چند سال پیش، نویسنده و نمایشنامه‌نویس بریتانیایی، آلِن بِنِت، در مصاحبه‌ای چنین گفت: «به نظر من، بهترین تخصص ما بهتر از هر کار دیگری در انگلستان، ریاکاری است.» گفتهٔ او کمی بلوا به راه انداخت، اما قطعاً قصد داشت با اشاره به برخی حقایق، با بذله‌گویی، مردم را برانگیزد.
اما ریاکاری و دورویی اصلاً موضوع خنده‌داری نیست. هرگونه جانب‌داری آشکار از خصایل پرهیزکارانه، یا باورها و معیارهای اخلاقی یا مذهبی که با حرف یا عمل گوینده همخوانی نداشته باشد، بدتر از ریاکاری و تزویر است. خشمگینانه‌ترین هجمه‌ها و حملات عیسی، ریاکاری رهبران مذهبی روزگار او را نشانه می‌گرفت، رهبرانی که به آنچه وعظ می‌کردند، عمل نمی‌کردند و با تعالیم مخدوش خود مردم را گمراه می‌ساختند.

پولس می‌فرماید که بالیدن به شریعت خدا، و در همان حال، زیر پا گذاشتن و منحرف ساختن آن، برابر است با کفر گفتن به خدا در ملأ عام. وقتی رسانه‌ها کلیساها را به عمل یا برخوردی ریاکارانه متهم می‌سازند، ما در مظان اتهام به خیانت قرار می‌گیریم، خیانت نه صرفاً به اصول‌مان، بلکه به خودِ خدا. پس جای تعجب نیست که وقتی ریاکاری این‌چنین محسوس می‌گردد، شهادت ما در مورد خبر خوش عیسای مسیح را با چنین قدرتی ویران می‌سازد.

در این آیات، پولس دیدگاه یهودیان در مورد ختنه را محکوم می‌سازد، زیرا به گفتهٔ دانشمند کتاب‌مقدس، سی. کِی. بارِت، ایشان ختنه را «نوعی گذرنامه به‌سوی نجات» می‌پنداشتند. اکنون ما باید از خود بپرسیم که معادل‌های امروزی چنین دیدگاهی کدام‌ها هستند. آیا برای نشان دادن تعلق به مسیحیت، مؤلفه‌هایی تعیین می‌کنیم که بیشتر بر پایهٔ رسوم دلخواه فرهنگی هستند تا دعوت روحانی‌مان؟ پولس ما را به سؤال قبلی بر می‌گرداند، سؤال در مورد شالوده‌ها و پایه‌های راستین هویت‌مان.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *