کسانی که به دانیال (که احتمالاً اکنون دیگر جزو مشایخ و بزرگان محسوب میشد،) حسادت میکردند، نقشهای کشیدند تا او را از میان بردارند. این داستان بهوضوح نشان میدهد که پارسایان در نهایت نجات یافته و توطئهگران مزد کارهای شریرانۀ خود را خواهند یافت. پایان این روایت شبیه به واقعۀ کورۀ آتش رقم خورد. در آن داستان، نگهبانان در آتش کشته و در اینجا نیز توطئهگران توسط شیران خورده شدند. البته در اینجا صنعت ادبیِ اغراق به شیوایی بهکار گرفته شده است، زیرا برخی مفسرین به این نکته هم توجه داشتهاند که اگر بخواهیم این داستان را تحتالفظی درک کنیم، باید این احتمال را هم بدهیم که شیرها هنگام سقوط افراد بیشمار به درون لانهشان، کشته میشدند! از طرف دیگر، این روایت درونمایههایی موازی با داستان استر نیز دارد که بعدها در دربار پادشاهی دیگر، اتفاق افتاد و در آن نیز، یهودیان تحت جفای یکی از درباریان قرار گرفتند، ولی در نهایت، هامان شرور به داری کشیده شد که خود ساخته بود.