خدمت عمومی عیسی در جلیل رو به پایان بود. و سردی سایۀ سفر به اورشلیم که در پیش بود، کمکم احساس میشد. فریسیان و کاتبان از مسند قدرت در اورشلیم به شمال آمده بودند تا عیسی را بازجویی کنند. شاید آنها تصور میکردند راحت بتوانند این رابی روستایی را که اسم و رسم چندانی هم نداشت، سر جایش بنشانند. اما زهی خیال باطل! آنان از عیسی بابت شکستن سنت مشایخ توسط شاگردانش، انتقاد کردند، اما عیسی در پاسخ، آنان را برای شکستن فرمانهای خدا و زیر پا گذاشتن کلام او محکوم کرد.
تنش با این نهاد مذهبی بالا گرفت و عیسی که نمیخواست کوتاه بیاید، حتی بیشتر بر آنان سخت گرفت. او جماعتی را نزد خود فراخواند و از آنان خواست تا این را درک کنند که مسئلۀ یکی از اصول بنیادینِ راه خدا در میان است، اصلی که بهوسیلۀ فلسفه و سنتهای کاتبان و علمای دین به حاشیه رانده شده بود. دل- که هادی اعمال و رفتار انسان است- معیار و معرف خلوص و پاکی فرد در مقابل خداست. از ما خواسته شده تا با تمامی دلْ خداوند، خدای خود را محبت کنیم. توجه به قوانین شریعت در مورد خوراکها و پرهیز از نجاسات، بدون اطاعت قلبی، نمیتوانند ما را از ناپاکی محافظت کنند. نزدیک ماندن دل به خدا تعیینکنندۀ ظرفیت ما برای به انجام رساندن شریعت است.
عیسی با این سخنان، جدایی قطعی خود از فرهنگ مذهبی زمانه را اعلام کرد. این قدم، سرآغاز سفر اجتنابناپذیر او به اورشلیم بود؛ جایی که اطاعت قلبی او و تصمیم او برای قربانی کردن جسمش، دلی طاهر در ما میآفریند و روحی استوار در ما تازه میسازد (مزمور ۵۱:۱۰). زمانی که رازهای دل فردی آشکار شود، میدانیم همان مسیحی که به دنیا آمد، در کار است، و «بهراستی خدا در میان» ماست (۱قرنتیان ۱۴:۲۵).
Today's Prayer
خداوندا، دعایمان این است که قوت خویش را افزون کرده،
به میان ما بیایی،
و با قدرت عظیم خود، ما را از پریشانی برهانی؛
زیرا در میان گناهان و شرارتهای خویش
بهطرز دردناکی از مسابقهای که پیش رویمان است، بازماندهایم،
فیض و رحمت عظیم تو هر چه زودتر ما را یاری رسانده و برهاند؛
بهواسطۀ پسر تو و خداوند ما، عیسای مسیح،
که بر او و تو و روحالقدس، جلال و حرمت باد، حال تا ابدالآباد.
Bible Study
انجیل متی ۱۵:۱-۲۰
سپس گروهی از فَریسیان و علمای دین از اورشلیم نزد عیسی آمدند و گفتند: «چرا شاگردان تو سنّت مشایخ را زیر پا میگذارند؟ آنها دستهای خود را پیش از غذا خوردن نمیشویند!» او در پاسخ گفت: «و شما چرا برای حفظ سنّت خویش، حکم خدا را زیر پا میگذارید؟ زیرا خدا فرموده است: ”پدر و مادر خود را گرامی دار“ و نیز ”هر که پدر یا مادر خود را ناسزا گوید، البته باید کشته شود.“ امّا شما میگویید اگر کسی به پدر یا مادرش بگوید: ”هر کمکی که ممکن بود از من دریافت کنید، وقف خداست،“ در این صورت، دیگر بر او واجب نیست اینگونه پدرِ خود را گرامی دارد. اینچنین شما برای حفظ سنّت خویش کلام خدا را باطل میشمارید. ای ریاکاران! اِشعیا دربارۀ شما چه خوب پیشگویی کرد، آنگاه که گفت: «”این قوم با لبهای خود مرا حرمت میدارند، امّا دلشان از من دور است. آنان بیهوده مرا عبادت میکنند، و تعلیمشان چیزی جز فرایض بشری نیست.“ » سپس آن جماعت را نزد خود فرا خواند و گفت: «گوش فرا دهید و بفهمید. نه آنچه به دهان آدمی داخل میشود او را نجس میسازد، بلکه آنچه از دهان او بیرون میآید، آن است که آدمی را نجس میسازد.» آنگاه شاگردان نزدش آمدند و گفتند: «آیا میدانی که این سخن تو فَریسیان را ناپسند آمده است؟» عیسی پاسخ داد: «هر نهالی که پدر آسمانی من نکاشته باشد، ریشهکن خواهد شد. آنها را به حال خود واگذارید. آنها راهنمایانی کورند. هر گاه کوری عصاکش کورِ دیگر شود، هر دو در چاه خواهند افتاد.» عیسی پاسخ داد: «آیا شما نیز هنوز درک نمیکنید؟ پطرس گفت: «این مَثَل را برای ما شرح بده.» آیا نمیدانید که هر چه به دهان داخل میشود، به شکم میرود و بعد دفع میشود؟ امّا آنچه از دهان بیرون میآید، از دل سرچشمه میگیرد، و این است آنچه آدمی را نجس میسازد. زیرا از دل است که افکار پلید، قتل، زنا، بیعفتی، دزدی، شهادتِ دروغ و تهمت سرچشمه میگیرد. اینهاست که شخص را نجس میسازد، نه غذا خوردن با دستهای ناشسته!» '
مزامیر ۶۲
تنها برای خدا جان من در سکوت انتظار میکشد، زیرا نجات من از جانب اوست. او یگانه صخره و نجات من است، و دژِ بلند من، پس هرگز جنبش نخواهم خورد. تا به کِی بر مردی هجوم میآورید تا جملگی وی را به قتل رسانید، همچون دیواری خمیده و حصاری لرزان؟ بهیقین بر آنند که او را از جایگاه بلندش سرنگون کنند؛ از دروغ گفتن لذت میبرند؛ با دهان خود برکت میدهند، اما در دلهایشان نفرین میکنند. سِلاه تنها برای خدا، ای جان من، در سکوت انتظار بکش! زیرا امید من از جانب اوست! او یگانه صخره و نجات من است؛ و دژ بلند من، پس جنبش نخواهم خورد. بر خداست نجات و عزت من؛ صخرۀ نیرومند و پناه من در خداست. ای قوم، همواره بر او توکل کنید، و سفرۀ دل خویش را بر او بگشایید؛ زیرا که خدا پناه ماست. سِلاه براستی که بنیآدم نَفَسی بیش نیستند، و آدمیان فریبی بیش نی؛ در کفۀ ترازو بالا میروند، زیرا جملگی با هم از بخار نیز سبکترند! بر ظلم توکل مکنید و به مالِ دزدی امید مبندید؛ و هرچند بر داراییتان افزوده گردد، دل بدان مبندید. خدا یک بار گفته است و من دو بار شنیدهام که: قدرت از آن خداست و محبت نیز از آن تو، ای خداوندگار. بهیقین که تو هر کس را سزا خواهی داد، بر حسب آنچه کرده است.
اشعیا ۳۱
وای بر آنان که برای کمک، به مصر فرود میآیند و بر اسبان توکل میکنند، که اعتمادشان بر کثرت ارابهها و قدرت سوارکاران است، اما به قدوس اسرائیل نظر نمیکنند و از خداوند یاری نمیطلبند. اما او نیز حکیم است و بلا نازل میکند؛ او از کلام خود بازنمیگردد، بلکه بر ضد خاندان شریران برمیخیزد، و بر ضد آنان که بدکاران را یاری میرسانند. اما مصریان انسانند و نه خدا؛ اسبانشان جسمند و نه روح. آنگاه که خداوند دست خود را دراز کند یاریرساننده خواهد لغزید، یاریگیرنده خواهد افتاد، و هر دو با هم هلاک خواهند شد. خداوند به من چنین گفته است: «بدانسان که شیر و شیر ژیان بر طعمۀ خود میغرّد، و هرچند تمام گروه چوپانان بر او گرد آیند، از فریادهای ایشان نمیهراسد و از غوغایشان مضطرب نمیگردد، به همانسان خداوند لشکرها نیز فرود خواهد آمد تا بر کوه صَهیون و تَلّ آن نبرد کند. همچون پرندگان در پرواز، خداوند لشکرها از اورشلیم حفاظت خواهد کرد. او از آن محافظت کرده، رهاییاش خواهد بخشید؛ و از آن درگذشته، رستگارش خواهد ساخت.» ای بنیاسرائیل، به سوی او که سخت بر وی عِصیان ورزیدهاید، بازگشت کنید. زیرا در آن روز تمامی شما بتهای طلا و نقره را که دستان گناهآلودتان ساخته است، ترک خواهید کرد. «آنگاه آشور به شمشیری که از انسان نیست خواهد افتاد؛ آری، شمشیری که از بنیآدم نیست او را فرو خواهد بلعید. از برابر شمشیر خواهد گریخت، و جوانانش جملگی به بیگاری گماشته خواهند شد. صخرۀ او از ترس زائل خواهد شد، و سردارانش از عَلَمِ جنگ به هراس خواهند افتاد،» این را خداوندی میفرماید که آتش او در صَهیون است و تنورش در اورشلیم.'