دانیال که همیشه رویاهای دیگران را تعبیر می‌کرد، خود یک رویا دید. تلاش‌های بسیار برای ارتباط دادن وحش‌های رویای دانیال با حکومت‌های سرکوبگر جهان همیشه در طول قرن‌ها بی‌نتیجه بوده است، و بهتر است این رویا را در همان دورانی که دیده شد، معنا کنیم، یعنی در حوالی سال ۵۵۴ ق.م. و در بستر چند قرنِ منتهی به تولد مسیح.
فرهنگ بابلی پر از هیولاهای عجیب و غریب بود. در اینجا می‌بینیم که آنها از دریایی بیرون می‌آیند که توسط باد متلاطم شده بود. این در فرهنگ‌های باستانی، نماد هرج و مرج و آشوب بود. تفکر یهودی به‌طور متمایزی مدعی بود که دریای متلاطم و باد تحت حاکمیت خدا قرار دارند، همان‌طور که در هنگام خلقت و عبور از دریای سرخ ثابت شده بود (ایوب ۲۶‏:‏۱۲‏-‏۱۳، مزمور ۱۰۴‏:‏۶‏-‏۹). بنابراین، رؤیای ترسناک و پر سر و صدای دانیال به قدرت مطلق و غایی خدا اشاره داشت.

ناگهان در میان سر و صدا و تصاویر پریشان‌کننده، بارگاه آسمانی در شکوه و جلال خود با حضور قدیم‌الایام آشکار می‌شود. او کسی است که تمام تاریخ را به چشم دیده و بر تختی مهیب و آتشین جلوس نموده است. آتش، نماد حضور خدا بود؛ هم در بوتۀ مشتعل برای موسی، (خروج ۳‏:‏۲‏-‏۴) و هم در رویارویی ایلیا و اخاب (۱پادشاهان ۱۸‏:‏۳۸). بعد، داوری بر قدرت ددمنشانۀ چهار وحش قرار گرفت و آنها را خلع‌سلاح یا نابود کرد. آنها راه را برای انسانی باز کردند که با ابرهای آسمان می‌آمد. این نشانۀ الوهیت او بود؛ کسی که حکومتش جاودانی و بی‌زوال است. از آنجا که تصور بر این بود که پادشاهان نزدیکی خاصی با خدا داشتند، پس این رویا، بیانگر آمدن و به قدرت رسیدن پادشاهی مسیحایی و پارسا در آینده بود. دو قرن بعد از به نگارش در آمدن این رویا، عیسی با آمدن به میان ما، این تصویر را در شخص خود به تجلی درآورد (مرقس ۱۴‏:‏۶۲).

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *