استیفان دفاعیه‌ی خود را در مقابل شورای یهود، با استناد به تاریخ عرضه داشت، به ماجرای فراگیر و جامع عملکرد و رابطه‌ی خدا با اسرائیل. در طی آن، استیفان این ماجرای تاریخی را از روزگار ابراهیم تا ایام عیسی بازگو کرد. شکل نهایی روایت استیفان را لوقا خلق کرد، آن هنگام که کتاب اعمال را به نگارش درآورد. گرچه هدف او این نبود، اما در آن نگاهی اجمالی از پیام بنیادین کلیسای اولیه به دست می‌دهد. این برای مخاطبینی طرح‌ریزی شده بود که از ماجراهای تاریخ یهود آگاهی داشتند، رابطه‌ی موجود میان عیسی و تاریخ اسرائیل را که در حال آشکار‌شدن بود، و حالتی مرکزی داشت، شرح می‌دهد. این پیام با این شکل خاص خود، به این منظور تدوین شده بود تا مخاطبین شکاک یهودی را متقاعد سازد که عیسی در واقع همان مسیح موعود و مورد انتظار بوده است. اکنون بعد از دو هزار سال، آنانی که پیام مسیحیت را می‌شنوند، با یهودیان آن روزگار تفاوت بسیار دارند. امروز مخاطبین این پیام، متعلق به قشرهایی کاملا متفاوت هستند. نمی‌توان فرض را بر این گذاشت که مردم امروز، تاریخ یهودیان را می‌دانند یا آن را می‌پذیرند. همچنین نمی‌توان فرض کرد که تفسیر یهودیان از تاریخ همان است که امروزه در تمام دنیا متداول است. در روزگار ما، مسیحیان باید با جهانی سخن گویند که متشکل از طیفی گستره از عقاید است، و نیز با جوامعی که مفهوم تاریخ را به شیوه‌هایی متنوع استنباط می‌کنند. در چنین شرایطی، بعید به نظر می‌رسد که مردم تنها در اثر فریادهای بلند ما یا استفاده حرفه‌ای از رسانه‌های جمعی، نسبت به حقایق مسیحیت یقین بیابند و متقاعد شوند. به نحوی متناقض‌نما، اگر بیاموزیم که بیشتر گوش فرا دهیم تا اینکه مدام حرف بزنیم، شاید بیشتر مردم را متقاعد سازیم، زیرا به این شکل، درک متقابل می‌تواند بهتر برقرار شود.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *