در قرائت امروز میبینیم که چگونه روحالقدس ما را به منظور رهبری، الهام میبخشد و مجهز میسازد. همچنین آن اشتیاق الاهی را ملاحظه میکنیم برای اینکه همۀ انسانها روح خداوند را دریافت کنند.
ابتدا، میبینیم که خدا به موسی دستور داد تا مسؤولیت رهبری خود را با دیگران تقسیم کند، گرچه در این مورد خاص، به نظر میرسد که عمل روحالقدس در برانگیختن افراد و مجهزساختن ایشان، حالتی محدود دارد. بخشی از روحی که موسی دریافت داشته بود، گرفته شد و در میان مشایخ اسرائیل تقسیم گردید.
بعد، مشاهده میکنیم که دو تن از مشایخ، به نامهای اِلداد و میداد، که آن زمان که روحالقدس به دیگران عطا میشد، حضور نداشتند، ایشان نیز نبوت میکردند. بعضیها کوشیدند مانع ایشان شوند. تصور میکردند خدمت ایشان بطور کامل مجاز نیست! اما موسی چندان هم «عزیزدردانه» نبود، و نیز مایل نبود خدمت خدا را فقط برای خود نگاه دارد، و تصور نمیکرد تصمیم با خودِ اوست که روحالقدس به چه کسی قدرت ببخشد. پاسخ موسی به آن شخص چنین بود: «کاش که تمامی قوم خداوند نبی بودند و خداوند روح خود را بر ایشان افاضه میکرد!»
اهمیت روز پنتیکاست در همین است. در این روز، روحالقدس به همگان فروریخت. هر کس نقشی دارد تا در خدمت به خدا ایفا کند، در این خدمت که صلح و آرامش و مصالحه برای دنیا را اعلان نماید. به هر یک از ما عطایای متفاوت بخشیده شده، و ما فرا خوانده شدهایم تا این عطایا را در خدمت انجیل بهکار ببریم. و باید بطور خاص برای آنانی دعا کنیم که خدا برای رهبری در کلیسا فرا خوانده و مجهزشان فرموده است.
Today's Prayer
ای مسیحِ قیامکرده،
تو طبیعت بشری ما را تا به تخت سلطنت آسمان بالا بردهای:
مدد فرما تا تو را بجوییم و خدمت کنیم،
تا در کنار «پدر» به تو محلق شویم،
در جایی که با روحالقدس، در جلال سلطنت میکنی،
اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
اعداد ۱۱:۱۶-۱۷ و ۲۴-۲۹
پس خداوند به موسی گفت: «هفتاد تن از مشایخ اسرائیل را که میدانی مشایخ قوم و صاحبمنصبان آنانند، نزد من گرد آور و ایشان را به خیمۀ ملاقات بیاور تا در آنجا با تو بایستند. و من نازل شده، در آنجا با تو سخن خواهم گفت، و از روحی که بر توست گرفته، بر ایشان خواهم نهاد تا با تو بار این قوم را حمل کنند و تو به تنهایی آن را حمل نکنی. ‘
' پس موسی بیرون آمده، سخنان خداوند را به قوم بازگفت. و هفتاد تن از مشایخ قوم را گرد آورد و ایشان را گرداگرد خیمه قرار داد. آنگاه خداوند در ابر نازل شده، با موسی سخن گفت و از روحی که بر وی بود، گرفته، بر آن هفتاد شیخ نهاد. و چون روح بر ایشان قرار گرفت، نبوت کردند ولی بدان ادامه ندادند. اما دو مرد در اردوگاه باقی مانده بودند که نام یکی اِلداد بود و نام دیگری میداد، و روح بر ایشان نیز قرار گرفت. ایشان در زمرۀ ثبتشدگان بودند، اما به خیمه بیرون نرفته بودند، و در اردوگاه نبوت کردند. آنگاه جوانی دوان دوان رفته، موسی را خبر داده، گفت: «اِلداد و میداد در اردوگاه نبوت میکنند.» پس یوشَع پسر نون که از جوانی دستیار موسی بود، گفت: «ای سرورم، موسی، ایشان را باز دار.» اما موسی وی را گفت: «آیا تو بهخاطر من حسد میبری؟ کاش که تمامی قوم خداوند نبی بودند و خداوند روح خود را بر ایشان افاضه میکرد.» '
اول قرنتیان فصل ۲
من نیز ای برادران، هنگامی که نزد شما آمدم، با فصاحت و حکمت بشری نیامدم، آنگاه که راز خدا را به شما اعلام میکردم. زیرا عزم جزم کرده بودم در میان شما چیزی ندانم جز عیسی مسیح، آن هم عیسای مصلوب. من با ضعف، و با ترس و لرز بسیار نزد شما به سر بردم، و پیام و وعظ من با کلمات گیرای حکیمانه بیان نشد، بلکه با برهانِ روح و قدرت، تا ایمان شما نه بر حکمت بشری، بلکه بر قدرت خدا مبتنی باشد. امّا در عین حال، ما در میان بالغان به بیان حکمت میپردازیم، امّا نه حکمتی که متعلق به عصر حاضر یا حکمرانان این عصر باشد که محکوم به زوالند، بلکه حکمت خدا را بیان میکنیم که در رازی نهان بود و خدا آن را پیش از آغاز زمان، برای جلال ما مقرر فرمود. امّا هیچیک از حکمرانان عصر حاضر این حکمت را درک نکردند، زیرا اگر آن را درک کرده بودند، خداوندِ جلال را بر صلیب نمیکردند. چنانکه آمده است: «آنچه را هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده، و به هیچ اندیشهای نرسیده، خدا برای دوستداران خود مهیا کرده است.» زیرا خدا آن را توسط روحِ خود بر ما آشکار ساخته، چرا که روحْ همه چیز، حتی اعماق خدا را نیز میکاود. زیرا کیست که از افکار آدمی آگاه باشد، جز روح خود او که در درون اوست؟ بر همین قیاس، فقط روح خداست که از افکار خدا آگاه است. ولی ما نه روح این دنیا، بلکه روحی را یافتهایم که از خداست تا آنچه را خدا به ما عطا کرده است، بدانیم. و از همین سخن میگوییم، آن هم نه با کلماتی که آموختۀ حکمت بشری باشد، بلکه با کلماتی که روح میآموزد؛ و بدینسان حقایق روحانی را با کلمات روحانی بیان میکنیم. امّا انسان نفسانی امور مربوط به روح خدا را نمیپذیرد زیرا در نظرش جهالت است، و قادر به درکشان نیست، چرا که قضاوت درست دربارۀ آنها تنها از دیدگاهی روحانی میسّر است. امّا شخص روحانی دربارۀ همه چیز قضاوت میکند، ولی هیچکس را یارای قضاوت دربارۀ او نیست. «زیرا کیست که فکر خداوند را دانسته باشد تا به او مشورت دهد؟» ولی ما فکر مسیح را داریم.'
مزمور ۲۱
خداوندا، در قوّت تو پادشاه شادی میکند، و در نجات تو چه بسیار به وجد میآید! تو آرزوی دلِ او را برآوردهای و خواهش لبانش را از وی دریغ نداشتهای. سِلاه زیرا که با برکات فراوان بر مراد او سبقت جستی و تاجی از زر ناب بر سرش نهادی! حیات را از تو خواست، و بدو بخشیدی، و طول ایام را تا ابدالآباد! جلال او به سبب نجات تو عظیم گشته! فرّ و شکوه به وی ارزانی داشتهای. براستی که برکات جاودانی به وی عطا کردهای و به شادی حضور خویش، شادمانش گردانیدهای. زیرا که پادشاه بر خداوند توکل میدارد؛ و از محبت آن متعال جنبش نخواهد خورد. دست تو همۀ دشمنانت را در خواهد یافت؛ دست راست تو به بدخواهانت خواهد رسید. زمانی که حضور به هم رسانی ایشان را چون تنور آتش خواهی ساخت. خداوند در خشم خود ایشان را فرو خواهد بُرد، و آتش، ایشان را خواهد خورد. نسلشان را از زمین نابود خواهی کرد، و اولادشان را از میان بنیآدم! هرچند بر ضد تو نقشههای پلید کِشند و تدابیر بد اندیشند، کامیاب نخواهند شد؛ زیرا به سبب تو برگشته خواهند گریخت، آنگاه که به کمانِ برکشیدهات به سویشان نشانه بگیری. خداوندا، در قوّت خویش متعال شو! دلاوری تو را میسراییم و میستاییم.'
مزمور ۴۷
ای همۀ قومها، دستک زنید؛ به فریاد شادمانی نزد خدا بانگ برآورید. زیرا خداوندِ متعال، مَهیب است، پادشاه بزرگ، بر تمامیِ جهان! قومها را زیر سلطۀ ما قرار میدهد، و ملتها را زیر پای ما مینهد. میراث ما را برای ما برمیگزیند، فخر یعقوب، محبوبِ خود را. سِلاه خدا در میان فریاد شادمانی صعود کرده است، خداوند، با آوای کَرِنا صعود کرده است. بسرایید! خدا را بسرایید! بسرایید! پادشاه ما را بسرایید! زیرا خدا پادشاه تمامی جهان است؛ او را با خردمندی بسرایید. خدا بر قومها سلطنت میکند؛ او بر تخت مقدسش جلوس فرموده. بزرگان قومها گرد آمدهاند، چون قوم خدای ابراهیم؛ زیرا که پادشاهان جهان از آنِ خدایند. او بهغایت متعال است.'