این خدا کیست که نسبت به وعدههای خود امین است؟ موسی فکر میکرد که اگر قرار باشد ایمان بیاورد، باید پاسخ این سؤال را بداند. او نام خدا را طلب کرد. پاسخ خدا نیز بینهایت مبهم است. با وجود تمام تلاشهای محققان، ما هنوز هم آنطور که باید، معنای «هستم، آنکه هستم» را نمیدانیم. همینطور، زمان افعال در زبان عبری هم کمک زیادی به این مسئله نمیکنند. آیا این عبارت را میتوان به شکل «من خواهم بود، آنکه خواهم بود» یا «هستم، آنکه خواهم بود» ترجمه کرد؟
موسی باید دقیقتر گوش میکرد. سه بار به او گفته شد که خدا کیست: «خدای ابراهیم، خدای اسحاق و یعقوب». دیگر خدایان، هر یک نامی بر خود داشتند، مانند: خدایان کوچکتر، یا اعضای خانوادههای یزدانی. اما خدای اسرائیل، برای شناختهشدن نیاز به نام ندارد. او با چیزی بسیار پویاتر تعریف میشود. چرا که مدتهاست در زندگی اجداد عبرانیان در کار بوده است. او به آنان وعدههایی داده و به مصائبشان توجه کرده بود. او آماده بود تا وارد عمل شود. او سختیهای آنان را موشکافی کرده بود و نبیِ خود را برگزیده و آماده کرده و پیامش را به وی داده بود. یک سرزمین، منتظر بود.
پس افعال گذشته، حال یا آینده در مورد او تفاوتی ندارند. این خدا، همان کسی است که در تمام زمانها خداست. پس از آن بود که قوم اسرائیل او را یهوه خواندند، اما بعدها با جایگزینکردن کلمۀ «خداوند»، از بهزبانآوردن این نام امتناع ورزیدند. او نام، تمثال تراشیده یا هیچچیز ثابت دیگری ندارد، بلکه همچون نیرویی پویا و در حرکت، در زندگی اسرائیل و قوم خود برای تمام زمانهاست.