حدّ و حدود، سبب ایجاد امنیت میشوند، چرا که با ایجاد نظم و ترتیب؛ حد و مرز قرار میدهند. خدا همانطور که در طبیعت حد و حدود مقرر میفرماید، در قلمروِ اجتماعی و سیاسی نیز همین کار را انجام میدهد. اما این نظم و ترتیب را اشخاص رذل بر هم میزنند، اشخاصی که «کارهای زشتشان را حدی نیست». ارمیا چنین تصویری ترسیم میکند: آنانی که فاقد قدرتاند، مورد ستم قرار میگیرند، حق و حقوقشان ضایع میگردد و حد و حدودشان نادیده گرفته میشود. در دل چنین فساد هولناکی، فقدانی حیرتانگیز در زمینهٔ درک، و اکراه از «دیدن» خدا، و در نتیجه ادراکی نادرست از خویشتن و دیگران نهفته است. توانمندان دام میگسترند و ناتوانان طعمهٔ ایشان میگردند. این وضعیت زمانی بدتر از این نیز میشود که صدای آنانی که مقرر بود حقیقت را بیان کنند، فاسد میگردد: «انبیا به دروغ نبوّت میکنند، و کاهنان به اقتدار خویش حکم میرانند.»
ندای ارمیا به شکلی آزاردهنده، برای روزگار خود ما نیز طنینافکن است، به اینگونه: رفتارهای نادرست در کلیسا و در جامعهٔ وسیعتر، که سالهایی طولانی از زد و بندها و لاپوشانیها را در پی دارد؛ فقر فزایندهٔ فقیرترین افراد، و بیتفاوتی بعضی که در مناصب بالاتر قرار دارند.
سؤالاتی که در این چلهٔ روزه و توبه مطرح میگردند، سخت قاطع هستند: تمرکز دل من بر چیست- بر خدا یا بر نفـْس خودم؟ آیا برای دفاع از حق و حقوق ضعیفان میایستم؟ آیا حد و حدودی را که خدا مقرر فرموده، محترم میشمارم؟ ندای ارمیا ما را به دعا و توبه فرا میخواند. آیا گوش شنوا برای شنیدن دارم؟
Today's Prayer
ای خدای قادر مطلق،
که پسرت، عیسای مسیح، بهمدت چهل روز در بیابان روزه داشت،
و همچون ما وسوسه شد، اما گناهی نکرد:
ما را فیض عنایت فرما تا خود را در اطاعت از روح مقدست، منضبط سازیم؛
و به همانسان که تو از ضعفهای ما آگاهی،
ما نیز از قدرت تو برای نجات بخشیدن آگاه شویم؛
بهواسطهٔ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
ارمیا ۵:۲۰ تا آخر
این را به خاندان یعقوب اعلان کنید، و در یهودا ندا در داده، بگویید: «ای ملت نادان و بیفهم، این را بشنوید! ای شما که چشم دارید اما نمیبینید، و گوش دارید اما نمیشنوید. خداوند میفرماید: آیا از من نمیترسید؟ آیا در حضور من نمیلرزید؟ من دانههای شن را بر دریا حد قرار دادم، سدی دائمی که از آن نتواند گذشت. اگرچه امواجش به تلاطم آید، غلبه نتواند یافت؛ و هرچند به خروش آید، از آن تجاوز نتواند کرد. اما این قوم را دلی سخت و طغیانگر است؛ آنان روی برتافته، به راه خود رفتهاند. در دل خویش نمیگویند: ”بیایید از یهوه خدایمان بترسیم، که باران پاییزی و بهاری را در موسمش عطا میکند، و هفتههای معین به جهت حصاد را برای ما نگاه میدارد.“ خطایای شما این چیزها را دور کرده، و گناهانتان نیکویی را از شما بازداشته است. «زیرا در میان قوم من بدکارانی یافت شدهاند که همچون صیادان به کمین مینشینند، و دامها میگسترند تا مردم را صید کنند. همچون قفسی پُر از پرنده، خانههای ایشان پر از فریب است؛ از همین روست که بزرگ و دولتمند شدهاند، و فربه و آراسته گشتهاند. کارهای زشتشان را حدی نیست؛ یتیمان را به عدل دادرسی نمیکنند تا پیروز شوند، و به دفاع از حق نیازمندان برنمیخیزند. آیا نباید به سبب این اعمال مجازاتشان کنم؟ آیا نباید خود از چنین قومی انتقام بکشم؟» این است فرمودۀ خداوند. چیزی تکاندهنده و هولناک در این سرزمین رخ داده است: انبیا به دروغ نبوّت میکنند، و کاهنان به اقتدار خویش حکم میرانند، و قوم من این حالت را دوست میدارند، اما در آخر چه خواهید کرد؟
مزمور ۱۱۰
خداوند به خداوندگار من گفت: «به دست راست من بنشین تا آن هنگام که دشمنانت را کرسی زیر پایت سازم.» خداوند عصای اقتدار تو را از صَهیون دراز خواهد کرد؛ در میان دشمنانت فرمانروایی کن. در روزی که به جنگ روی قوم تو با رغبت داوطلب خواهند شد. آراسته به شکوهی مقدس، جوانان تو چون شبنم از رَحِمِ فجر نزد تو حاضر خواهند بود. خداوند سوگند خورده و نظرش را تغییر نخواهد داد که: «تو جاودانه کاهن هستی، در رتبۀ مِلکیصِدِق.» خداوند بر دست راست توست! او در روز خشم خود پادشاهان را در هم خواهد کوبید. او قومها را داوری خواهد کرد و آنها را از لاشها پر خواهد ساخت و سران را در سرتاسر زمین خواهد کوبید. او از نهر کنار راه خواهد نوشید؛ بنابراین سَرِ خویش را بر خواهد افراشت.
مزمور ۱۱۱
هَلِلویاه! خداوند را با تمامی دل سپاس خواهم گفت، در شورای صالحان، در میان جماعت. کارهای خداوند عظیم است؛ آنان که از آنها لذت میبرند، جملگی در آنها غُور میکنند. کار او پر از جلال و شکوه است، و عدالتش پایدار، تا به ابد! او خویشتن را به کارهای شگفتش شهره ساخته است؛ خداوند فیاض و رحیم است. او ترسندگان خود را روزی میدهد، و عهد خویش را تا به ابد یاد میدارد. قوّت کارهای خویش را بر قوم خود اعلام داشته، تا میراث قومها را بدیشان عطا فرماید. اعمال دستهایش حق و عدل است، و جملۀ احکامش قابل اعتماد. پایدارند تا ابدالآباد، و در راستی و درستی وضع گردیدهاند. فدیه را برای قوم خود فرستاد، و عهد خویش را جاودانه حکم فرمود؛ قدوس و مَهیب است نام او! ترس خداوندآغاز حکمت است، آنان را که به احکام او عمل میکنند فهمِ نیکوست. ستایش او تا به ابد پایدار است!
یوحنا ۵:۳۰ تا آخر
امّا اگر نوشتههای او را باور ندارید، چگونه سخنان مرا خواهید پذیرفت؟» زیرا اگر موسی را تصدیق میکردید، مرا نیز تصدیق میکردید، چرا که او دربارۀ من نوشته است. مپندارید مَنَم که در حضور پدرْ شما را متهم خواهم کرد؛ متهمکنندۀ شما موسی است، همان که به او امید بستهاید. من به نام پدر خود آمدم، ولی شما مرا نمیپذیرید. امّا اگر دیگری به نام خود آید، او را خواهید پذیرفت. چگونه میتوانید ایمان آورید در حالی که جلال از یکدیگر میپذیرید، امّا در پی جلالی که از خدای یکتا باشد، نیستید؟ «جلال از انسانها نمیپذیرم، امّا شما را خوب میشناسم که محبت خدا را در دل ندارید. شما کتب مقدّس را میکاوید، زیرا میپندارید به واسطۀ آن حیات جاویدان دارید، حال آنکه همین کتابها بر من شهادت میدهند. و همان پدری که مرا فرستاد، خودْ بر من شهادت میدهد. شما هرگز صدای او را نشنیده و روی او را ندیدهاید امّا من شهادتی استوارتر از شهادت یحیی دارم، زیرا کارهایی که پدر به من سپرده تا به کمال رسانم، یعنی همین کارها که میکنم، خودْ بر من شهادت میدهند که مرا پدر فرستاده است. و کلام او در شما ساکن نیست، زیرا به فرستادۀ او ایمان ندارید. نه اینکه من شهادت انسان را بپذیرم، بلکه این سخنان را میگویم تا نجات یابید. او چراغی بود سوزان و فروزان، و شما خواستید دمی در نورش خوش باشید. البته شما کسانی نزد یحیی فرستادید و او بر حقیقت شهادت داد. امّا دیگری هست که بر من شهادت میدهد و میدانم شهادتش دربارۀ من معتبر است. «اگر من خود بر خویشتن شهادت دهم، شهادتم معتبر نیست. من از خود کاری نمیتوانم کرد، بلکه بنا بر آنچه میشنوم داوری میکنم و داوری من عادلانه است، زیرا در پی انجام خواست خود نیستم، بلکه انجام ارادۀ فرستندۀ خود را خواهانم.