میگویند «از ماست که بر ماست»، گویی نوعی «کارمای» فاقد شخصیت به انسانها مطابق عملشان پاداش میدهد یا عقوبت و مکافات میرساند. آنچه ارمیای نبی در اینجا میگوید، این نیست. او به خدایی بسیار شخصی و شخصمند باور دارد که اعماق دل ما را میبیند و آن را داوری میکند و در مورد ما تصمیم میگیرد، اما بر اساس رابطهای پر از محبت.
نکتهٔ تکاندهنده در این آیات این است که خدا قصد داشت آنانی را مجازات کند که از ایشان برای مجازات قوم خود استفاده کرده بود. درست است که بابِلیها مورد استفادهٔ خدا قرار گرفتند، اما ایشان کامل نبودند و خودشان نیز بتپرست بودند. آنانی که گناهکاران را مجازات کردند، خودشان نیز مرتکب گناه شدند. آنانی که دیگران را بردهٔ خود ساختند، خودشان نیز برده خواهند شد.
محال است بتوان از تعلیمی که همچون ریسمان، سراسر کتاب مقدس را میپیماید دوری گزید، یعنی این قانون طلایی که میفرماید: «با مردم همانگونه رفتار کنید که میخواهید با شما رفتار کنند. این است خلاصهٔ تورات و نوشتههای انبیا» (متی ۷:۱۲). و حکم دیگری نیز که آن را همراهی میکند: «زیرا به همانگونه که بر دیگران داوری کنید، بر شما نیز داوری خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید، برای شما وزن خواهد شد.» (متی ۷:۲) مردم یهودا برای آموختن این حقیقت، متحمل سختی فراوان شدند و حالا نوبت اسیرکنندگانشان رسیده بود، نوبت بابلیها.
اکنون وقتی را صرف کنید و بگذارید خدا به شما نشان دهد که آیا شخص یا گروهی هست شما که مجبورشان میکنید معیارهای خاصی را انجام دهند، معیارهایی که خودتان هم انجام نمیدهید.
Today's Prayer
ای پدر پر از فیض،
تو از سر محبت به دنیا،
پسرت را دادی:
ما را هدایت فرما تا بر رازهای مصائب او تأمل کنیم،
تا از آرامش جاودان بهرهمند گردیم
بهواسطهٔ ریختهشدن خون نجاتدهندهمان،
عیسای مسیح، خداوندگار ما.
Bible Study
ارمیا ۲۵:۱-۱۴
این است کلامی که در چهارمین سالِ یِهویاقیم پسر یوشیا پادشاه یهودا، که سال اوّلِ نبوکدنصر پادشاه بابِل بود، دربارۀ تمامی مردم یهودا بر اِرمیا نازل شد. اِرمیای نبی آن کلام را برای تمامی مردم یهودا و همۀ ساکنان اورشلیم بیان کرده، گفت: «از سالِ سیزدهمِ یوشیا پادشاه یهودا پسر آمون تا به امروز، به مدت بیست و سه سال کلام خداوند بر من نازل گشته و من بارها با شما سخن گفتهام، اما شما بدان گوش نسپردهاید؛ و اگرچه خداوند همۀ خادمان خود، انبیا را بارها نزد شما فرستاده است، به آنها نیز گوش نگرفته و به سخنانشان اعتنا نکردهاید. آنها گفتند: ”هر یک از شما از رفتار زشت و کردار شرارتبار خویش بازگشت کنید و در سرزمینی که خداوند از ازل تا به ابد به شما و به پدرانتان بخشیده است، ساکن باشید. از پی خدایانِ غیر مروید، آنها را عبادت و سَجده مکنید، و خشم مرا با ساختههای دست خود برمیانگیزید، تا بلایی بر شما نازل نکنم.“ اما، خداوند میفرماید، ”شما به من گوش نگرفتید، بلکه خشم مرا با ساختههای دست خود برانگیختید و خود را به بلا گرفتار کردید.“ «پس خداوند لشکرها چنین میفرماید: ”حال که به کلام من گوش فرا ندادید، خداوند میفرماید، اینک من فرستاده، تمامی قبایل شمال و نیز خادم خود نبوکدنصر پادشاه بابِل را فرا خواهم خواند و ایشان را بر ضد این سرزمین و بر ضد ساکنانش و بر ضد تمامی قومهای اطراف خواهم آورد. و ایشان را به نابودی کامل سپرده، مایۀ حیرت و انگشت به دهان ماندنِ مردمان، و ویرانۀ ابدی خواهم ساخت. و از میان ایشان فریاد هلهله و شادمانی و آواز عروس و داماد و صدای آسیاب و روشنایی چراغ را نابود خواهم کرد. این سرزمین سراسر خراب و ویران خواهد شد، و این قومها هفتاد سال پادشاه بابِل را بندگی خواهند کرد.“ «اما خداوند میگوید: ”پس از پایان هفتاد سال، من پادشاه بابِل و آن قوم و سرزمین کَلدانیان را به سبب تقصیرشان مجازات خواهم کرد، و آن را ویرانۀ ابدی خواهم ساخت. و بر آن سرزمین تمامی سخنان خود را که بر ضد آن گفتهام، نازل خواهم کرد، یعنی هر چه را در این کتاب مکتوب است و اِرمیا آن را دربارۀ همۀ قومها نبوّت کرده است. زیرا قومهای بسیار و پادشاهانِ بزرگْ ایشان را بندۀ خود خواهند ساخت، و من ایشان را بر حسب کردارشان و اعمالِ دستهایشان جزا خواهم داد.“»
مزمور ۲۳
خداوند شبان من است؛ محتاج به هیچ چیز نخواهم بود. در چراگاههای سرسبز مرا میخواباند؛ نزد آبهای آرامبخش رهبریام میکند. جان مرا تازه میسازد، و بهخاطر نام خویش، به راههای درست هدایتم میفرماید. حتی اگر از تاریکترین وادی نیز بگذرم، از بدی نخواهم ترسید، زیرا تو با منی؛ عصا و چوبدستی تو قوّت قلبم میبخشند. سفرهای برای من در برابر دیدگان دشمنانم میگسترانی! سَرَم را به روغن تدهین میکنی و پیالهام را لبریز میسازی. همانا نیکویی و محبت، تمام روزهای زندگیام در پی من خواهد بود، و سالیان دراز در خانۀ خداوند ساکن خواهم بود.
مزمور ۱۲۷
اگر خداوند خانه را بنا نکند، بنّایانش زحمتِ بیهوده میکشند؛ اگر خداوند شهر را نگاهبانی نکند، نگهبانان بیهوده به پاسداری میایستند! بیهوده است که زود برمیخیزید و تا دیر وقت بیدار میمانید، و نان مشقت میخورید؛ زیرا او محبوبان خویش را خواب میبخشد. فرزندان، میراثیاز جانب خداوندند، و ثمرۀ رَحِم، پاداشیاز سوی او. بسان تیرها در دست مرد دلاور، همچنانند فرزندان ایام جوانی. خوشا به حال آن که تَرکِش خویش از آنها پر سازد! چنین کسان هرگز شرمسار نخواهند شد، آنگاه که در دروازه با دشمنان سخن بگویند.
یوحنا ۱۲:۳۶ب تا آخر
با اینکه عیسی آیاتی چنین بسیار در برابر چشمان آنان به ظهور رسانیده بود، به او ایمان نیاوردند. بدینسان سخنان اِشعیای نبی به حقیقت پیوست که گفته بود: «چه کسی، ای خداوند، پیام ما را باور کرده، و بازوی خداوند بر کِه مکشوف گشته است؟» همانگونه که اِشعیای نبی خود در جایی دیگر بیان کرده است، آنان نتوانستند ایمان آورند، زیرا: «او چشمان ایشان را کور، و دلهایشان را سخت کرده است، تا با چشمان خود نبینند، و با دلهای خود درنیابند، و بازگشت نکنند تا شفایشان بخشم.» اِشعیا از آن رو این را بیان کرد که جلال او را دید و دربارۀ او سخن گفت. با این همه، حتی بسیاری از بزرگان قوم نیز به عیسی ایمان آوردند، امّا از ترس فَریسیان، ایمان خود را اقرار نمیکردند، مبادا از کنیسه اخراجشان کنند. زیرا تحسین مردم را بیش از تحسین خدا دوست میداشتند. آنگاه عیسی ندا در داد و گفت: «هر که به من ایمان آوَرَد، نه به من، بلکه به فرستندۀ من ایمان آورده است. هر که مرا دید، فرستندۀ مرا دیده است. من چون نوری به جهان آمدهام تا هر که به من ایمان آوَرَد، در تاریکی نماند. اگر کسی سخنان مرا بشنود، امّا از آن اطاعت نکند، من بر او داوری نمیکنم؛ زیرا نیامدهام تا بر جهانیان داوری کنم، بلکه آمدهام تا آنها را نجات بخشم. برای کسی که مرا رد کند و سخنانم را نپذیرد، داوریْ دیگر هست؛ همان سخنانی که گفتم در روز بازپسین او را محکوم خواهد کرد. زیرا من از جانب خود سخن نگفتهام، بلکه پدری که مرا فرستاد به من فرمان داد که چه بگویم و از چه سخن برانم. و من میدانم که فرمان او حیات جاویدان است. پس آنچه من میگویم درست همان چیزی است که پدر گفته است تا بگویم.»