خدا ابتکار عمل دارد. او از ضعیفان، ابلهان، زخمخوردگان، طردشدگان و شکستخوردگان استفاده میکند… چون هیچ چیز برای خدا دورانداختنی نیست. برنابا این را میدانست. همهچیز زمانی که در دستان خدا باشند، میتواند تبدیل یابد؛ چه نان و ماهی باشد؛ چه شکستهای ظاهری؛ یا ضعفها و قصورات آشکار ما.
این مرا به یاد یکی از کاریکاتورهای معروف سری «بادامزمینیها» اثر شولتز میاندازد که در آن، لوسی سعی دارد تا به چارلی براون توضیح دهد که خدا از شکستها و ناامیدیهای ما برای اهداف بزرگتری استفاده میکند. چارلی براون ظاهراً در این مورد مطمئن نیست، بنابراین شروع به گشتن در دفترچۀ خاطراتش میکند تا اینکه در نهایت گریهکنان میگوید: «اما در مورد من از خیلی چیزها میتونه استفاده کنه…» اما واقعیت این است که خدا میتواند از تمام آنها استفاده کند.
خدا از طریق قوت و ضعف ما کار میکند. خدا حتی میتواند از معایب ما هم برای جلال خود استفاده کند. برنابا با این احساس آشنا بود. او – همانطور که در قرائت امروز هم بهوضوح میبینیم – بهخوبی با پولس کار میکرد، اما در نهایت، راهش را از او جدا کرد. آن دو با هم به مشکلی اساسی برخوردند و این منجر به از بین رفتن رابطۀ آنها شد (ر.ک. اعمال ۱۵:۳۹). اما از میان این زخم جدایی و شکست، بشارت انجیل به قپرس رسید.
پس میبینید که هیچ چیز به هدر نمیرود. برنابا بهعنوان مشوق، باور داشت که اگر تمام وجودمان را تقدیم خدا کنیم، نمیتوانیم مدت زیادی را در مسیر اشتباه پیش رویم. خدا حتی از شکستها و دردهای شما نیز استفاده میکند. پس لطفاً آنها را تقدیم خدا کنید. خدا همین الآن هم میتواند آنها را ببیند و منتظر است تا از آنها استفاده کند.