چه چیز باعث میشود خدایی ارزش پرستیدن را داشته باشد؟ اهالی یهودا در مصر تصور میکردند پاسخ این سؤال را دارند. آن خدا ارزش پرستیدن را دارد که خوراک، کامیابی و سعادت برساند. این همان تجربهای است که در دورهٔ پرستش «ملکهٔ آسمان» بهدست آورده بودند، حال آنکه نیازمندی، خشونت و مرگ زمانی به سراغشان آمد که از تکریم او دست کشیدند. ازاینرو، تصور میکردند که میتوانند تشخیص دهند منافعشان در کجا یافت میشود، و قطعاً ارمیا و خداوندش منبع این منافع نبودند.
ایشان به واقعیتی اشاره میکردند که کتاب مقدس پاسخ سادهای به آن نمیدهد. گاه کامیابی نصیب «شریران» میگردد. میان برکات ظاهری و ایمانداربودن رابطهٔ سادهای وجود ندارد.
ما از چشمانداز ارمیا به موضوع نگاه میکنیم و میدانیم که درک ایشان نادرست بوده است. ایشان بر این باور بودند که برای انتخاب خدای خود اختیار تام دارند و ازاینرو، به خداوند پشت کردند و به مصر بازگشتند. اما با این کار، عملاً خود را به بردگی بازگرداندند و خود را اسیر جهل کردند، و نیز اسیر مرگی که این کار بههمراه میآورد.
اما ایشان سؤال درست را مطرح نمیکردند. چنین نبود که خداوند ایشان را تنها گذاشته باشد؛ زیرا ایشان با امتناع از توجه به ارمیا، کاری را کردند که همواره انجام میدادند. در واقع، هرگز به خداوند توکل و اعتماد نکرده بودند و به همین دلیل، هیچگاه حقیقت وعدههای او را کشف نکرده بودند. «جی. کِی. چسترتون»، همین نکته را برای روزگار ما چنین بیان کرده است: «کسی مسیحیت را مورد بررسی و آزمایش قرار نداده تا نواقصش را مشخص سازد، بلکه پی بردهاند که مسیحیت دشوار است و مورد بررسی و آزمایش قرار نگرفته است.» کاش مردمان جرأت میکردند تا «بچشند و ببینند که خداوند نیکوست» (مزمور ۳۴:۸).