پطرس تصور می‌کرد اگر کسی را هفت بار ببخشد، بسیار سخاوتمندانه رفتار کرده، اما می‌بینیم که این عدد در مقابل هفتادْ هفت بار (آیۀ ۲۲) – یا به‌عبارت دیگر، آن‌قدر که دیگر نتوان حساب آن را نگه داشت – نامهربانانه به نظر می‌رسد. عیسی این مَثَل را گفت تا بخشیدن را به ما نشان دهد. او برای این کار، بدهی ۱۰ هزار قنطاری یک نفر را مثال زد، مبلغی که با مقیاس‌های امروزی شاید نتواند بدهی بانکی یک کشور را بپردازد، اما برای یک شخص، بدهی بسیار سنگینی – معادل پنج میلیارد پوند – خواهد بود. نوشتن این تأمل با یک بحران ادامه‌دار در منطقۀ یورو مصادف شده است. رهبران آلمان به‌وضوح گفته‌اند که نمی‌توانند دائماً بدهی‌های کشورهایی را بدهند که قادر به مدیریت صحیح اقتصاد خود نیستند. یونان تلاش کرده تا دولتی را بر سر کار بیاورد که متعهد به برطرف‌کردن ریاضت‌های اقتصادی باشد. آیا آلمان می‌تواند سیاست‌های متفاوت اقتصادی یونان را ببخشد؟ آیا یونان می‌تواند صدای نگرانی آلمان را بدون یادآوری تصرفات نازی‌ها در جنگ جهانی دوم بشنود؟ آیا بخشیدن، بدون به‌یاد‌آوردن هزینه‌ها و احساس سنگین خاطرات، امکان‌پذیر است؟
عیسی گفت که بخشش را باید تجربه و زندگی کرد. کسی که بدهی چند میلیارد پوندی‌اش بخشیده شد، نتوانست بدهی ۱۰۰ دیناری، یا مزد ۱۰۰ روز دیگری را ببخشد که امکان بازپرداختش به مرور زمان، وجود داشت. جالب اینجاست که به محض قصور در بخشیدن دیگران، در بخشیده‌شدن نیز شکست خواهیم خورد. خادم اول نزد پادشاه احضار و محکوم به شکنجه شد. بنابراین، به‌نظر می‌رسد که حدی برای بخشیدن وجود داشته باشد. البته منظور، محدودیت در تعداد دفعات بخشیدن نیست، بلکه محدودیتی است که ناشی از قصور در بخشیدن است؛ همان‌طور که در دعای ربانی می‌گوییم: «گناهان ما را ببخش، زیرا ما نیز همۀ قرضداران خود را می‌بخشیم» (لوقا ۱۱‏:‏۴).

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *