مشخص است که طومار مهم بود. قاعدتاً آن حاوی طرح و تدبیر خدا به منظور شکست عمل ویرانگر آن وَحْش بود (همان جانداری که بعداً ظاهر خواهد شد). اما چه کسی سزاوار گشودن این طومار بود؟ یوحنا شنید که یکی از آن پیران میگوید که «آن شیر» و «آن ریشۀ داوود» است که سزاوار چنین کاری است. اما آنچه یوحنا دید، «برهای» بود که «ذبح شده بود». این «شیر» به پیروزی رسیده بود، اما با شیوۀ قربانی شدن یک «بره»، یک قربانی. از حالا به بعد، آنچه که باید مد نظر قرار دهیم، این «شیر-بره» است. و اکنون، ستایش و تمجیدی فزاینده آغاز میگردد. شروع این ستایش از آن چهار موجود زنده و آن پیران بود و با تمجید هزاران فرشته ادامه مییابد و سرانجام «هر مخلوقی که در آسمان و بر زمین و زیر زمین و در دریا» را فرا گرفت. این نوای تصاعد یابنده، بسیار عظیم بود. در نهایت، آن پیران بر زمین افتادند و پرستش کردند و برای تمجید خود کلامی نمییافتند. آیا این صحنه یادآور پرستشی است که ما در کلیسای خود، در روزهای یکشنبه بهجا میآوریم؟ مشکلی که با تمرکز بر قابل دسترس بودن عیسی وجود دارد، این است که ممکن است میزان الوهیت او را از نظر دور بداریم. عیسی، و حتی خدایی که او «پدر» خطاب میکرد، ممکن است به مقیاسهایی چنان قابل دسترس تنزل داده شوند که حتی هیچ گزارشگری حاضر نباشد او را در خبرهای خود جای دهد. پرستش باید میان شکوه زیبایی خدا و قابل دسترس بودن عیسی، آن «شیر-بره»، نوسان داشته باشد.