نخستین یکشنبۀ عید تجلی
مارتین لوتر کینگِ پسر یکبار گفت که بزرگترین دشمنش در مبارزه در راه حقوق مدنی، افراطیون و تندروها نیستند، بلکه میانهروهایی هستند که بیش از عدل و انصاف، همیشه سرسپردۀ نظم هستند و نبود تنش را بر صلح و صفای ناشی از حضور عدالت ترجیح میدهند. لذا نباید تعجب کنیم که یحیی نیز بنا بر دلایلی مشابه، به دستور هیرودیس محبوس شد. اگر زندگی خود را اکثراً در نهان سپری میکنیم و انگیزههایی مرموز و پنهان داریم، روشنیهای درخشان خوشایندمان نخواهند بود. ما غالباً افراد مزاحم را از سر راهمان برمیداریم. به این بهانه که قصد داریم از دیگران محافظت بهعمل آوریم.
در همان حال که آزادی یحیی سلب شد، آزادی عیسی متجلی گردید و خدمتش آغاز شد. عیسی زیر آب غوطهور گردید. تمام صداهایی که از کنارۀ رودخانه شنیده میشد، محو شدند. او میتوانست ندای دل خود را بشنود، ندای باطنیاش را. چون از آب برآمد، نفس تازهای کشید و آنگاه آن یگانه صدایی را شنید که برایش مهم بود، ندای «پدرش» از آسمان را. در سالهایی که پیش رو داشت، به گوشسپردن به همین صدا ادامه داد، حتی وقتی صداهای دیگر بلندتر و تهدیدآمیزتر میشدند. زندگی ما با صداهایی که به سازشان میرقصیم شکل میگیرد.
کبوتری پدیدار گشت، همانطور که روزی بر نوح ظاهر شد (پیدایش ۸:۱۱) تا عهد و میثاقی از محبت را برای آینده تأیید فرماید. این تنیابی و تجسد روحالقدس بود، همان نیروی الهی که در تمام طول رویدادهای زندگی عیسی در حرکت بود و لوقا به شرح آن میپردازد. لوقا بهصراحت بیان میکند که عیسی هنگامی تعمید گرفت که «مردم همه تعمید میگرفتند». عیسی از همان آغاز، خود را با مردمان عادی در کنار رودخانه همسان میکرد، نه با بوروکراتهای* مذهبی اهل مطالعه در مراکز دینیشان. از طریق این همسانسازی، تعمید به آیین مقدسی تبدیل شد که در آن، ما نیز بهواسطۀ مسیح به یکدیگر پیوند مییابیم. برای ایمانداران، این آب غلیظتر از خون است.
* بوروکرات یا دیوانسالار
Bible Study
لوقا ۳:۱۵-۱۷، ۲۱-۲۲
مردم مشتاقانه در انتظار بودند و با خود میاندیشیدند که آیا ممکن است یحیی همان مسیح باشد؟ پاسخ یحیی به همۀ آنان این بود: «من شما را با آب تعمید میدهم، امّا کسی تواناتر از من خواهد آمد که من حتی شایسته نیستم بند کفشهایش را بگشایم. او شما را با روحالقدس و آتش تعمید خواهد داد. او کجبیل خود را در دست دارد تا خرمنگاه خویش را پاک کند و گندم را در انبار خویش ذخیره نماید، امّا کاه را در آتشی خاموشیناپذیر خواهد سوزانید.»... هنگامی که مردم همه تعمید میگرفتند و عیسی نیز تعمید گرفته بود و دعا میکرد، آسمان گشوده شد و روحالقدس به شکل جسمانی، همچون کبوتری بر او فرود آمد، و ندایی از آسمان در رسید که «تو پسر محبوب من هستی، و من از تو خشنودم.»
مزمور ۲۹
ای آسمانیان، وصف خداوند را بگویید! وصف جلال و قوّتِ خداوند را بگویید! وصف جلال نام خداوند را بگویید! خداوند را در فَرّ قدوسیتش پرستش کنید! آوای خداوند بر روی آبهاست؛ خدای جلال رعد میدهد، خداوندی که بر روی آبهای بسیار است. آوای خداوند نیرومند است؛ آوای خداوند پرشکوه است. آوای خداوند درختان سِدر را میشکند؛ خداوند سِدرهای لبنان را در هم میشکند. او لبنان را همچون گوسالهای برمیجهاند، و سیریون را چونان گاوی جوان. آوای خداوند تیرهای آتشین آذرخش میفرستد. آوای خداوند بیابان را میلرزاند؛ خداوند بیابان قادِش را میلرزاند. آوای خداوند سروها را میلرزاند و جنگل را بیبرگ میگرداند. در معبد او همگان ندا میکنند: «جلال!» خداوند بر توفان آب جلوس فرموده است، خداوند چون پادشاه جلوس فرموده است، تا به ابد. باشد که خداوند قوم خود را نیرو بخشد؛ باشد که خداوند قوم خود را به سلامتی مبارک سازد.
اشعیا ۴۳:۱-۷
اما اکنون خداوند، آفرینندۀ تو ای یعقوب، و صانع تو ای اسرائیل، چنین میفرماید: «مترس، زیرا من تو را فدیه دادهام، و تو را به نام خواندهام، پس از آنِ من هستی. چون از آبها بگذری، با تو خواهم بود، و چون از نهرها عبور کنی، تو را فرو نخواهند گرفت. چون از میان آتش روی، نخواهی سوخت، و شعلهاش تو را نخواهد سوزانید. زیرا من یهوه خدای تو هستم، قدوس اسرائیل، نجاتدهندۀ تو. مصر را فدیۀ تو میسازم، و کوش و سِبا را به جای تو میدهم. از آنجا که در نظرم گرانبها و محترمی، و چون تو را دوست میدارم، آدمیان را به عوض تو خواهم داد، و قومها را به عوض جان تو تسلیم خواهم کرد. مترس، زیرا من با تو هستم؛ فرزندانت را از مشرق خواهم آورد، و تو را از مغرب جمع خواهم کرد. به شمال خواهم گفت: ”رهایشان کن“، و به جنوب که: ”نگاهشان مدار“. پسرانم را از دوردستها بیاورید، و دخترانم را از چهار گوشۀ زمین؛ یعنی هر که را که به نام من خوانده میشود و او را برای جلال خویش آفریده، و سرشته و ساختهام.»
اعمال ۸:۱۴-۱۷
چون رسولان در اورشلیم آگاه شدند که سامِریان کلام خدا را پذیرفتهاند، پطرس و یوحنا را نزد آنان فرستادند. زیرا هنوز بر هیچیک از ایشان نازل نشده بود، بلکه تنها به نام عیسای خداوند تعمید یافته بودند و بس. آن دو به سامِرِه آمده، برای ایشان دعا کردند تا روحالقدس را بیابند، پس پطرس و یوحنا دستهای خود را بر آنان نهادند و ایشان روحالقدس را یافتند.