایت کنیم تا با ایشان در پیشبرد حقیقت همکاری کرده باشیم. مطلبی به کلیسا نوشتم، امّا دیوتْرِفیس که جایگاه نخست را دوست میدارد، اقتدار ما را گردن نمینهد. پس چون بیایم، به آنچه میکند رسیدگی خواهم کرد، چرا که مغرضانه دربارۀ ما بد میگوید، و به این هم بسنده نکرده، از پذیرش برادران سر باز میزند؛ و کسانی را نیز که میخواهند ایشان را بپذیرند، بازداشته، از کلیسا بیرون میراند. ای عزیز، بدی را سرمشق خود مساز، بلکه از نیکویی سرمشق گیر؛ زیرا نیکوکردار از خداست، امّا بدکردار خدا را ندیده است. همگان دربارۀ دیمیتریوس نیکو شهادت میدهند، حتی خودِ حق. ما نیز چنین شهادت میدهیم و میدانی که شهادت ما راست است. بسیار چیزها داشتم به تو بنویسم، لیکن نمیخواهم با مرکّب و قلم باشد. امّا امیدوارم بزودی تو را ببینم و رویاروی گفتگو کنیم. سلامتی بر تو باد! دوستان برای تو سلام میفرستند. دوستان را در آنجا به نام سلام بده.