گفتار عیسی خطاب به شاگردان، گویا هم حاوی خبر خوش است و هم حاوی خبر بد. خبر بد این است که او از نزد ایشان خواهد رفت؛ خبر خوش این است که روحالقدس بر ایشان فرستاده خواهد شد. خبر خوش این است که شاگردان تبدیل به دوستان خدا خواهند شد؛ خبر بد این است که با ایشان نیز همانگونه رفتار خواهد شد که با عیسی رفتار شد. در سخنان عیسی در خصوص نفرت «دنیا» از امور خدا، سودمند است درک کنیم که دنیا تضاد با فرمانروایی خدا را جلوهگر میسازد. شاگردبودن بدین معنا نیست که واقعیتهای فیزیکی زندگی روزمره در دنیا را امری فرعی از مسیحیت تلقی کنیم. تعالیم عیسی دربارهٔ گریز از دنیا بهسوی یک قلمروِ فوقروحانی و آسمانی نیست، بلکه دربارهٔ زیستن در نورِ فرمانروایی خداست، یعنی اتخاذ تصمیماتی که بهواسطهٔ روابط، کار، سیاست و زمینی شکل میگیرند، همان اموری که خدا برای ما در نظر داشت. این بدان معناست که باید انتظار کشمکش و مخالفت را داشته باشیم، حتی انتظار آزار و اذیت را؛ زیرا در دنیایی زندگی میکنیم که اکثر اوقات در اثر ارزشهای متفاوت شکل گرفته است، یعنی پرستش پول، سکس و قدرت. در بحبوحهٔ کشمکشها، روحالقدس بر طریقت مسیح شهادت میدهد و ما نیز فراخوانده شدهایم تا بر شیوهٔ متفاوتی از زندگی شهادت دهیم. با مشاهدهٔ زیبایی و نیز آسیبهای موجود در دنیا، دلمان به درد میآید و اشتیاق داریم که دعا کرده، بگوییم: «پادشاهی تو بیاید…»