Today's word: فیلیپیان ۳: ۷ -۸ | Bible Study: * فیلیپیان ۳: ۱ – ۱۴* دانیال ۳: ۱۳ - ۲۵
سود حقیقی
«امّا آنچه مرا سود بود، آن را به خاطر مسیح زیان شمردم. بلکه همه چیز را در قیاس با ارزش برترِ شناخت خداوندم مسیحْ عیسی، زیان میدانم، که به خاطر او همه چیز را از کف دادهام.» فیلیپیان ۳: ۷ -۸
در باب اول نامه به فیلیپیان، پولس رسول در جهت حفظ اتحاد کلیسا، مسیحیان را تشویق میکند که متحمل سختیها شده، هیچیک از ارزشهای ابدی پادشاهی آسمان را به ارزشهای پادشاهی این جهان نفروشند. او از زندگی خود نمونه میآوَرَد که چگونه در زیستن برای مسیح از تمام مزایای زندگی در این دنیا چشم پوشیده، اکنون در زندان روم بهسر میبَرَد. حال، در باب سوم او از شریعتگرایی بهعنوان خطر جدی دیگری در به انحراف کشاندن ایمان مسیحی و صدمه زدن به اتحاد کلیسا صحبت میکند.
اغلب کلیساهای قرن اول میلادی دارای جمعیتی یهودی بودند. تعداد قابل توجهی از این یهودیانِ مسیحی به آیین اجدادی خود وفادار بوده، بر لزوم یهودی شدن مسیحیان غیریهودی اصرار میورزیدند. به باور این گروه، انجام عمل ختنه بهعنوان بارزترین علامت یهودی بودن، برای مسیحیان غیریهودی نیز لازم میبود. اما اکنون، پولس که در کلیساهای مختلف با آنان به مخالفت پرداخته بود، موضع بسیار سختتری را در قبالشان اتخاذ کرده، حتی به خود اجازه میدهد آنان را به همان لقبی -سگ- صدا کند که آنها در مورد غیریهودیان بهکار میبردند؛ چرا که از نظر او تعلیم این گروه میتوانست سبب نابودی تعلیم حقیقی شده، آیندهای برای کلیسا باقی نگذارد.
لذا، پولس با نام بردن از به اصطلاح افتخارات یهودی بودن خود، به همه یادآور میشود که اگر بهراستی این امتیازات دارای ارزشی روحانی باشند، او که یک یهودی کامل است، بیش از دیگران صاحب این امتیازات است. اما در مقایسه با شناخت مسیح، او این امتیازات را نیز مانند امتیازات شهروندی روم بیارزش دانسته، آنها را به هیچ شمرده و تأکید میکند که این امتیازات نه تنها از نظر روحانی بی ارزش هستند، بلکه حتی سبب زیانی عظیم نیز میشوند، چرا که جایگزین کردن مسیح با هر ارزش دیگری به معنی از دست دادن حیاتی است که توسط ایمان به مسیح و شناخت او نصیب شخص میشود. بنابراین، زحمت دیدن بهخاطر مسیح، نهتنها ضرر محسوب نمیشود، بلکه زحمات، مؤمنان را شریک زحمتهای مسیح کرده و آنان را در مرگ او متحد میسازد و در نهایت، رستاخیز از مردگان و حیات ابدی را نصیب آنها میکند.
Bible Study
فیلیپیان ۳: ۷ -۸
امّا آنچه مرا سود بود، آن را به خاطر مسیح زیان شمردم. بلکه همه چیز را در قیاس با ارزش برترِ شناخت خداوندم مسیحْ عیسی، زیان میدانم، که به خاطر او همه چیز را از کف دادهام.
* فیلیپیان ۳: ۱ – ۱۴
نادرستی اتکا بر افتخارات انسانی
1دیگر آنکه ای برادران من، در خداوند شاد باشید! تکرار این مطالب زحمتی برایم نیست بلکه ایمنی شماست. 2از آن سگها برحذر باشید! از آن شرارتپیشگان بپرهیزید! از آن مُثلهکنندگان دوری کنید! 3زیرا ختنهشدگانِ واقعی ماییم که در روحِ خدا عبادت میکنیم، و فخرمان به مسیحْ عیسی است و به افتخارات انسانی خود اتکا نداریم - 4هرچند من خودْ دلایل خوبی برای اتکا به آنها دارم.
آری، اگر کسی میپندارد که دلایل خوبی برای اتکا به اینگونه افتخارات انسانی دارد، من دلایلی محکمتر دارم: 5ختنه شده در روز هشتم، از قوم اسرائیل، از قبیلۀ بِنیامین، فرزند عبرانی از والدین عبرانی؛ به لحاظ اجرای شریعت، فَریسی؛ 6به لحاظ غیرت، آزاردهندۀ کلیسا؛ به لحاظ پارساییِ شریعتی، بیعیب. 7امّا آنچه مرا سود بود، آن را بهخاطر مسیح زیان شمردم. 8بلکه همه چیز را در قیاس با ارزش برترِ شناخت خداوندم مسیحْ عیسی، زیان میدانم، که بهخاطر او همه چیز را از کف دادهام. آری، اینها همه را فضله میشمارم تا مسیح را به دست آورم 9و در او یافت شوم، نه با پارسایی خویشتن که از شریعت است، بلکه با آن پارسایی که از راه ایمان به مسیح به دست میآید، آن پارسایی که از خداست و بر پایۀ ایمان. 10میخواهم مسیح و نیروی رستاخیزش را بشناسم و در رنجهای او سهیم شده، با مرگش همشکل گردم، 11تا به هر طریق که شده به رستاخیز از مردگان نایل شوم.
تلاش برای رسیدن به خط پایان
12نمیگویم هماکنون به اینها دست یافتهام یا کامل شدهام، بلکه خود را به پیش میرانم تا چیزی را به دست آورم که مسیحْ عیسی برای آن مرا به دست آورد. 13برادران، گمان نمیکنم هنوز آن را به دست آورده باشم؛ امّا یک کار میکنم، و آن اینکه آنچه در عقب است به فراموشی میسپارم و به سوی آنچه در پیش است خود را به جلو کشانده، 14برای رسیدن به خط پایان میکوشم، تا جایزهای را به دست آورم که خدا برای آن مرا در مسیحْ عیسی به بالا فرا خوانده است.
* دانیال ۳: ۱۳ - ۲۵
13آنگاه نبوکدنصر با خشم و غضب فرمان داد تا شَدرَک، میشَک و عَبِدنِغو را حاضر کنند. پس ایشان را به حضور پادشاه آوردند. 14نبوکدنصر خطاب به ایشان گفت: «ای شَدرَک، میشَک و عَبِدنِغو، آیا راست است که شما خدایان مرا نمیپرستید و تمثال طلا را که بر پا داشتهام، سَجده نمیکنید؟ 15حال اگر آمادهاید با شنیدن نوای کَرِنا و سُرنا و چنگ و بربط و سنتور و نی و هر قسم ساز دیگر به روی درافتاده، تمثالی را که ساختهام سَجده کنید، که چه خوب. ولی اگر آن را سَجده نکنید، بیدرنگ به میان کورۀ آتشِ سوزان افکنده خواهید شد. و کدام خداست که بتواند شما را از دست من برهاند؟»
16شَدرَک، میشَک و عَبِدنِغو در پاسخ پادشاه گفتند: «ای نبوکدنصر، ما نیازی نمیبینیم در این باره تو را جواب دهیم. 17اگر چنان کنی که میگویی، خدای ما که او را میپرستیم قادر است ما را از کورۀ آتشِ سوزان برهاند، و او ما را از دست تو، پادشاها، خواهد رهانید. 18ولی حتی اگر نرهاند، پادشاها، بدان که خدایان تو را نخواهیم پرستید و تمثال طلا را که بر پا داشتهای، سَجده نخواهیم کرد.»
19آنگاه نبوکدنصر از خشم مملو گردید و حالت چهرهاش بر شَدرَک و میشَک و عَبِدنِغو دگرگون شد. پس دستور داد کوره را از حدِ معمول هفت چندان داغتر کنند. 20او شماری از قویترین جنگاوران لشکر خود را امر فرمود که شَدرَک و میشَک و عَبِدنِغو را ببندند تا ایشان را به درون کورۀ آتشِ سوزان افکنند. 21پس آن مردان را با رداها و شلوارها و دستارها و دیگر جامههایشان، بستند و به میان کورۀ آتشِ سوزان افکندند. 22فرمان پادشاه چنان سخت بود و کورۀ آتش چنان سوزان که شعلههای آتش کسانی را که شَدرَک و میشَک و عَبِدنِغو را میبردند، کشت. 23و این سه مرد، یعنی شَدرَک و میشَک و عَبِدنِغو در حالی که بسته شده بودند، به میان کورۀ آتش سوزان افتادند.
24آنگاه نبوکدنصرِ پادشاه در شگفت شد و شتابان از جا برخاسته، از مشاوران خود پرسید: «آیا سه مرد را نبستیم و به درون آتش نیفکندیم؟» آنها در پاسخ پادشاه گفتند: «درست است، پادشاها.» 25گفت: «اما من چهار مرد میبینم که رها از بندها در میان آتش گام میزنند و گزندی به ایشان نرسیده است؛ و سیمای چهارمین شبیه پسر خدا است!»